«سوگند به خدا، اگر تمام شب را بر روى خارهاى سعدان (خارى سه شعبه که خوراک شتران است و سخت گزنده است) به سر ببرم، و یا با غل و زنجیر به این سو یا آ
40 بازدید
تاریخ ارائه : 12/11/2012 3:20:00 PM
موضوع: مدیریت


مسابقه چوب حراج‌زدن به بیت‌المال برای...

30 خرداد 1391 ساعت 12:25

جالب اینجاست که رقابت برای خرج کردن پول مردم برای تور کردن فلان بازیکن و مربی واقعاً به یک مسابقه تبدیل شده و مسابقه دهندگان هم که مدیران باشگاه‌ها هستند، سعی می‌کنند هر سال در آغاز فصل نقل و انتقالات، هر چه که می‌توانند بیشتر خود را مهیای رقابت کنند.


به گزارش جهان به نقل از رجانیوز، تب فوتبال این روزها بالاست، در خارج از ایران جام ملت‌های اروپا و در داخل، فصل نقل و انتقالات باشگاه‌ها؛ به‌طوری که در شلوغی مسابقات اروپایی، عده‌ای در داخل برای جذب بازیکن و مربی مسابقه گذاشته‌اند و در این مسابقه دیگر چیز زیادی از تعصب سال‌های نه چندان دور فوتبال ایران هم باقی نمانده و جای آن را زد و بندها، بازیکن سالاری که نه بدتر از آن دلال‌سالاری و در نهایت چوب حراج زدن به بیت‌المال آن‌هم برای فوتبالی گرفته که طرفداران دوآتیشه‌اش هم از عمق و فراگیری فساد در آن کلافه شده‌اند و برنامه‌های تلویزیونی‌شان وقتی بیشتر از همیشه گل می‌کند که یک گوشه از این فساد را بالا می‌زنند و برای اینکه بوی تعفنش همه جا را نگیرد، تا مدتی دیگر به‌ویژه در همین ایام نقل و انتقال‌ها که اوج دلالی‌ها و روابط ناسالم است، کسی سراغ این بحث را نمی‌گیرد.
 
جالب اینجاست که رقابت برای خرج کردن پول مردم برای تور کردن فلان بازیکن و مربی واقعاً به یک مسابقه تبدیل شده و مسابقه دهندگان هم که مدیران باشگاه‌ها هستند، سعی می‌کنند هر سال در آغاز فصل نقل و انتقالات، هر چه که می‌توانند بیشتر خود را مهیای رقابت کنند.
 
تا اینجای کار ممکن است بگویید خب! این هم یک‌جور مسابقه است دیگر! چه اشکالی دارد که باشگاه‌ها برای جذب بهترین‌ها با هم رقابت و هزینه کنند، این هم یک رقابت یا بهتر بگوییم یک بازی است مثل بازی‌های دیگر که کم هم نیستند و عده‌ای را بالاخره دور همی هم که شده سرگرم می‌کند.
 
اما شوربختانه صورت مسئله این‌قدرها هم ساده و دم‌دستی نیست. صورت مسئله واقعی از این قرار است، عنایت بفرمایید:
 
فوتبال ایران داعیه حرفه‌ای شدن دارد؛ خب! فوتبال که "ف" و "واو" و "ت" و "ب" و "الف" و "لام" است، ‌وقتی قرار است حرفه‌ای شود، یعنی قرار است چه اتفاقی بیفتد،‌ لابد یعنی باید استانداردهای فوتبال در سطوح و رده‌های مختلف از باشگاهی گرفته تا ملی، از نوجوانان تا بزرگسالان، از بازیکن تا مربی تا زیرساخت‌ها حرفه‌ای شوند. دقیقاً همین‌جاست که وقتی این سؤال مطرح می‌شود که چگونه باید مسیر "حرفه‌ای شدن" را رفت، اولین، همیشگی‌ترین و بدون دردسرترین جوابی که هیچ نیازی هم ندارد شما ذهن‌اتان را خیلی درگیر کنید، این است که فوتبال حرفه‌ای، اقتضائات حرفه‌ای دارد و اقتضای حرفه‌ای هم یعنی پول‌های قلمبه به این فوتبال تزریق شود.
 
