1- هر گاه از چیزى ترسیدى صد آیه از هر جاى قرآن که خواستى، بخوان، آنگاه ‏سه بار بگو: اللهم اکشف عنى البلاء.
19 بازدید
تاریخ ارائه : 6/16/2012 12:22:00 PM
موضوع: اخلاق و عرفان

با امام كاظم عليه السلام در سايه قرآن



در دين شريف اسلام در مورد جميع مسائل زندگي انسان، حتي ريزترين آن ها، دستورالعمل هايي ذکر شده است تا مبادا انسان نسبت به مسئله اي بي پاسخ و يا بدون راه بماند. اهل بيت عليهم السلام که قرآن ناطق هستند، مبيّن احکام و آداب دين اسلام مي باشند. امام کاظم عليه السلام در باب آداب قرآن سخنان گهرباري فرموده اند که در اينجا به ذکر پاره اي از آنان مي پردازيم.

آداب تلاوت

1- صداى زيبا و حزن‏آور
عالم بزرگوار شيخ مفيد (ره) مى‏نويسد:" آن حضرت دانشمندترين مردم زمانه اش بود و بيش از همه حافظ كتاب الهى و خوش‏ صداترين آنان در قرائت قرآن بود. هنگام قرائت، آهسته و حزن‏آور مى‏خواند و مى‏گريست و شنوندگان هم گريه مى‏كردند، اهل مدينه او را « زين المجتهدين‏» مى‏ناميدند." (1)

در روايتى ديگر آمده است: ( و كانت قراته حزنا)؛ قرائت آن ‏حضرت حزن‏آور بود. (2)

امام کاظم عليه السلام به ابرهه مسيحى فرمود:« با كتاب خودت چقدر آشنايى؟ پاسخ ‏داد: به متن و تاويل آن آگاهم. هشام مى‏گويد: حضرت كاظم (ع) شروع كرد به قرائت ‏انجيل، آنگاه ابرهه گفت:« حضرت مسيح اين ‏چنين مى‏خواند و جز او هيچ كسى چنين‏ نخوانده است و از پنجاه سال پيش تا كنون در جستجوى چنين شخصيتى بودم.‏» و دراين هنگام، ابرهه توسط امام مسلمان شد. (3)

2- ترتيل
ترتيل يعنى حروف كاملاً ادا و بيان و وقوف رعايت گردد. حضرت كاظم (ع) مى‏فرمايد: از پيامبراكرم درباره معناى « و رتل القرآن ‏ترتيلا.»( مزمل/ 4) پرسيدند، در پاسخ فرمود: " بينه تبيانا ولا تنثره نثرالرهل ولا تهذه هذا الشعر، قفوا عند عجائبه و حركوا به القلوب ولا يكون هم احدكم آخرالسوره. (4) ؛ قرآن را واضح و كاملا روشن ‏بيان كن و حروفش را مانند رمل و شن‏هايى كه باد يكباره مى‏پاشد بر روى هم نريز و آن را مانند شعرخوانى پشت ‏سر هم و با شتاب مخوان، وقتي به شگفتي هاى قرآن رسيدي؛ ‏بايستيد و دلها را با آن تكان دهيد و همت و نظر شما رسيدن به آخر سوره ‏نباشد، ( يعنى به كيفيت ‏بپردازيد نه به كميت.) (5)

3- ارج نهادن به حاملان قرآن
آن حضرت در حديثى از جد بزرگوارش نقل مى‏فرمايد: خداى تعالى بخشنده است و جود و بخشش را دوست دارد و كارهاى عالى را دوست مى‏دارد و از كارهاى پست ناخرسند است. بزرگداشت ‏سه گروه از احترام به جلال الهى است:

الف- ريش سفيد مسلمان.
ب- امام عادل.
ج- آن كسى كه حامل و تسليم قرآن كريم است، ‏به گونه‏اى كه نه اهل غُلو است و نه از بار تكاليفش شانه خالى مى‏كند. (6)

4- اهداى ثواب قرائت ‏به معصومين عليهم السلام
على بن ‏مغيره به امام كاظم (ع) مى‏گويد: پدرم از جد شما پرسيد آيا رواست ‏شبى يك ختم قرآن بخوانم؟

جد شما فرمود: هر شب. دوباره پرسيد: آيا در ماه رمضان هم؟ جدّ شما فرمود: در ماه رمضان نيز.

