عصمت ائمه اهل بیت (ع) از دیدگاه عقل و نقل
63 بازدید
موضوع: امامت و مهدویت

عصمت ائمه اهل بیت (ع) از دیدگاه عقل و نقل

بسم الله الرحمن الرحیم

هر چند که مقاله ذیل در پاسخ به ادعاهای سید حسن مدرسی طباطبائی در کتاب «مکتب در فرایند تکامل» مبنی بر «پشنهاد عصمت توسط هشام بن حکم» نگاشته شده است؛ اما نگاه فراگیر به مسأله عصمت ائمه اهل بیت علیهم السلام دارد و تلاش شده است که این مسأله از دیدگاه: آیات قرآن کریم، روایات صحیح السند فریقین، دلالت قطعی عقل و اجماع فقهای شیعه، بررسی شود.

«نظریه عصمت» به وسیله هشام بن حکم پشنهاد شد

جناب مدرسی در صفحه 39 کتاب «مکتب در فرایند تکامل» می نویسد:

برای آن دست که همچنان به امام صادق وفادار ماندند، امام دیگر رهبر مبارزه و منجی موعود که سالها در انتظارش بودند، نبود. دست کم این دیگر نقش اصلی امام دانسته نمی شد. حالا دیگر برای این شیعیان همچنانکه برای گروه های دیگری که در بالا اشاره شد، امام اساساً رئیس و رهبر مذهب بود. بدین ترتیب در ذهنیت جامعه شیعه در این دروه، انقلابی پدید آمد و تأکیدی که قبلا روی مقام سیاسی امام می شد اکنون به مقام مذهبی و علمی امام انتقال یافت.

نظریه عصمت ائمه که در همین دوره وسیله هشام بن الحکم ـ متکلم بزرگ شیعه در این عصر ـ پشنهاد گردید

مساهمت و مدد شایانی به پذیرفته شدن و جا افتادن هر چه بیشتر ذهنیت جدید کرد.

نقد و بررسی

متأسفانه مدرکی که ایشان در پاورقی داده اند در اختیار ما نیست، ای کاش آدرس این مطلب را از یکی از کتاب های روائی و کلامی شیعه و یا حتی سنی می دادند نه از کتابی که غربی ها نوشته اند، تا بررسی صحت و سقم آن برای همگان آسان باشد. یا لا اقل مدارکی را که این نویسنده غربی برای اثبات این دیدگاه، ارائه داده، نقل می کردند.

مطمئن هستیم که ایشان اگر مدرکی در این زمینه از کتاب های معتبر داشتند، آن را ارائه می دادند؛ همان طوری که در موارد دیگر برای هر مطلبی چندین سند از کتاب های روائی، تفسیری و رجالی شیعه نقل کرده اند.

دوگانه گویی مدرسی در باره عصمت

جناب آقای مدرسی در این جا مدعی است که «عصمت» پشنهاد هشام بن الحکم متکلم مشهور شیعه بوده است؛ اما در در مصاحبه ای که با سایت دانشجویان مسلمان شمال شرق آمریکا داشته است، تصریح می کند که:

« بنده در باب عصمت ائمه (ع) چیزی بالاتر از محصول بحث های کلامی متأخر را قائلم و آن اعتقاد به آیه تطهیر و نزول آن در حق اهل بیت است که بالاترین نوع پاکی و طهارت آن بزرگواران است»[2]

ما کدام گفته ایشان را بپذیریم؟ این دو گفته در تضاد کامل با یکدیگر است. آیا می شود پذیرفت که عصمت پشنهاد هشام بن الحکم باشد و در عین حال آیه تطهیر را نیز دلیل بر عصمت و بالاترین نوع پاکی و طهارت آن بزرگواران بدانیم؟

بنابراین بنده فکر می کنم که ایشان بعد از تفکر و اندیشه، به این نتیجه رسیده باشند که گفته پیشین ایشان در کتاب «مکتب در فرایند تکامل» مبنی بر پشنهاد شدن عصمت توسط هشام بن الحکم، سخنی است بر خلاف آیات صریح قرآن و اجماع پیروان مذهب حق.

هشام، از طرفداران عصمت، نه بنیانگذار آن

تردیدی نیست که هشام بن الحکم به عنوان برترین متکلم شیعه در آن عصر و مورد تأیید امام صادق علیه السلام، عصمت را قبول داشته و همواره از آن دفاع کرده است؛ اما این که عصمت را پشنهاد ایشان بدانیم، سخن ناروائی است که با روایات و مدارک تاریخی سازگار نیست. برای تأیید این مطلب ما دو روایت از منابع شیعه نقل می کنیم، روایت اول ثابت می کند که او به عصمت اعتقاد داشته و با استدلال های محکم نیز آن را ثابت کرده است و روایت دوم که ثابت می کند او عقیده عصمت را از امام خود، امام صادق علیه السلام آموخته است نه این که هشام به امام صادق پشنهاد داده باشد.