فرض را بر این می‌گیریم که پول اینجا هم تنها حلّال مشکلات است و لابد عقل کل‌هایی که این صورت مسئله را می‌نویسند و جوابش را هم خودشان بلدند، کارشان را هم بلدند و اگر پول دست‌شان باشد، این فوتبال حرفه‌ای می‌شود، فعلاً هم به این سؤال -که البته خیلی هم مهم است- کاری نداریم که چرا بیشترین افتخارات فوتبال ما چه در سطح باشگاهی و چه در سطح ملی در آسیا و جهان برای زمانی بوده که فوتبال ما اتفاقاً با این تعریف امروزی آن –بخوانید تعریف دلالی-، حرفه‌ای نبوده –بخوانید بهشت دلال‌ها نبوده-.
 
با این فرض که با دو تا جمله معترضه فوق واضح است که فرض غلطی است اما فعلا به نفع آقایان مدعی فوتبال حرفه‌ای با تسامح همین را مبنای بحث می‌گیریم، سؤال بعدی این است که شیلنگی که قرار است به این فوتبال وصل شود تا آن‌قدر از آن بخورد که خوب حرفه‌ای و چاق شود، به کجا باید وصل باشد؟ آیا باید جیب دلال‌هایی که در دبی و کشورهای اروپایی نشسته‌اند و با تلفن بازیکن جابجا می‌کنند یا در همین فصل نقل و انتقالات سر و کله‌شان پیدا می‌شود، با بیت المال پر شود؟ اصلاً کجای دنیا زورکی از جیب مردم به جیب باشگاه‌ها می‌ریزند که در کشور ما با بیت المال به این راحتی بازی می‌شود؟ چرا فوتبال ایران با این‌همه ادعای فوتبال حرفه‌ای عرضه جذب چهار تا سرمایه‌گذار را ندارد و دائم چشمش به دست دولت و جیب ملت است؟ وقت ثبت قرارداد که می‌شود بهانه مبالغ نجومی و میلیاردی،‌"فوتبال حرفه‌ای" است، اما شما را به‌خدا قسم کدام فوتبال حرفه‌ای پیشرفته در دنیا این‌گونه با بودجه عمومی کشور نسبت "انگلی" دارد و دائم از آن تغذیه می‌کند که اتفاقاً به‌دلیل همین نسبت هم هست که نه حرفه‌ای می‌شود و نه اشتهایش کم می‌شود بلکه هر سال با اعلام رقم‌های میلیاردی بیشتر سیری‌ناپذیری و این خاصیت انگلی را بیشتر به رخ می‌کشد.
 
ظریفی نکته جالبی گفت که فلان بازیکن بی‌سواد در فصل جاری دو میلیارد تومان به‌علاوه یک ماشین 350 میلیون تومانی با یک باشگاه متصل به دولت –بخوانید جیب ملت- قرارداد بسته،‌ در حالی‌که حقوق یک کارمند نمونه در سال یک صدم قرارداد این بازیکن هم نیست، اما اگر این فوتبال واقعا حرفه‌ای بود و دستش در جیب ملتی نبود که بسیاری از آن‌ها از فساد در آن متنفرند،‌ نبود، بلکه سعی می‌کرد، حرفه‌ای باشد تا هوادار و سرمایه‌گذار جذب کند و از همین هواداران و سرمایه‌گذاران نیز مانند همه‌ی فوتبال‌های حرفه‌ای در دنیا هزینه‌هایش را تأمین می‌کرد، بالاتر از این رقم‌های میلیاردی هم برای قراردادها توجیه داشت و اشکالی نداشت.
 
به هر ترتیب، در حال حاضر که مسابقه جیب‌بری از مردم در باشگاه‌های متصل به دولت برای خریدهای با قراردادهای میلیاردی با شدت هر چه تمام‌تر ادامه دارد و ظاهراً اراده یا توانی هم برای جلوگیری از این مسابقه اتراف و تکاثر و اسراف و خیانت در امانت بیت المال چه از سوی خود افراد دخیل چه از سوی سازمان‌های نظارتی که در این زمینه وظیفه دارند و از بیت المال برای نظارت و جلوگیری از همین مسائل پول می‌گیرند، وجود ندارد، و همچنین ظاهراً ترسی از آه مردم نیز وجود ندارد، کلام مشهوری از امیرالمؤمنین حضرت علی ابن ابی طالب علیه السلام در نهج البلاغه در مورد حرمت و حساسیت بیت المال بازنشر داده می‌شود تا بلکه برخی از این افراد که ادعاهای‌شان گوش فلک را هم پاره کرده و بعضاً عناوین مقدسی را هم یدک می‌کشند، لااقل از کلام مولا خجالت بکشند و با این‌گونه دست‌‌اندازی به بیت‌المال مسلمین وزر و وبال‌شان را بیش از این نکنند:
 
