502-من شما را امر به معروف و نهى از منکر کردم ، اما خود، آنها را انجام ندادم و به همین جهت داخل آتش شدم .(192)
38 بازدید
تاریخ ارائه : 7/16/2012 3:41:00 PM
موضوع: علوم تربیتی
هم سنگ شیطان

بِسْمِ اللّهِ الْرَّحْمنِ الْرَّحیمْبعضى از مردم استاد شیطان و بعضى شاگرد، بعضى رفیق و دوست ، بعضى برادران و پیروان او بوده اند. عده اى هم هستند که با شیطان در درجه و رتبه و عذاب و شکنجه مساوى و با او در یک ردیف اند.
از جمله : کسانى که با زحمت و رنج بسیار، دانش اندوخته و به مقامى رسیده اند، ولى به دانش خود عمل نمى کنند و به اصطلاح عالم بى عمل هستند. چنین اشخاصى با شیطان برابراند.
حضرت امیر علیه السلام فرمودند: تورات بر پنج کلمه ختم شده است : من دوست مى دارم در اول هر صبحى آن کلمات را بخوانم و در آنها دقت نمایم . اولین از فقرات آن ، این است :
العالم الذى لایعمل بعلمه فهو و ابلیس سواه
((عالمى که به دانش خود عمل نکند او با ابلیس هم سنگ و برابر است )).(189)
ابلیس هم یکى از دانایان و دانش مندان بود، ولى به علم خود عمل نکرد و با این که ملیاردها سال در بهشت بود آخر الامر بدین سرنوشت ناگوار دچار گشت و از آن محروم شد و باید همیشه در آتش و عذاب خدا به سر برد.
عالمى هم که به علم خود عمل نکند جایگاهش در قیامت همان جایگاه ابلیس است ، و در حسرت بهشت باید به عذاب و شکنجه با ان ملعون مساوى و تا ابد گرفتار گردد.
عالمى که به علم خود عمل نکند در چند جا مانند ابلیس پشیمان خواهد شد در حالى که پشیمانى براى او سودى نخواهد داشت :
1. هنگام مرگ ؛ حضرت امیر المومنین علیه السلام راجع به علماى بى عمل چنین فرمود:
اشد الناس ندما عند الموت العلماء غیر العاملین
((پشیمان ترین مردم هنگام مرگ عالمانى هستند که به علم خود عمل نکرده اند)).(190)
2. روز قیامت ؛ حضرت رسول صلى الله علیه و آله و سلم فرمودند: کسى که کسب علم و دانش کند و علم خود را به کار نبندد، خداوند روز قیامت او را محشور مى گرداند در حالى که کور است .(191)
3. در جهنم ؛ نیز آن حضرت صلى الله علیه و آله و سلم فرمودند: روز قیامت عده اى از اهل بهشت و کسانى که از عالمى کسب علم کرده اند و به وسیله آن داخل بهشت شده اند - اطلاع پیدا مى کنند که آن عالم در جهنم است . از او مى پرسند: چه چیز باعث شد که تو داخل جهنم شوى ؟ در جواب مى گوید: من شما را امر به معروف و نهى از منکر کردم ، اما خود، آنها را انجام ندادم و به همین جهت داخل آتش شدم .(192)

 