شیخ صدوق در کتاب الخصال، علل الشرائع، معانی الأخبار و أمالی خود می نویسد:

حَدَّثَنَا مُحَمَّدُ بْنُ عَلِی مَاجِیلَوَیهِ رِضْوَانُ اللَّهِ عَلَیهِ قَالَ حَدَّثَنَا عَلِی بْنُ إِبْرَاهِیمَ بْنِ هَاشِمٍ عَنْ أَبِیهِ عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ أَبِی عُمَیرٍ قَالَ مَا سَمِعْتُ وَ لَا اسْتَفَدْتُ مِنْ هِشَامِ بْنِ الْحَکمِ فِی طُولِ صُحْبَتِی إِیاهُ شَیئاً أَحْسَنَ مِنْ هَذَا الْکلَامِ فِی صِفَةِ عِصْمَةِ الْإِمَامِ فَإِنِّی سَأَلْتُهُ یوْماً عَنِ الْإِمَامِ أَ هُوَ مَعْصُومٌ قَالَ نَعَمْ قُلْتُ لَهُ فَمَا صِفَةُ الْعِصْمَةِ فِیهِ وَبِأَی شَی ءٍ تُعْرَفُ؟ قَالَ: إِنَّ جَمِیعَ الذُّنُوبِ لَهَا أَرْبَعَةُ أَوْجُهٍ لَا خَامِسَ لَهَا الْحِرْصُ وَالْحَسَدُ وَالْغَضَبُ وَالشَّهْوَةُ فَهَذِهِ مَنْفِیةٌ عَنْهُ.

لَا یجُوزُ أَنْ یکونَ حَرِیصاً عَلَی هَذِهِ الدُّنْیا وَهِی تَحْتَ خَاتَمِهِ لِأَنَّهُ خَازِنُ الْمُسْلِمِینَ فَعَلَی مَا ذَا یحْرِصُ وَلَا یجُوزُ أَنْ یکونَ حَسُوداً لِأَنَّ الْإِنْسَانَ إِنَّمَا یحْسُدُ مَنْ هُوَ فَوْقَهُ وَلَیسَ فَوْقَهُ أَحَدٌ فَکیفَ یحْسُدُ مَنْ هُوَ دُونَهُ وَلَا یجُوزُ أَنْ یغْضَبَ لِشَی ءٍ مِنْ أُمُورِ الدُّنْیا إِلَّا أَنْ یکونَ غَضَبُهُ لِلَّهِ عَزَّ وَجَلَّ فَإِنَّ اللَّهَ عَزَّ وَجَلَّ قَدْ فَرَضَ عَلَیهِ إِقَامَةَ الْحُدُودِ وَأَنْ لَا تَأْخُذَهُ فِی اللَّهِ لَوْمَةُ لَائِمٍ وَلَا رَأْفَةٌ فِی دِینِهِ حَتَّی یقِیمَ حُدُودَ اللَّهِ عَزَّ وَجَلَّ وَلَا یجُوزُ أَنْ یتَّبِعَ الشَّهَوَاتِ وَیؤْثِرَ الدُّنْیا عَلَی الْآخِرَةِ لِأَنَّ اللَّهَ عَزَّ وَجَلَّ حَبَّبَ إِلَیهِ الْآخِرَةَ کمَا حَبَّبَ إِلَینَا الدُّنْیا فَهُوَ ینْظُرُ إِلَی الْآخِرَةِ کمَا نَنْظُرُ إِلَی الدُّنْیا فَهَلْ رَأَیتَ أَحَداً تَرَک وَجْهاً حَسَناً لِوَجْهٍ قَبِیحٍ وَطَعَاماً طَیباً لِطَعَامٍ مُرٍّ وَثَوْباً لَیناً لِثَوْبٍ خَشِنٍ وَنِعْمَةً دَائِمَةً بَاقِیةً لِدُنْیا زَائِلَةٍ فَانِیة.

محمّد بن ابی عمیر گوید: در مدّتی که همدم هشام بن حکم بودم سخنی سودمندتر از این سخن که در باره عصمت امام گفت، نشنیدم، روزی از او پرسیدم: آیا امام معصوم است؟ گفت: بلی، گفتم: حقیقت چیست؟ با چه چیزی می توان عصمت را شناخت؟ پاسخ داد:

سرمنشأ تمامی گناهان چهار چیز است و منشأ پنجمی ندارد: حرص، حسد، خشم و خواهشهای نفسانی، و هیچ یک از اینها در امام وجودندارد.

شایسته نیست که امام بر مال دنیا حریص باشد؛ زیرا منشأ حرص تهیدستی است؛ در حالی که همه عالم در اختیار او است و او خزانه دار مسلمانان است؛ پس به چه دلیل حرص بورزد؟

امام حسود نیست؛ چرا که انسان به کسی حسادت می کند که مقامی بالاتر از او داشته باشد و مقامی بالاتر از امامت نیست؛ پس چگونه به کسانی که پایین تر از او هستند، حسادت کند؟

سزاوار نیست که امام برای امور دنیوی خشمگین شود؛ مگر این که خشمش برای خداوند باشد؛ چون خداوند او را موظف کرده است که حدود او را اجرا نموده و نکوهش هیچ ملامت گری او را از انجام وظیفه اش بازندارد، بر خلاف دستورهای دینی با کسی مهربانی نکند تا حدود الهی را اجرا کند.