«سوگند به خدا، اگر تمام شب را بر روى خارهاى سعدان (خارى سه شعبه که خوراک شتران است و سخت گزنده است) به سر ببرم، و یا با غل و زنجیر به این سو یا آن سو کشیده شوم، خوش‏تر دارم تا خدا و پیامبرش را در روز قیامت، در حالى ملاقات کنم که به بعضى از بندگان ستم، و چیزى از اموال عمومى را غصب کرده باشم. چگونه بر کسى ستم کنم براى نفس خویش، که به سوى کهنگى و پوسیده شدن پیش مى‏رود، و در خاک، زمانى طولانى اقامت مى‏کند؟
 
به خدا سوگند، برادرم عقیل را دیدم که به شدّت تهیدست شده و از من درخواست داشت تا یک من (پیمانه‌ای به وزن سه کیلوگرم) از گندم‏هاى بیت المال را به او ببخشم. کودکانش را دیدم که از گرسنگى داراى موهاى ژولیده، و رنگ‌شان تیره شده، گویا با نیل رنگ شده بودند. پى در پى مرا دیدار و درخواست خود را تکرار مى‏کرد، چون به گفته‏هاى او گوش دادم، پنداشت که دین خود را به او واگذار مى‏کنم، و به دل‌خواه او رفتار می‌کنم و از راه و رسم عادلانه خود دست بر مى‏دارم، روزى آهنى را در آتش گداخته به جسمش نزدیک کردم تا او را بیازمایم، پس چونان بیمار از درد فریاد زد و نزدیک بود از حرارت آن بسوزد. به او گفتم، اى عقیل، گریه کنندگان بر تو بگریند، از حرارت آهنى مى‏نالى که انسانى به بازیچه آن را گرم ساخته است؟ اما مرا به آتش دوزخى مى‏خوانى که خداى جبارش با خشم خود آن را گداخته است؟ تو از حرارت ناچیز مى‏نالى و من از حرارت آتش الهى ننالم؟ و از این حادثه شگفت آورتر اینکه شب هنگام کسى به دیدار ما آمد و ظرفى سر پوشیده پر از حلوا داشت، معجونى در آن ظرف بود چنان از آن متنفّر شدم که گویا آن را با آب دهان مار سمّى، یا قى کرده آن مخلوط کردند! به او گفتم: هدیه است؟ یا زکات یا صدقه؟ که این دو بر ما اهل بیت پیامبر صلّى اللّه علیه و آله و سلّم حرام است. گفت: نه، نه زکات است نه صدقه، بلکه هدیه است.
 
گفتم: زنان بچّه مرده بر تو بگریند، آیا از راه دین وارد شدى که مرا بفریبى؟ یا عقلت آشفته شده یا جن زده شدى؟ یا هذیان مى‏گویى؟ به خدا سوگند، اگر هفت اقلیم را با آنچه در زیر آسمان‏هاست به من دهند تا خدا را نافرمانى کنم که پوست جوى را از مورچه‏اى ناروا بگیرم، چنین نخواهم کرد! و همانا این دنیاى آلوده شما نزد من از برگ جویده شده ملخ پست‏تر است! على را با نعمت‏هاى فنا پذیر، و لذّت‌هاى ناپایدار چه کار؟! به خدا پناه مى‏بریم از خفتن عقل، و زشتى لغزش‏ها، و از او یارى مى‏جوییم.»
(نهج البلاغة- خطبه 224، ترجمه دشتى، ص: 461)


کد مطلب: 229275

آدرس مطلب: http://www.jahannews.com/vdcefo8wnjh8wwi.b9bj.html

جهان نیوز

  http://www.jahannews.com