بدتر از شیطان

بِسْمِ اللّهِ الْرَّحْمنِ الْرَّحیمْآیا بدتر، پست تر و پلیدتر از شیطان در جهان کسى هست ؟ آیا خداوند چنین کسى را تاکنون آفریده است ؟ آن طور که خود شیطان گفته ، بدتر از او هم وجود دارد.
امام صادق علیه السلام از امیر المومنین علیه السلام نقل مى کند که آن حضرت فرمود: روزى از کوفه خارج شدم ، در حالى که قنبر و عده اى از اصحاب هم با من بودند. به قنبر گفتم : آیا چیزى را که من مى بینم تو هم مى بینى ؟ عرض کرد: خیر، من چیزى نمى بینم . به اصحاب خود گفتم : آیا شما مى بینید چیزى را که من مى بینم ؟ عرض کردند: خیر، یا امیر المومنین ! خدا چشم شما را نورانى و روشن تر گرداند.
فرمود: قسم به آن خدایى که دانه را شکافت و مخلوقات را از نیستى پدید آورد، به شما نشان خواهم داد چیزى راکه خود مى بینم و مى شنوانم چیزى را که خود مى شنوم ، طولى نکشید ناگهان پیرمردى بلند قد و باهیبت ، در حالى که دو چشم طولانى داشت ، ظاهر شد. عرض کرد: ((السلام علیک )) یا امیر المومنین و رحمه الله و برکاته ! آن حضرت فرمود:اى ملعون ! از کجا آمده اى و به کجا مى روى ؟ عرض کرد: از پیش مردم آمدم و به سوى مردم مى روم . فرمود: تو، پیرمرد بدى هستى .
عرض کرد:اى على ! از کجا مى دانى که من بد مردى هستم . از من بدتر هم وجود دارد. آیا مى خواهى حدیثى را از خداوند متعال براى تو نقل کنم که بین من و خدا نفر سومى هم بود؟
فرمود: تو، حدیثى را از خدا نقل کنى ؟ گفت : بلى ! بعد گفت : وقتى خداوند مرا از بهشت بیرون کرد، در آسمان چهارم ندا کردم و گفتم :اى پروردگار عالم ! آیا خلقى از تو شقى تر و بدعاقبت تر از خلق کرده اى ! خداوند به سوى من وحى فرستاد: بلى ، خلقى از تو شقى تر و بد عاقبت تر هم خلق کرده ام ! برو پیش مالک جهنم تا به تو نشان دهد. من رفتم پیش مالک جهنم ، او هم مرا برد به سوى جهنم ، طبقه اول را باز کرد، آتش سیاه از آن بیرون آمد. من فکر کردم الان ، هم من و هم ملک را مى سوزاند. دستور داد برگرد، آتش هم برگشت . طبقه دوم را باز کرد، آتش سوزانده تر و سیاه تر بیرون آمد. همین طور تا طبقه هفتم را باز کرد، آتشى از این طبقه بیرون آمد که من فکر کردم ، هم من و هم مالک و هم جمیع خلایق را خواهد سوزاند. من از ترس ‍ دست هاى خود را بر روى چشم هایم گذاشتم و گفتم :اى مالک ! بگو خاموش شود که الان من از بین خواهم رفت .
مالک گفت : خیر، تو تا روز معلومى زنده خواهى ماند. دستور داد آتش ‍ خاموش شود. در پایین طبقه هفتم دو نفر را دیدم که در گردن هاى آنان زنجیرهایى از آتش بود و به وسیله این زنجیرها آویزان بودند. عده اى بالاى سرشان با گرزهاى آتشین ایستاده و دایما با آنها بر سر آنها مى زدند.
گفتم :اى مالک ! این دو نفر چه کسانى هستند؟ گفت : آیا دو هزار سال قبل از آن که خداوند خلایق را خلق کند، در ساق عرش نخوانده اى که نوشده بود ((نیست خدایى مگر خداى احد واحد، و محمد صلى الله علیه و آله و سلم رسول او است که على علیه السلام او را یارى خواهد کرد)) بعد گفت : این دو نفر کسانى هستند از دشمنان على و از کسانى که در حق او ظلم و ستم مى کنند.(193)

 

