حتى برترى مقام او بر تمام پیامبران پیشین و حضرات ائمه، غیر از على علیه السلام ثابت است. [خوانندگان محترم مى توانند دلایل ما را در فصل هفدهم ملاحظه فرم
21 بازدید
تاریخ ارائه : 5/24/2012 1:02:00 PM
موضوع: الهیات و معارف اسلامی
  1. فاطمه زهرا (سلام الله علیها) حجت خـــــدا بر حجج الهـــــي

    اگر چنانچه وجود مبارك معصوم مي‌فرمايند كه ما حجّت بر مردم هستيم و بانوي دو عالم حجّت خدا بر ما است؛ به خاطر اين است که آن حضرت واسطه فيض است. علومي كه در مُصحف فاطمه(س) است، به وسيله آن سيده نساء عالميان به ائمه(ع) بعدي رسيده است. وجود مبارك امام صادق(ع) مي‌فرمايد: وجود مبارك سيده نساء عالميان حجّت خدا است بر ما.

    وجود مبارك علي‌بن‌ابي‌طالب(ع) در بعضي از مسائل فقهي و حقوقي به گفتار فاطمه(س) استدلال مي‌كند: که مثلاً فاطمه(س) چنين گفته است. اگر مطلبي از فاطمه زهرا(س) برسد، اين «حجّت الله» است [و] در حجيت عصمت شرط است و نه امامت.

    [بنابراين] اگر كسي امام نبود، ولي معصوم بود حرف او هم در اصول حجّت است، هم در فروع حجّت است، هم در فقه حجّت است، هم در حقوق حجّت است. مقام بسيار بلندي براي اين بانو است كه علي‌بن‌ابي‌طالب(ع) به سخن او استناد و استدلال كند و بگويد «فاطمه(س) چنين فرموده است» خب، اين مي‌شود «حجة الله».

    بنابراين اينكه وجود مبارك حضرت مي‌فرمايد: فاطمه(س) حجّت خدا است بر ما، براي اينكه او مجراي فيض خالقيّت است، معلم ما است [و] ما همان طوري كه به قرآن مراجعه مي‌كنيم براي دريافت علوم، به باطن قرآن، به علم تفسير قرآن، به مصحف فاطمه مراجعه مي‌كنيم او اين سبقه تعليم را دارد، او معلم ما است و وقتي چنين سمتي را داشت، مي‌شود «حجّت خدا» بر ما. ما هم مي‌گوييم خدا اين چنين گفت، براي اينكه مادرمان اين چنين گفت [و] مي‌گوييم مطلب اين چنين است، براي اينكه مادرمان مي‌گويد، مي‌گوييم در قيامت چنين مطلب اتفاق مي‌افتد، براي اينكه مادر ما گفته است، اين مي‌شود «حجّة الله».

    اگر وجود مبارك امام صادق(ع) از درجات بهشت و يا از دركات دوزخ خبر مي‌دهد، وقتي از صحنه صاعقه قيامت خبر مي‌دهد، از اين وجود مبارك سؤال مي‌كنيم اين‌ مطالب كه در قرآن كريم نيست از كجا مي‌گوييد که در قيامت چنين است و چنان مي‌گويد آن حضرت «مادرمان گفته است». اين مي‌شود «حجّة الله»، «نحن حجج الله علي الخلق و فاطمة» كه مادر اينها است «حجة الله علينا».

    ما دسترسي به مصحف نداريم مگر از راه ائمه(عليهم الصلاة و السلام)

    محجوب بودن اغيار از مشاهده تصرفات ملكوتي اهل‌بيت(عليهم السلام)