شایسته نیست که امام از هوای نفس خویش پیروی کند و دنیا را بر آخرت ترجیح دهد؛ زیرا خداوند دوستی آخرت را در دل او کاشته؛ همان طوری که محبت دنیا را در دل ما نهاده است، او به آخرت همانگونه نگاه می کند که ما نسبت به دنیا داریم؛ پس آیا کسی را دیده ای که دیدن چهره زیبا را به خاطر چهره زشت رها کند؟ آیا دیده ای که کسی غذای گوارا را به خاطر غذای تلخ، لباس نرم و راحت را برای لباس خشن و نعمت های همیشگی و جاودان را به خاطر دنیای فانی و رو به زوال رها کند؟

الصدوق، ابوجعفر محمد بن علی بن الحسین (متوفای381هـ)، الأمالی، ص732، تحقیق و نشر: قسم الدراسات الاسلامیة - مؤسسة البعثة - قم، الطبعة: الأولی، 1417هـ؛

همو:

معانی الأخبار، ص133، ناشر: جامعه مدرسین، قم، اول، 1403 ق؛

الخصال، ص215، تحقیق: علی أکبر الغفاری، ناشر: جماعة المدرسین فی الحوزة العلمیة ـ قم، 1403هـ ـ 1362ش

علل الشرائع، ج1 ص205، تحقیق: السید محمد صادق بحر العلوم، ناشر: المکتبة الحیدریة ـ النجف، 1385هـ ـ 1966م

اما طبق روایت دیگری که بازهم شیخ صدوق در کتاب شریف معانی الأخبار نقل می کند، ثابت می شود که هشام بن الحکم اگر چه به عصمت اعتقاد داشته؛ اما همه آن ها را از امام خود یاد گرفته و آن حضرت نحوه استدلال، حدود و جوانب عصمت را به او یاد داده است:

حَدَّثَنَا عَلِی بْنُ الْفَضْلِ بْنِ الْعَبَّاسِ الْبَغْدَادِی بِالرَّی الْمَعْرُوفُ بِأَبِی الْحَسَنِ الْحَنُوطِی قَالَ حَدَّثَنَا أَحْمَدُ بْنُ مُحَمَّدِ بْنِ أَحْمَدَ بْنِ سُلَیمَانَ بْنِ الْحَارِثِ قَالَ حَدَّثَنَا مُحَمَّدُ بْنُ عَلِی بْنِ خَلَفٍ الْعَطَّارُ قَالَ حَدَّثَنَا حُسَینٌ الْأَشْقَرُ قَالَ قُلْتُ لِهِشَامِ بْنِ الْحَکمِ مَا مَعْنَی قَوْلِکمْ إِنَّ الْإِمَامَ لَا یکونُ إِلَّا مَعْصُوماً فَقَالَ: سَأَلْتُ أَبَا عَبْدِ اللَّهِ علیه السلام عَنْ ذَلِک فَقَالَ: الْمَعْصُومُ هُوَ الْمُمْتَنِعُ بِاللَّهِ مِنْ جَمِیعِ مَحَارِمِ اللَّهِ وَقَالَ اللَّهُ تَبَارَک وَتَعَالَی «وَمَنْ یعْتَصِمْ بِاللَّهِ فَقَدْ هُدِی إِلی صِراطٍ مُسْتَقِیم [3]».

حسین أشقر گوید: از هشام بن حکم پرسیدم که معنای این گفته شما چیست که: تنها «معصوم» می تواند امام باشد؟ در جواب گفت: این مطلب را از امام صادق علیه السلام پرسیدم، فرمود: او به یاری و توفیق خدا از انجام هر عملی که خداوند منع کرده است خودداری می کند، و خداوند تبارک و تعالی فرموده: و هر کس به خدا تمسّک جوید، به راهی راست، هدایت شده است.

الصدوق، ابوجعفر محمد بن علی بن الحسین (متوفای381هـ)، معانی الأخبار، ص132، ناشر: جامعه مدرسین، قم، اول، 1403 ق.

این روایت به صراحت ثابت می کند که هشام، اعتقاد به عصمت را از امام صادق علیه السلام آموخته است، نه این که او به امام پشنهاد داده باشد که طرفدار این عقیده باشد.

به هر حال با تأکید جناب آقای مدرسی بر اثبات عصمت اهل بیت علیهم السلام از طریق آیه تطهیر، نیازی به بحث بیشتر با ایشان در این زمینه احساس نمی شود؛ اما برای این که دیگران و کسانی همچون کدیور و... نیز با اندیشه «عصمت» ائمه و دلائل آن آشنا شوند، ناچار هستیم که به صورت فشرده در این زمینه نیز بحث نماییم.

گروه پاسخ به شبهات

مؤسسه تحقیقاتی حضرت ولی عصر (عج)