شیطان تر از شیطان

بِسْمِ اللّهِ الْرَّحْمنِ الْرَّحیمْآیا خداوند در جهان ، شیطان تر، مکارتر، حیله بازتر و شرورتر از شیطان خلق کرده است ؟ بلى ، بعضى در عالم پیدا مى شوند که شیطنت آنها از شیطان بیشتر است . اگر او همه را مى فریبد و از راه حق و حقیقت منحرف مى کند، آنان خود شیطان را گول مى زنند و فریب مى دهند؟ براى نمونه به داستان ذیل توجه شود:
از امیر المومنین علیه السلام نقل شده که فرمود: من در کنار کعبه نشسته بودم . ناگهان دیدم پیرمردى کمر خمیده ، ابروهایش در اثر پیرى بر چشمانش افتاده ، موهاى سرو صورتش سفید شده ، عصایى به دست گرفته ، کلاه قرمزى بر سرگذاشته ، عبایى از موبر دوش انداخته و تکیه به کعبه داده است . نزدیک پیامبر اکرم صلى الله علیه و آله و سلم آمد و گفت : یا رسول الله ! خداوند تو را رحمه للعالمین )) قرار داد. و از وقتى که آیه :
قل یا عبادى الذین اسرفوا على انفسهم لاتقنطوا من رحمه الله ان الله یغفر الذنوب جمیعا
((اى پیامبر! به بندگان من بگواى کسانى که ! (در اثر گناه ) بر نفس خود اسراف کردید از رحمت خدا ماءیوس نشوید؛ زیرا خداوند همه گناهان را مى بخشد)).(194)
نازل شد، من به طمع افتادم که خداوند گناه مرا نیز خواهد آمرزید، لیکن شفیع و واسطه هم ضرورت دارد و بهتر از تو شفیعى در عالم نیست . من توبه مى کنم و تو شفاعت کن تا خداوند، توبه مرا نیز قبول کند. جبرئیل نازل شد و عرض کرد: یا رسول الله صلى الله علیه و آله و سلم ! ما هیچ کس را از رحمت خویش ماءیوس نکرده ایم ؛ چون آن ملعون تو را شفیع خود قرار داد، توبه اش را بپذیر و ما هم مى پذیریم ؛ به شرط آن که به نجف بر سر قبر حضرت آدم برود و سجده کند. حضرت رسول صلى الله علیه و آله و سلم خبر را به او داد: وى قبول کرد که برود نجف اشرف در کنار قبر حضرت آدم و بر آن سجده کند.
چون برخاست و مقدارى راه رفت ، عمر خود را به او رساند و بسیار سرزنش کرد و گفت : اى شیطان ! چیزى که تو میان همه خلایق معروف و مشهور کرد، این بود که تو غیرت داشتى ، روى حرف خود محکم ایستادى ، با خداى خود مجادله و بحث کردى : وقتى که آدم علیه السلام زنده و روح در بدنش بود سجده نکردى ! الان مى روى که بر خاک او سجده کنى ! مگر غیرت خود را از دست داده اى ! آتش براى تو بهتر از ننگ و عار است ! این قدر گفت که او را پشیمان کرد. شیطان هم از قصد خود منصرف شد.(195)

ان کان ابلیس اغوى الناس کلهم

فانت یا عمر اغویت شیطانا

یکى بچه گرگ مى پرورید

چه پرورده شد خواجه را بر درید

چه بر پهلوانان سپردن بخفت

زبان آورى بر سرش رفت و گفت

تو دشمن چنین نازنین پرورى

ندانى که ناچار زخمش خورى

نه ابلیس در حق ما طعنه زد

کز اینان نیاید به جز کار بد

فغان از بدیها که در نفس ما است

که ترسم شود طعن ابلیس راست

چه ملعون پسند آمدش قهر ما

خدایش برانید از بهر ما

کجا سر برآریم از این نام ننگ

که با او به صلحیم و با حق به جنگ

نبینى که کمتر نهد دوست پاى

که بیند چو دشمن بود در سراى

یکى مال مردم به تلبیس خورد

چه بر خواست لعنش بر ابلیس کرد

چنین گفت : ابلیس اندر رهى

که هرگز ندیدم چنین ابلهى

ترا با من است اى فلان ! آشتى

چرا تیغ پیکار برداشتى ؟

 

