1ـ روان درمانی درمان اختلال شخصیت خودشیفته بی نهایت مشکل است، چون برای پیشرفت درمان، این افراد باید دست از خودشیفتگی بردارند
2800 بازدید
تاریخ ارائه : 2/13/2013 9:27:00 AM
موضوع: روانشناسی


تو را چه سودفخر به فلک بر فروختن
هنگامی که هر غبار راه لعنت شده نفرینت می کند؟
تو راچه سود از باغ و درخت؟
که با یاس ها به داس سخن گفته ای
آنجا که قدم نهادهباشی
گیاه از رستن تن می زند
چرا که تو تقوای خاک و آب را هرگز باورنداشتی...

بی شک همه انسان ها جهت تحکیم عزت نفس خویش، و فرار از سگهای هار افسردگی، تا اندازه ای خود شیفته اند، چرا که خود شیفتگی سالم و دوست بودن با خویشتن خویش سنگ بنای اول رشد شخصیت است.
ولی افراد مبتلا به اختلا ل شخصیت خود شیفته (bisorber personality narcissistic) بیش از اندازه با خویشتن خود در صلح به سر می برند. افراد مبتلا به این اختلا ل درک غیر واقع بینانه، کاذب و مضحکی ازاهمیت خود دارند، گویی که در غروری غیر طبیعی غرق اند، صفتی که به خود بزرگ بینی معروف است. نام این اختلا ل از افسانه یونانی نارسیسوس، جوانی که عاشق انعکاس تصویرخودش در برکه شد، گرفته شده است. گر چه افراد مبتلا به این اختلا ل از دیگران توقع دارند آن ها را تحسین نموده و همه آرزوها و در خواست های آن ها را برآورده کنند،ولی به نیازهای دیگران اعتنایی ندارند. این عده فکر می کنند شخصیت منحصر به فردی هستند و باید دیگران به طرز خاصی با آن ها تا کنند. از آنجا که خود را خیلی استثنایی می دانند، احساس می کند که فقط افراد عالی مقام، متشخص و منحصر به فردقادر به درک آن ها و مشکلا تشان هستند. خود شیفته ها که احساس استحقاق و برتری آنها چشمگیر است، تاب تحمل انتقاد را ندارند چرا که آن را عاملی خطرناک برای تزلزل حس برتری خود قلمداد می کنند. خودشیفته ها به خاطر اهداف خود خواهانه خودشان، تظاهر به همدردی می کنند. روابط با دیگران، خواه اجتماعی، شغلی یا رمانتیک باشند، با نگریستنبه دیگران به عنوان وسایلی برای ارضای شخصی تعریف می شوند. افراد خود شیفته نمیتوانند پیری را تاب بیاورند، چون زیبایی، قدرت و مزایای جوانی برایشان مهم است وآنها دو دستی به این قبیل امور چسبیده اند. به همین دلیل در برابر بحران های میانسالی به ویژه ابتلا به افسردگی آسیب پذیرتر از دیگران اند.

انواع تیپ های خود شیفته :
1-
خود شیفته نخبه گرا: این عده احساس افتخار و قدرت می کنندو تمایل دارند مقام و موفقیت های خود را به رخ دیگران بکشند. نخبه گرا معمولا درحال ترقی است و شدیدا به ارتقای درجه خود مشغول است و می کوشد از هر فرصتی برای مشهور شدن استفاده کند.

2-
خودشیفته عاشق پیشه: تمایل دارد اغواگر باشد، بااین حال از صمیمیت واقعی اجتناب می کند. اینگونه افراد خیلی دوست دارند افراد ساده لوح و از لحاظ هیجانی نیازمند را وسوسه کنند و آنها را طوری به بازی بگیرند که به طور فریبنده ای نشان دهند دوست دارند با آنها رابطه نزدیکی داشته باشند، با این حالت ها علا قه واقعی آنها این است که به طور موقت از دیگران بهره کشی کنند.

3-
خودشیفته های غیراخلا قی: این دسته بی وجدان، فریبکار، خودپسند و استثمارگراند. حتی وقتی که معلوم می شود آنها به خاطر انجام دادن رفتار غیرقانونی گناهکار هستند، نگرش بی اعتنایی دارند و به گونه ای عمل می کنند که انگار قربانی را باید به خاطر توجه نداشتن به آنچه روی داده است، سرزنش کرد!

4-
خود شیفته های جبرانی: این گروه منفی گرا و لجبازند و می خواهند احساسات عمیق حقارتشان را خنثی کنند; در نتیجه میکوشند خود را برتر و استثنایی جلوه دهند.