و برنامه پدرم اين بود كه در ماه رمضان چهل بار قرآن را ختم مى‏كرد؛ و من نيز بيشتر از پدرم قرآن مى‏خوانم و گاهى كمتر از پدرم، كم و زياديش بستگى دارد ‏به اندازه فرصت و فراغت و يا كار و سرگرمى و نشاط و بيماريم و هنگام عيد فطر، قرآن هايى كه را که خوانده ام، يك ختمش را براى رسول اكرم (ص)، يكى براى‏ على (ع)، يكى براى فاطمه (ع) و همچنين براى هر كدام از امامان هديه مي کنم. و از هنگامى كه خدا اين بينش و حال را به من‏ عنايت كرده است و در سلك پيروان شما قرار گرفته‏ام، ثواب يک ختم را نيز به شما هديه مي کنم. آيا براى خودم نيز پاداشى هست؟ حضرت فرمود: پاداش تو آن است كه در قيامت ‏با آنها هستى، گفتم الله‏اكبر، آيا چنين اجرى دارم؟ حضرت سه بار فرمود: بله. (7)

شيعه و قرائت قرآن
حضرت كاظم به مردى فرمود: آيا دوست دارى در دنيا بمانى؟ پاسخ داد: بله. امام پرسيد: براى چه؟ گفت: به خاطر قرائت قل هو الله احد، آنگاه حضرت سکوت کرد و پس از زمانى فرمود: اى حفص! هر كس از دوستان و شيعيان ما بميرد و قرآن را خوب نداند، در عالم برزخ آموزش داده مى‏شود تا خدا به واسطه آن درجه و مقامش ‏را بالا ببرد زيرا درجات بهشت‏ به قدر آيه‏هاى قرآن كريم است. به قارى گفته ‏مى‏شود: بخوان و بالا برو پس او مى‏خواند و بالا مي رود.

حفص گويد: در عمرم كسى را كه بيشتر از امام كاظم (ع) خدا ترس و به رحمت ‏حق ‏اميدوار باشد نديدم و قرآن خواندنش همراه با حزن بود و گويا هنگام قرائت ‏به شخصى‏ خطاب مى‏كند. (8)

پرهيز از بحث هاى بى‏ فايده
همچنان كه امروزه، پرداختن به طرح و حل بسيارى از معماهاى قرآنى، وقت‏ گير، كم ‏فايده و مايه غفلت از اهداف اصلى قرآن كريم است، در گذشته نيز مباحثى‏ چون مخلوق بودن يا قديم بودن قرآن، به صورت مشكلى جنجالى درآمده بود و مايه درگيرى و خونريزى‏ ها و اتلاف وقت و... مى‏شد. هنگامى كه به امام كاظم (ع) گفته شد که مردم در باره بعضي مسائل قرآن اختلاف دارند تا آنجا که برخى ‏قرآن را مخلوق و بعضى غير مخلوق مى‏دانند، فرمود: من آنچه را آنان مى‏گويند، نمى‏گويم ولى مى‏گويم:« انه كلام الله‏» قرآن سخن خداست. (9)

اين روش و منش ‏بايد سرمشق امروز و هميشه ما باشد، كه از مباحث نظرى بى ‏فايده و مشكل‏آفرين ‏بپرهيزيم.

عنايت ‏به تفسير قرآن
سزاوار است كه قارى به معنى و تفسير هم توجه نمايد، در فرمايشات امام كاظم (ع) مواردى از تفسير آيات بيان شده است، مثلا « توبه نصوح‏» در آيه‏« يا ايها الذين آمنوا توبوا الى الله توبة نصوحا» ( تحريم/‏77) را چنين تفسيرمى‏فرمايد:" بنده به درگاه خدا توبه مى‏كند و ديگر برنمى‏گردد و توبه نمى‏شكند و به راستى كه محبوب ترين بندگان خدا در پيشگاه حق، فريب خوردگان ‏توبه ‏كننده‏اند." (10)

تفسير واژه‏هاى مشكل
در تفسير«الذين هم عن صلاتهم ساهون‏» (ماعون/5) سهو در نماز را تضييع‏ نماز مى‏داند. (11) و يا در تفسير «الله الصمد» (توحيد/ 2) مى‏فرمايد:« الصمد الذى ‏لا جوف له‏» (12)؛ صمد كسى است كه تو خالى نيست؛ بديهى است كه اجسام همه ‏تو خالى و داراى هسته مركزى و پروتون هستند، و طبق اين تفسير صمد يعنى غيرمادى و غير جسم.