گمراهتر از شیطان

بِسْمِ اللّهِ الْرَّحْمنِ الْرَّحیمْعده اى از مردم هستند که در کفر ورزى و شرک ، پست فطرتى و بى وجدانى از شیطان پست تر و گمراه ترند. در قیامت هم از نظر عذاب و شکنجه در بدترین وضعى قرار دارند که خود شیطان هم از زیادى عذاب و شکنجه و بدبختى آنها تعجب مى کند!
سلیم بن قیس از سلمان فارسى نقل مى کند که گفت : وقتى روز قیامت - هر کسى به جزاى اعمال خود برسد - ابلیس لعین را در حالى که با افسارى از آتش مهار کرده - و گرداگرد او را گرفته اند - به عرصه محشر مى آورند.
از طرف دیگر، شخص گمراهى را هم که در دنیا از شیطان اطاعت کرده ، و بارى از گناهان را بر دوش او بار کرده و با دو افسر، از افسران آتشین ، دهنه بسته و مهار کرده اند، کشان کشان به صحراى عرصات مى آورند. وقتى ابلیس او را مى بیند به سویس مى رود و نعره اى مى کشد و به او مى گوید:اى شخص (بدسیرت )! مادر به عزایت بگرید. تو کیستى و چه کاره اى - که عذاب و سختى تو از من بیشتر است ؟ - من که اولین و آخرین مردم را گمراه و گرفتار نموده ام . با یک افسار مهار شده ام ، ولى مى بینم تو را با دو افسار در بند و زنجیر کشیده اند.
در جواب مى گوید: من آن کسى هستم که حرف تو را شنید و از تو اطاعت کردم . کسى هستم که تو، به من دستور مى دادى خداى خود را نافرمانى کنم - و من همین کار را کردم . او به من امر مى کرد که او را بندگى و عبادت کنم - ولى من از روى لجاجت و شقاوت و فرمان بردارى از تو - سرپیچى مى کردم .(196)
آرى ، این ها کسانى هستند که حرف پیامبران و اولیا و ائمه معصوم علیها السلام و قرآن را زیر پاگذاشته و به دستور آن ملعون بودند. پس باید جزاى کردار خویش را ببینند به طورى که خود شیطان هم در شگفت باشد.

 

لشکر شیطان

بِسْمِ اللّهِ الْرَّحْمنِ الْرَّحیمْمسلم است که هیچ پادشاهى و سلطان و امیرى نمى تواند به تنهایى و بدون سپاه و لشکر، کشورش را اداره کند و احتیاج به نیرو دارد؛ هر چه لشکرش ‍ بیشتر و مجهزتر باشد قدرت آن کشور هم افزایش مى یابد. عمده همت یک سلطان ، آماده کردن لشکر منظم و مرتب است . شیطان هم از این برنامه بیرون نیست و احتیاجى به نیرو و لشکر دارد. وى با آن ، کار خود را شروع مى کند. سپاه و نیروى شیطان از چند طایفه تشکیل مى شود:
1. امام صادق علیه السلام فرمود: لشکر شیطان از تبار او پدید مى آید که همان شیاطین هستند.(197)
2. لشکر شیطان : از پیروان او - اعم از فرزندانش و فرزندان آدم - تشکیل مى شود.(198)
3. از معصیت کاران پیروان او - اعم از معصیت کاران جن و انس - شکل مى گیرد.(199)
4. کسانى که شیطان ، آنان را به بت پرستى فرا مى خواند و آنان در این دعوت از او پیروى مى کنند.(200)
5. عبارت اند از هم نشینان شیاطین ، آنان که قرآن از ایشان به عنوان کسانى یاد مى کند که از گمراهى دست بر نمى دارند، مگر آن گاه که موجبات ورود آنها را به آتش دوزخ فراهم آورند.(201)
لشکریان مهم شیطان از دو گروه تشکیل مى شود: یکى زنان - بى ایمان و هرزه - و دیگرى غضب . در روایتى آمده :
لیس لابلیس جند اشد من النساء و الغضب (202)؛
((حضرت رسول و امام صادق علیه السلام هر دو فرمودند: - ((لشکرى سخت تر از از زن ها و غضب ، براى شیطان نیست .))(203)
اما زن ها، خود آن ملعون مى گوید: زن هاى (بى ایمان ) نصف لشکر من است ، و آنها از براى من تیرى هستند که به هر جا افکنم خطا نمى رود. با این لشکر - زنان بى ایمان و فریبنده - شیطان به جنگ مردان با ایمان و با تقوا مى رود که به قول خودش ، آنها تیرى هستند که خطا نمى روند.
روایاتى از زبان شیطان ، درباره تعریف از زنان بى ایمان وارد شده که : قابل توجه است . ما به بعضى از آنها اشاره مى کنیم :
در ملاقاتى که حضرت یحیى علیه السلام با ابلیس نمود، در ضمن سخنانى که آن حضرت با آنان ملعون داشت ، مى پرسد: اى ملعون ! چه چیز بیشتر موجب خوش حالى و روشنى چشم تو مى گردد؟
عرض کرد: زنان (بى ایمان ) که ایشان تله ها و دام هاى من اند. وقتى لعنت و نفرین هاى صالحان بر من جمع مى شود، نزد زن ها مى روم و از ایشان دل خوش مى گردم .
در حدیث دیگرى آمده است : ابلیس به خدمت حضرت یحیى علیه السلام عرض کرد: اى یحیى ! هیچ چیز مثل زنان کمر مرا محکم نمى کند و چشمم را روشن نمى گرداند. ایشان تله ها و دام هاى من اند و تیرى هستند که به وسیله آنان خطا نخواهم کرد: پدر و مادرم به فداى ایشان باد.
سپس افزود: اگر آنان نبودند، من نمى توانستم پست ترین و بى عرضه ترین مردان را گمراه کنم ! چشم من به ایشان روشن است ، به واسطه ایشان به مرادم مى رسم ، به سبب آنها مردم دنیا را به پرتگاه مى برم . مهمترین وسیله اى که شیطان جهت اغواى آدمیان به کار مى برد، در درجه اول زنان - بى دین و شرور - و پس از آن پول است . از این جهت گفته شده : زنان (بى تقوا) زاده شیطان اند.(204)
لذا حضرت رسول صلى الله علیه و آله و سلم به مردم دنیا اخطار مى کند و مى فرماید: از دنیا بترسید و از زنان بپرهیزید؛ زیرا شیطان مانند دیده بان لشکر در کمین است و هیچ یک از دام هاى او براى شکار مردان پرهیز کار مانند زنان ، مورد اطمینان نیست .(205)
او کوشش مى کند که حتى پیامبران الهى را به وسیله زنان به دست آورد و نابود کند.
حضرت رسول صلى الله علیه و آله و سلم فرمودند: خدا هیچ پیغمبرى از گذشتگان را مبعوث نگردانید مگر آن که شیطان ، امید داشت که او را به دام زنان اندازد و هلاکشان سازد. و فرمود: من آن قدر که از زنان مى ترسم از هیچ چیز هراس ندارم .
و نیز فرمود: اى مردم ! از زنان بپرهیزید. اول فتنه در بنى اسرائیل به واسطه زنان بود.
مثل فتنه زلیخا براى یوسف علیه السلام .

