جنگ نرم برخلاف جنگ سخت که بر جسم و بدن و فیزیک متمرکز است، بر جان ها و اندیشه ها و قلب ها متمرکز می شود.
30 بازدید
تاریخ ارائه : 2/5/2013 10:51:00 AM
موضوع: تبلیغ

روش های شیطانی در جنگ نرم

خلیل منصوری
جنگ میان حق و باطل، ایمان و کفر، عدالت و ظلم، جنگی دایمی است. بنابر گزارش های قرآنی، این جنگ حتی پیش از وجود بشر نیز وجود داشته است. از این رو فرشتگان، به خلافت آدمی بر زمین به سبب پیشینه فسادها، جنگ ها و خون ریزی ها اعتراض می کنند و اصولا خواهان آفرینش موجودی مرید و مختار به نام آدم نیستند تا خلافت الهی را در زمین به عهده گیرد.
پس از آفرینش حضرت آدم(ع) نیز زمانی کوتاه نگذشت که دوباره جنگ میان حق و باطل و ایمان و کفر آغاز شد و ابلیس از جنیان به سبب سابقه دیرین عبادت و پرستش الهی و ماده آفرینش خود، از خداوند می خواهد تا خلافت را به جای آدم(ع) به او واگذار کند، اما چون ادله و برهان الهی در مورد تقدم آدم(ع) خاکی بر جن آتشی را شنید و مأمور به سجده اطاعت و ولایت از وی شد، زیر بار نرفت و کفر ورزید و عصیان نمود. پس کینه آدم(ع) را به دل گرفت و جنگ با وی را آغاز کرد.
براساس گزارش های قرآنی، جنگ نخست میان ابلیس و آدم(ع) جنگ نرم بود. بنابراین باید ابلیس را به عنوان مبتکر و مبدع جنگ نرم دانست. از آن جایی که بر اساس آموزه های قرآنی، اولیای جنی و انسی ابلیس، به عنوان شیاطین در جنگ میان حق و باطل و ایمان و کفر شراکت مستقیم و جدی دارند، بازخوانی روش ها و شیوه های شیطانی در جنگ نرم می تواند مؤمنان را ضمن آگاهی بخشی از وضعیت و روش های دشمن، مهیای شناسایی راه های مقابله نماید. نویسنده با توجه به این فرضیه به سراغ آموزه های قرآنی رفته تا روش های شیطانی در جنگ نرم را تبیین کند.
جنگ نرم، جنگ اندیشه ها و رسانه ها
جنگ نرم برخلاف جنگ سخت که بر جسم و بدن و فیزیک متمرکز است، بر جان ها و اندیشه ها و قلب ها متمرکز می شود. از این رو، ابزارهای جنگی در آن نیز بسیار متفاوت می باشد. در این راستا به سبب کاربرد بسیار زیاد و قوی رسانه در این جنگ، آن را جنگ رسانه ها نامیده و برخی دیگر نیز به سبب تأثیرگذاری بر روان مخاطب آن را جنگ روانی گفته اند. با این همه نمی توان جنگ نرم را محدود به این امور کرد، چرا که جنگ نرم، جنگ همه جانبه ای برای تسخیر قلوب، جان ها و اندیشه هاست. بنابراین از همه ابزارها از جمله رسانه استفاده می کنند تا مدیریت شخص و یا جامعه را در اختیار گیرند و او را همدل و در نهایت همراه خویش سازند.
به سخن دیگر، هدف از جنگ نرم، نه تسلط بر جسم ها بلکه جان هاست؛ چنان که جنگ نرم نه حذف فیزیکی بلکه همدلی و همراهی روحی مخاطب و تسخیر قلوب و همراه کردن آن با دشمن پیشین است.
شاید بهترین تعبیر در بیان هدف در جنگ نرم، همان واژه اولیاء است. به این معنا که هدف در جنگ نرم، تبدیل دشمن به اولیاء است.
از آن جایی که دو جریان اصلی در تاریخ بشریت در برابر هم قرارگرفته اند، می توان گفت که هدف از جنگ نرم از سوی هر دو رقیب دیرین، تبدیل دشمن به اولیاء الله یا اولیاءالشیطان است.
خداوند در آیات بسیاری به این مطلب توجه می دهد که مومنان باید همواره مواظب باشند تا از اولیاء الله به اولیاء الشیطان تبدیل نشوند، چرا که جنگ امت اسلام و امت کفر با رهبری ائمه الایمان و ائمه الکفر همواره ادامه خواهد داشت تا این که امت اسلام بر امت کفر غلبه کند.