برخی دیگر از ویژگی های افراد خودشیفته :

1- احساس خود بزرگ بینی، به صورت مهم پنداشتن خود(مثلا اغراق کردن در موفقیت ها و استعدادها و انتظار تحسین و توجه دایم از جانب دیگران بی آنکه فرد به موفقیت شایسته ای دست یافته باشد).
2-
مشغولیت ذهنی و «خیالپردازی های بی پایان» پیرامون موفقیت ، قدرت، ذکاوت، زیبایی و ...
3-
احساس محق بودن (entitlement)، به این معنی که به گونه ای نامعقول انتظارداشته باشد برخوردی رضایت بخش و اختصاصی با او صورت بگیرد یا افراد خود بخود تسلیم خواسته هایش شوند.
4-
فاقد حس همدلی واقعی بودن (empathy) بودن، یعنی تمایلی به درک یا شناخت احساسات و نیازهای دیگران نداشته باشد.اما در ظاهر خود را فداکار وهمدل با دیگران نشان می دهد .
5-
اغلب به دیگران حسودی کند یا معتقد باشد که دیگران به او حسادت می کنند.
6-
استثمارگری درروابط بین فردی و رفتارها و نگرش های تکبرآمیز و پرافاده.



1
ـ نظریه های روانکاوی


روانکاوان از زمان فروید به موضوع خودشیفتگی علاقه مند بوده اند. نظریات فروید در رابطه با این موضوع در طول زندگیش تغییر یافت. فروید عقیده داشت که افراد خودشیفته نمی توانند از روانکاوی سود ببرند، زیرا قادر نیستند رابطه انتقالی لازم را با درمانگر شکل بدهند.


2
ـ نظریه روان پوش گران


اکثر نظریه پردازان پویشی نوین نظرات جدیدی درباره خودشیفتگی ارائه نموده اند و یکی از بانفوذترین این نظریه پردازان "اتوکرنبرگ" است که بر خود معطوف بودن افراطی افرادخودشیفته، تعامل با دیگر مردم و اختلاف بین خودانگاری به ظاهر مغرورانه آنان و نیزسیراب نشدنی آنها برای پذیرش از سوی دیگران تاکید کرده است.


کنار آمدن با افراد از خود راضی و چند توصیه برای زندگی کردن با آنها


کنار آمدن با مردان و زنان خوشیفته بشدت دشواراست. توجه داشته باشید که استرس، اختلاف و تعارض می تواند منجر به رفتارهای ناخوشایند شود و در این میان افراد خودشیفته که نمی توانند حتی در بهترین شرایط بادیگران کنار بیایند از موقعیت ویژه ای برخوردارند.


چند توصیه مهم


1
ـ این افراد نیازدارند که همواره شماره یک باشند.
2
ـ برای جلب توجه به آنان توجه کنید.
3
ـمراقب باشید عزت نفس خود را در گرو محبت و توجه آنان قرار ندهید.
4
ـ احساسات خود را مطرح کنید و حتی درباره موضوعات به ظاهر مسلم حرف بزنید، اما انتظار نداشته باشید که این افراد متوجه حرف های شما شوند.
5
ـ بسیاری از افراد خودشیفته، گاهی به شما نزدیک میشوند و بعد فاصله میگیرند. این موضوع به ویژه بعد از ایجاد رابطه بیشتر دیده میشود. از این نزدیک و دور شدن آنان مطلع باشید.


روشهای درمان اختلال شخصیت خودشیفته


از جمله روشهای درمانی برای این اختلال می توان به موارد زیراشاره کرد:


1
ـ رواندرمانی
درمان اختلال شخصیت خودشیفته بی نهایت مشکل است، چون برای پیشرفت درمان، این افراد باید دست از خودشیفتگی بردارند. روان پزشکانی مثل "اتو کرنبرگ" و "هاینز کوهات" طرفدار روشهای روانکاوی و روان پویشی هستند.
شناخت درمانی نیزبرای درمان خودشیفته ها، پیشنهاد شده است.


2
ـ درمان دارویی
در بیمارانی که نوسان خلق جزیی، از شکل بالینی ویژه دارند، نوعی داروی خاص توصیه می شود.
چون مبتلایان به این نوع اختلال شخصیت خودشیفته، طرد شدن را خوب تحمل نمی کنند و آمادگی ابتلا به افسردگی را دارند، داروهای ضد افسردگی نیز ممکن است در مورد آنان به کاررود.

منبع:http://www.che-jalab.blogfa.com/post-162.aspx