عزیزان را کند کید زنان خوار

به کید زن مبادا کس گرفتار

این رانده شده از دستگاه خدا در تعریف زن ها مى گوید: زنان محرم اسرار من و در حاجات و مشکلات دنیا فرستاده من اند. آن بد عاقبت ، بیشتر فتنه و گناه را به وسیله زنان انجام مى دهد، مردان را به وسیله زنان در دام خود مى گیرد.
شیطان در یکى از دیدارهایى که با حضرت موسى علیه السلام داشت و به آن حضرت پند مى داد، عرض کرد: اى موسى ! هیچ وقت با زنى که بر تو حلال نیست در جاى خلوتى قرار نگیر؛ زیرا هر مردى که با زن بیگانه در خلوت باشد، من نفر سوم آنها خواهم شد - آن قدر وسوسه مى کنم - تا آنها را به فتنه اندازم .(206)

 

 

تفو بر تو اى گردش روزگار

سیه مرا ترا باد، لیل و نهار

ترا مهربانى همه بازان است

اگر سوى بازار اگر برزن است

به مردن ندارى سر یاورى

همیشه به ایشان کنى داورى

چو خوش گفت : فردوسى پاک زاد

که رحمت بر آن تربت پاک باد

زن واژدها هر دو، در خاک به

جهان پاک از این هر دو ناپاک به

اگر نیک بودى زن و راءى زن

زنان را مزن نام بودى نه زن

زن از پهلوى چپ شده آفرید

کسى از چپ ، راستى هرگز ندید

دلارام باشد زن نیک خواه

ولیکن زن بد خدایا پناه (207)