جریان کفر می کوشد تا خود را به عنوان یک پدیده و جریان غالب بر جوامع بشری مطرح کند و در این راه از همه توش و توان خود بهره می گیرد. این جریان سعی دارد تا به عنوان یک پدیده که نمای اصلی جامعه است مطرح باشد به گونه ای که دیگر جریان های فکری و رفتاری اصولا دیده نشود یا به چشم نیاید. براین اساس از همه روش ها برای خودنمایی و چیرگی بهره می برد و فتنه جویی و شبهه افکنی و زشت و باطل را زیبا و حق جلوه دادن را به عنوان مهمترین اصول چیرگی به کار می گیرد.
خداوند از مومنان می خواهد تا مواظب فتنه گری های این جریان باشند و با ایجاد مرزهای شفاف میان خودی و غیرخودی اجازه ندهند تا همان گونه که با شبهه سازی، جریان فتنه و کفر را قوی جلوه می دهند، با فروپاشی مرزها میان خودی و غیرخودی، اهل کفر خود را به عنوان اولیاء مومنان مطرح سازند. با نگاهی به آیات قرآن از جمله آیه 82 و 571سوره آل عمران، 67 و 98 و 931 و 441 سوره نساء و 15 و 75 و 18 سوره مائده و آیات دیگر، به سادگی به دست می آید که دشمن در برنامه جنگ نرم می کوشد تا مومن را از اولیاءالله و اولیاء المومنین بودن به ولی ابلیس و اولیاء شیطان تبدیل کند.
ولایت در این آیات تنها دوستی صرف نیست بلکه مراد نوعی دوستی است که همراه با اطاعت قلبی و ولایت و الگوبرداری باشد، چرا که انسان هایی که به یک شخص از باطن قلب ارادت و مودت دارند، در همه چیز از او الگوبرداری می کنند و با جان و دل از فرمان ها و رفتارها و گفتارهایش اطاعت می کنند و ولایت اطاعت محض از او دارند. از این رو خداوند به مومنان هشدار می دهد که هدف از ولایت و دوستی از سوی کافران، چیزی جز ولایت اطاعت از ملت و آیین کفر ایشان نیست چنانکه در آیه 021 سوره بقره می فرماید: ولن ترضی عنک الیهود ولا النصاری حتی تتبع ملتهم قل ان هدی الله هوالهدی و لئن اتبعت اهواءهم بعد الذی جاءک من العلم ما لک من الله من ولی ولا نصیر؛ یهودان و مسیحیان از تو خشنود نمی شوند تا به آیینشان گردن نهی. بگو هدایت، هدایتی است که از جانب خدا باشد اگر از آن پس که خدا تو را آگاه کرده است از خواسته آنها پیروی کنی، هیچ یاور و مددکاری از جانب او نخواهی داشت.
در اینجا یهودیان و مسیحیان به سبب اینکه نوعی کفر را در پیش گرفته اند، در برابر جریان تاریخی ایمان و اسلام قرار داده شده اند و به مومنان هشدار داده می شود که ایشان جز به دست کشیدن از آیین حق، ایمان، عدالت و اسلام، خشنود نمی شوند و این جنگ تا رسیدن به این نتیجه از سوی آنان ادامه خواهد داشت.
در آیه 02 سوره کهف بر این نکته تاکید می شود که جریان کفر جنگ و دشمنی خود را به اشکال مختلف تا حذف فیزیکی و یا حذف فکری جریان حق و عدالت ادامه می دهد و می کوشد تا این گونه گفتمان غالب بر جامعه بشری گردد و به عنوان یک پدیده اجتماعی بر جامعه چیره و مسلط باشد.
روش های فریب شیطانی
با نگاهی به نخستین جنگ نرمی که در جهان از سوی قرآن گزارش شده می توان دریافت که شیطان از روش های گوناگونی برای رسیدن به هدف خود یعنی تبدیل اولیاء الله و عبادالله فطری به اولیاء الشیطان، بهره می جوید که فریب و تزیین از مهمترین آن هاست.
خداوند درگزارشی که از آغاز آفرینش آدم (ع) بیان می کند به این نکته توجه می دهد که به سبب کینه توزی و کفر و سوگندی که ابلیس خورد، نخستین جنگ نرم میان ابلیس و حضرت آدم (ع) دربهشت آغاز شد تا وی نشان دهد که چگونه می تواند زمام رفتاری آدم را به دست گیرد و او را به راهی ببرد که می خواهد. لذا از روش نیرنگ و فریب استفاده کرد تا دل و جان و اندیشه آدم را تحت فرمان خود را درآورد.
خداوند درآیه 02 سوره اعراف می فرماید: «پس شیطان آن دو را وسوسه کرد تا شرمگاهشان را که از آنها پوشیده بود در نظرشان آشکار کند و گفت: پروردگارتان شما را از این درخت منع کرد تا مبادا از فرشتگان یا جاوید شدگان شوید.