    مقام فاطمه(س) را امام معصوم بهتر از ديگران درك مي‌كند و سلمان، بعد از امام بهتر از ديگران درك مي‌كند، كارهايي كه ائمه(ع) داشتند يك سلسله كارهاي عادي بود كه همه مي‌فهميدند [و] يك سلسله كارهاي غيبي و ملكوتي بود سرّ آن را همه نمي‌فهميدند و هر چه را آنها مي‌خواستند [مردم] مي‌فهميدند؛ نه هر چه را مردم بخواهند. مگر جريان قرائت قرآن و قرآن خواندن وجود مبارك حسين‌بن‌علي(ع) بر بالاي نيزه را همه شنيدند؟ هر كه را خود حضرت مي‌خواست، شنيد. آن بدن ظاهري و سر مطهر حضرت را همه مي‌ديدند؛ اما اين دهان، اين بدن، اين سر مطهر که دارد قرآن مي‌خواند، مگر همه شنيدند، نه خير بلکه هر كه را خود حضرت مي‌خواست مي‌شنيدند؟! هر كه را خود حضرت مي‌خواست يا براي تكليف يا براي اتمام حجّت مي‌شنيدند. در حادثه شهادت فاطمه زهرا(س) هم همين طور بود. وقتي وجود مبارك فاطمه(س) علي‌بن‌ابي‌طالب(ع) را با آن وضع ديد گفتند: از پسر عموي من دست برداريد «خلوا عن ابن عمي … إن لم تخلوا عنه لأنثرن شعري … و لأصرخن الي الله تبارك و تعالي»؛ «دست برداريد از پسر عموي من وگرنه سرم را برهنه مي‌كنم و نفرين مي‌كنم»، مگر همه ديدند که ستون مسجد مي‌لرزد؟ برخيها كه خود حضرت مي‌خواست ديدند. سلمان مي‌گويد: وقتي اين سخن را فاطمه(س) گفت كه دست برداريد از علي‌بن‌ابي‌طالب(ع) وگرنه سر برهنه مي‌كنم، نفرين مي‌كنم و به قبر پيغمبر(ص) مراجعه مي‌كنم. من ديدم ستونهاي مسجد برخاست گرد و خاكي بلند شد [و] اين قدر اين ستون بلند شد كه اگر كسي مي‌خواست از زير ستون عبور كند مي‌توانست. مگر همه ديدند؟ اگر همه مي‌ديدند كه برمي‌گشتند. تازه اين ديد «سلمان» بود؛ آنچه را كه وجود مبارك علي‌بن‌ابي‌طالب(ع) ديد سلمان نديد. وقتي فاطمه(س) فرمود: دست برداريد از پسر عموي من علي‌بن‌ابي‌طالب(ع) و نگفت از شوهرم. ادب را در همه موارد رعايت مي‌كرد.

    فرمود: «خلوا عن ابن عمي … إن لم تخلوا عنه لانثرن شعري … و لأصرخن الي الله تبارك و تعالي»، وجود مبارك علي‌بن‌ابي‌طالب به سلمان(رضوان الله تعالي عليه) فرمود: سلمان «أدرك إبنة محمّد(ص)»؛ برو درياب فاطمه را؛ «فإنّى أري جنبتي المدينة تكفئان و الله إن نشرت شعرها و شقت جيبها و أتت قبر أبيها و صاحت إلى ربّها لا يناظر بالمدينة أن يخسف بها و بمن فيها..» ؛ فرمود: سلمان من مي‌بينم دو طرف مدينه دارد مي‌لرزد، سخن از ستون نيست فرمود: سلمان شما نمي‌دانيد الان دو طرف مدينه دارد مي‌لرزد. آن حضرت اگر سربرهنه كند، مدينه فرو مي‌رود. مردم آنجا بودند مگر همه [آنها] ديدند؟ آنها كه اطراف مدينه بودند، مگر زمين لرزه را حس مي‌كردند؟! حضرت در همان حال سوگند ياد كرد و فرمود: سلمان! قسم به خدا، اگر فاطمه(س) اين تصميمي كه دارد عمل بكند مدينه فرو مي‌رود و خسف مي‌شود: «فاني أري جنبتى المدينة تكفئان»، من ديدم دو طرف مدينه دارد مي‌لرزد، اين چه مقام بلندي است. آن طوري كه علي‌بن‌ابي‌طالب فاطمه را مي‌شناسد(سلام الله عليهما) حتي سلمان هم نمي‌شناسد؛ ولو آن‌که چشم ملكوتي [دارد].