بيان مصداق و مورد آيه
شان نزول و يا روشن‏ترين مصداق هاى برخى آيات، در سخنان امام بيان شده ‏است؛ مثل مصداق «ماء معين‏» كه منظور از آن غيبت امام زمان (عج) است. در اين آيه از انسان سؤال شده:« قل ارء يتم ان اصبح ماوكم غوراً فمن ‏ياتيكم بماء معين.‏» (ملك/30)؛ بگو: به من خبر دهيد، اگر آب شما فرو رود، چه كسى آب روان برايتان خواهد آورد؟

و در توضيح « فجار» در آيه« كلا ان كتاب الفجار لفى سجين.‏»(مطففين/ 8) مى‏فرمايد: " بد كاران و فاجران كسانى هستند كه در حق ائمه عليهم السلام نافرمانى و برآنان قلدرى كردند. (13) گفتنى است كه بيشترين تفسيرهاى آن بزرگوار در شرح‏ آيه‏هايى است كه در اثبات امامت و رهبرى و يا بيزارى و مذمت منحرفان از امامت ‏نازل شده است.

در معرفى مهم ‏ترين مصداق منافقان، كسانى را نشان مى‏دهد كه به ولايت ‏حضرت‏ على(ع) ايمان نمى‏آوردند، قرآن كريم مى‏فرمايد:« هنگامى كه منافقان نزد تو آيند مى‏گويند: ما شهادت مى‏دهيم كه يقيناً تو رسول خدايى‏. خداوند مى‏داند كه تو رسول او هستى، ولى خداوند شهادت مى‏دهد كه منافقان دروغگو هستند...» (منافقون/13)

اين به خاطرآن است كه نخست ايمان آوردند سپس كافر شدند. از اين‏ رو بر دل هاى آنان مُهر نهاده شده و حقيقت را درك نمى‏كنند. امام (ع) مى‏فرمايد: منظور منافقانى هستند كه ‏نخست به رسالت پيامبر(ص) ايمان آوردند و سپس به ولايت ‏حضرت على(ع) وصى آن‏ حضرت كفر ورزيدند.

ثواب تلاوت
در سخنان امام کاظم عليه السلام ثواب و آثار تلاوت بسيارى ‏از آيه‏ها و سوره‏ها بيان شده كه نمونه‏هايى را مرور مى‏كنيم:

1- هر گاه از چيزى ترسيدى صد آيه از هر جاى قرآن كه خواستى، بخوان، آنگاه ‏سه بار بگو: اللهم اكشف عنى البلاء. (14)

2- نسيم رحمت الهى در هر روز جمعه هزار بار مى‏وزد، و به هر بنده‏اى هر چه از خدا بخواهد مى‏دهد پس هر كه بعد از عصر جمعه صد بار سوره قدر را بخواند، خداوند آن هزار رحمت و همانند آن را به او مى‏بخشد. (15)


پى‏نوشت‏ها:
1- ارشاد مفيد، ص 235/ بحارالانوار، ج 48، ص 102.
2- كافى، ج 2، ص‏606، به نقل از مسند الامام الكاظم (ع)، ج 2، ص 11.
3- بحارالانوار، ج 48، ص 104.
4- بحارالانوار، ج‏76، ص‏63/ مسند الامام الكاظم(ع)، ج 2، ص 44.
5- مسند الامام الكاظم(ع)، ص 44، نقل از بحارالانوار، ج 92، ص 215.
6- بحارالانوار، ج 92، ص 184.
7- كافى، ج 2، ص 418/ مسند الامام الكاظم (ع)، ج 2، ص 98.
8- همان، ص‏606.
9- توحيد صدوق، ص 224/ مسند الامام الكاظم(ع)، ج 2، ص‏7.
10- تفسير نورالثقلين، ج 5، ص 374/ مسند الامام الكاظم (ع)، ج 2، ص 42، با اندكى تفاوت.
11- مسند الامام الكاظم (ع)، ج 2، ص‏47.
12- مسند الامام الكاظم (ع)، ج 2، ص 48.
13- مناقب ابن شهرآشوب، ج 2، ص 352، نقل از مسند الامام الكاظم(ع)، ج 2، ص‏46.
14- مناقب ابن شهرآشوب، ج 1، ص‏559، نقل از مسند الامام الكاظم (ع)، ص 41.
15- ثواب الاعمال، ص‏157، نقل از مسند الامام الكاظم(ع)، ج 2، ص 11.