درآیه 20 1 سوره طه نیز گزارش می کند که شیطان این گونه گفت: ای آدم، آیا تو را به درخت جاودانی و پادشاهی ای که کهنه و نابود نشود راه بنمایم؟
بنابراین، فریب دادن با وعده های دروغین یکی از روش هایی است که درجنگ نرم به خوبی از آن استفاده می شود. البته زمانی فریب و نیرنگ می تواند کارساز باشد که شخص، اطلاعات کامل و جامعی از مخاطب داشته باشد و آرزوها و خواسته های وی را بشناسد.
اینجاست که علوم انسانی چون روان شناسی، مردم شناسی، جامعه شناسی و مانند آن نیاز است تا بتوان تحلیل درستی از مخاطب داشت و براساس خواسته ها و آرزوهایش برنامه ریزی کرد و او را با خود همراه و همدل ساخت.
مخاطب شناسی درجنگ نرم
به سخن دیگر، مخاطب شناسی در همه ابعاد، از مهمترین مقدمات تاثیرگذاری تبلیغات و وسوسه ها و فریب هاست. اگر مخاطب به درستی شناخته نشود نمی توان بر او تاثیرگذار شد. و او را همدل و همراه خود کرد. از این رو درجنگ های نرم و روانی همواره از مخاطب شناسی و علوم مرتبط با آن بهره بسیار برده شده است. اگر درگذشته درجنگ سخت و نظامی شناسایی مرزها و موقعیت جغرافیایی دشمن و مانند آن مهم و با ارزش بود، در جنگ نرم شناسایی خواسته ها و نیازها و امیال مخاطب و دشمن بسیار مهم است. از این رو درجنگ نرم بر روی فرهنگ، مردم شناسی، گرایش ها، خواسته های مردم کار و تحقیق انجام می شود تا بتوانند بر روی جان ها و اندیشه ها و رفتارهای آنان تاثیربگذارند.
هر مخاطبی به چیزهایی علاقه دارد و می کوشد تا آن را به دست آورد. روان شناسی و روان شناسی اجتماعی و مانند آن کمک می کند تا خواسته های مخاطب شناسایی و براساس آن برنامه ریزی شود. از این رو شیطان با توجه به علایق مردم عمل می کند. ابلیس هرچند که همانند دیگر جنیان از باطن قلوب مردم خبر ندارد ولی مجهز بودن وی به اهرم و نهان بودن از چشم های انسانها موجب می شود تا به ایشان نزدیک شود و از رفتارهایشان به خواسته های آنان پی ببرد و براساس آن خواسته ها برنامه ریزی برای تسلط قلوب و جان ها داشته باشد.
از آن جایی که انسان ها به اموری چون زن، مال و مقام و مانند آن گرایش دارند، دشمن بر اساس خواسته های هر کسی به سراغ او می رود و با آراستن آن به عنوان مهمترین و اصیل ترین و شریف ترین هدف، وی را به سوی آنها سوق می دهد و بر جان و روح او تسلط می یابد.
اولین چیزی که شیطان در دل کافران می آراید، اصالت بخشی به زندگی دنیا و خواسته های مادی و نفسانی است. (بقره، آیه212)
وقتی زینت های دنیا برای شخص اصالت یافت، شیطان براساس همین زینت های اصالت یافته، وارد زندگی او می شود و او را به اولیای خود تبدیل می کند. هر انسانی در دام چیزی از این زینت ها می افتد و کمتر کسی است که راه نجاتی از این زینت ها برای خود می تواند بیابد.
آراستن، ابزار قوی شیطان
خداوند در آیه41 سوره آل عمران می فرماید: عشق به امیال نفسانی و دوست داشتن زنان و فرزندان و همیان های زر و سیم و اسبان ممتاز و چارپایان و زراعت در چشم مردم زینت داده شده و همه اینها متاع زندگی این جهانی هستند، درحالی که بازگشتن گاه خوب، نزد خدا است.
بنابراین در جنگ نرم، شیاطین می کوشند از زن دوستی، مال دوستی، فرزند دوستی و مانند آن بهره برند و به اهداف و مقاصد خود دست یابند. شیطان در این میان می کوشد تا هر آنچه زشت است زیبا جلوه دهد و حتی زیبایی های طبیعی را چنان در دل مردم می افزاید تا راه اسراف در پیش گیرند و از هدف اصلی باز مانند و غافل شوند. (حجر، آیات93 و 40 و نیز اعراف، آیه13)
در جنگ نرم، کاربرد آراستن و زینت کردن، بسیار مهم و اساسی است. به این معنا که حق و باطلی را درهم آمیزند و باطل را چنان زیبا جلوه دهند که دل ها را بفریبد و به سوی خود جلب و جذب کند. روشی که سامری در فریب امت موسی(ع) به کار برد، روشی است که اکنون در جنگ نرم بسیار کارآمد نشان داده می شود. از این رو شیطان پرستی، کفرگویی، خداستیزی، زن بارگی، بی حیایی، لامبالاتی جنسی و مانند آن در فیلم های هالیوودی زیبا جلوه داده می شود، چنان که سامری با گوساله اش کرد.