    منبع» مرکز خبر حوزه
    ملیکه likes this.
    من اگـــــر جاهل گمراهم وگـــــر شیخ طریق......قبله ام روی حسیـــن(سلام الله علیه) است و همین است دینم

    يا درست حرف بزن يا عاقلانه سكوت كن!


  2. تشكر

    ملیکه (04-16-2012)

  3. #2
    مدیر انجمن اهل بیت(ع)
    آفلاین
    وضعیت:

    تاریخ عضویت
    Oct 2010
    محل سکونت
    مشهد
    نوشته ها
    4,921
    تشکر از ارسال / دوست داشتن

    تشکر
    5,005
    2,647 بار در1,945 پست تشکر شده
    حالت
    Konjkav
    نوشته های وبلاگ
    59
    میزان امتیاز
    20
    Array

    پیش فرض

    فاطمه حجت خدا


    اگر خداوند متعال در ميان امت اسلامى چهارده نفر «حجت معصوم» آفريده، بدون ترديد فاطمه ى زهرا عليهاالسلام جزو برترين آنان است و پس از رسول خدا و اميرالمومنين عليه السلام سومين شخصيت جهان هستى به حساب مى آيد و حتى برترى مقام او بر تمام پيامبران پيشين و حضرات ائمه، غير از على عليه السلام ثابت است. [خوانندگان محترم مى توانند دلايل ما را در فصل هفدهم ملاحظه فرمايند.] حضرت امام باقر عليه السلام در عظمت و جلالت مادرش فاطمه عليهاالسلام مى فرمايند: لقد كانت عليهاالسلام مفروضه الطاعه على جميع من خلق اللَّه من الجن و الانس و الطير و الوحش و الانبيا و الملائكه [عوالم، ج 11،ص 190، دلائل الامانه، ص 28.] اطاعت فاطمه عليهاالسلام بر تمام بندگان الهى حتى جن و انس، پرندگان و حيوانات، پيامبران و ملائكه واجب است.
    اگرچه اين اطاعت، «اطاعت تشريعى» نيست، بلكه منظور از آن «اطاعت تكوينى» است ولى تقدم او را بر انبياى ديگر نشان مى دهد. [قابل ذكر است كه روايات ديگرى در مورد فضيلت رسول خدا و اميرالمومنان آمده و اين حديث را تفسير و مقيد نموده است، بنابراين حضرت زهرا از نظر رتبه پس از آن دو بزرگوار است.] و لذا حضرت امام حسن عسكرى عليه السلام در اين باره مى فرمايد:
    نحن حجه اللَّه و فاطمه حجه علينا. [تفسير اطيب البيان، ج 13، ص 235.] ما حجت خدا و فاطمه عليهاالسلام حجت ما مى باشد. و حضرت امام زمان - عجل اللَّه تعالى فرجه الشريف - در توقيع مباركشان مى فرمايند: و فى ابنه رسول اللَّه (ص) اسوه حسنه. [غيبت شيخ طوسى، ص 173.] (فاطمه) دختر پيامبر خدا صلى اللَّه عليه و آله الگو و اسوه زيبا براى مردم است. اين احاديث سه گانه (به عنوان نمونه)، نشان مى دهد حضرت فاطمه ى زهرا عليهاالسلام يكى از حجتهاى خداوندى است و جنبه ى الگويى و رهبرى دارد و حضرات ائمه اطهار عليهاالسلام او را بر خود مقدم، اعمال و رفتار وى را سرمشقشان قرار مى دادند... و پيامبر صلى اللَّه عليه و آله، نيز مى فرمايند: خداوند متعال على، همسر و فرزندانش را حجت خود در ميان مردم قرار داده است. [ان اللَّه جعل عليا و زوجته و ابنائه حجج على خلقه. (عوالم ج 11، ص 78.).]