خداوند درباره تسویل (فریبکاری) سامری می گوید: من چیزی دیدم که آنها نمی دیدند مشتی از خاکی که نقش پای آن رسول بر آن بود برگرفتم و در آن پیکر افکندم و نفس من این کار را در چشم من بیار است. (طه، آیه69)
در جنگ نرم تلاش بر آن است تا چیزها در چشم، چنان آراسته شود که دل ها و جان ها مجذوب گردد و همدلی و همراهی مخاطب با پیام و دشمن به دست آید. این همان تغییر بینش ها و نگرش ها و تحریک و تهییج عواطف و احساسات از طریق آراستن باطل است که در آیات بسیاری بیان شده است.
یکی از شیوه ها در این جنگ نرم این است که در دل مخاطب سوءظن و بدگمانی ایجاد کنند. دشمن در جنگ نرم با استفاده از این شیوه می تواند دل های مؤمنان ضعیف الایمان را سست نماید و بیمار دلان را همراه خود سازد. خداوند در آیات11 و 21 سوره فتح به افراد متخلفی اشاره می کند که با رخنه بدگمانی در دل هایشان نسبت به فرجام فعالیت های اسلام و دولت اسلامی دچار تردید شدند و به سبب تبلیغات سوء دشمنان، با آنان همراه و همدل شدند.
روش شیطانی تزیین و تسویل، روشی کارآمد است که در طول تاریخ از سوی ابلیس و شیاطین جنی و انسی به کار رفته است و در جهان امروز از طریق رسانه های گوناگون دنبال می شود. (نمل، آیات 22 و 42 و نیز انعام، آیه 34 و عنکبوت، آیه 82 و آیات بسیار دیگر)
از آن جایی که زنان در اندیشه تجملات هستند بیشترین تسویل که از سوی شیاطین نسبت به آنان انجام می شود در این حوزه است. این روش از سوی شیطان های انسانی و غیرانسانی، بسیار به کار گرفته شده و می شود. تأثیر این روش تا آن اندازه است که حتی بسیاری از زنان پیامبر(ص) نیز در این دام افتادند و با پیامبر(ص) برای دست یابی به تجملات دنیایی درگیر شدند به گونه ای که خداوند آنان را تهدید کرد و به پیامبر(ص) فرمان داد تا به آنها هشدار دهد و آنان را مخیر به طلاق و یا ادامه زندگی به دور از تجملات نماید. (احزاب، آیات 82 و 92)
تزیین و آراستن شیطان به گونه ای است که شخص هنگامی که با خود فکر می کند، بطلان آن را درمی یابد ولی چنان فضای جامعه علیه حق و ایمان تغییر می کند که شخص نمی تواند از تأثیر گفتمان غالب اجتماعی و فرهنگی بیرون رود. از این رو بت پرستان عصر ابراهیمی با آنکه با برهان و استدلال قوی حضرت ابراهیم(ع) به بطلان باورهای خویش رسیدند ولی در عمل با آنچه حق یافته بودند مخالفت می کنند؛ چرا که گفتمان غالب اجازه نمی دهد. (انبیاء، آیات 36 تا 56)
در این میان گرایش نفسانی در انسان نیز به یاری شیاطین می آید و با تسویل و تزیین و آراستن زشت و باطل اجازه نمی دهد تا آدمی در مسیر درست قرار گیرد و در نهایت شکست خورده و با بردگی نفس به بندگی شیطان می رسد و او را ولی خود قرار می دهد. به سخن دیگر، انسانی که گرفتار هواهای نفسانی است هر چند که مدعی آزادی است در حقیقت در مقام بردگی نفس می باشد که درنهایت به بندگی شیطان می رسد (یوسف، آیات 81 و 38 و طه، آیه 69) درحالی که پیامبران در تلاش هستند تا ایشان را از بردگی نفس و بندگی شیطان رها سازند و به آزادی واقعی برسانند. (اعراف، آیه 751)
به هر حال با نگاهی گذرا به شیوه های شیطانی در جنگ نرم می توان دریافت که جامعه در چه جاها و از کدام نقطه بیشتر در معرض خطر و آسیب است و می بایست نسبت به پیشگیری و تقویت این نقاط کوشید و اجازه نداد تا دشمن از این طریق در جنگ نرم پیروز شود و بر جان ها و دل ها و قلوب مردم سلطه یابد.