به همان دلیل رواج فرهنگ غیر الهی نیز موجب شکست انقلاب و فروپاشی نظام برآمده از آن خواهد شد.
49 بازدید
تاریخ ارائه : 2/5/2013 10:58:00 AM
موضوع: اخلاق و عرفان


جنگ نرم و دیپلماسی عمومی؛ با تأکید بر ارتباطات آموزشی- فرهنگی

فاطمه مرسلی/ کارشناس علوم سیاسی

چکیده
دیپلماسی عمومی به جهت تحول در ساختار قدرت جهان و جابجایی منابع قدرت از سخت به نرم از یک سو، و افزایش نقش افکار عمومی در مناسبات بین المللی، تأثیرگذاری فرهنگ بر روابط بین الملل و تأثیرگذاری مردم در تعیین سیاست های داخلی و خارجی از سوی دیگر جایگاه بسیار ممتازی را در راهبردهای سیاسی- امنیتی کشورها پیدا کرده است. در این تاکتیک که از روش اقناع و نه تهدید بهره گرفته می شود، عموم مردم و نخبگان جامعه هدف مخاطب قرار می گیرند. بخشی از دیپلماسی عمومی در جنگ نرم از طریق ارتباطات آموزشی- فرهنگی و با هدف یارگیری، نخبه پروری و در نهایت ایجاد و استقرار شبکه ای کاملاً وابسته در کشور هدف پیگیری می شود.
بی شک سردمداران فرهنگ غرب پس از آنکه حضور مستقیم و بی واسطه خویش را در سایر کشورها به منظور گسترش نفوذ و سلطه سیاسی، اجتماعی و فرهنگی ممکن ندیدند، سعی کردند نمایندگانی از بین خود ملت ها برگزینند و مسئولیت فراهم آوردن زمینه سلطه پذیری را به غربگرایان و وابستگان فکری خود واگذار نمایند. آنان معمولاً پس از مسافرت به غرب، تحصیل و حشر و نشر در آن دیار، مقهور پیشرفت و فناوری برتر غرب شده و پس از بازگشت به کشور خویش به بلندگوی فرهنگ بیگانه تبدیل می شوند.
لذا با توجه به اهمیت روزافزون موضوع، در این مقاله برآنیم تا به ارتباطات آموزشی- فرهنگی ذیل تاکتیک دیپلماسی عمومی پرداخته و با ارائه مستندات متعدد و متنوع آن را مورد واکاوی و تجزیه و تحلیل قرار دهیم.

واژگان کلیدی : جنگ نرم، دیپلماسی عمومی، ارتباطات آموزشی، نخبه پروری، وابسته سازی، شبکه سازی.


مقدمه
جنگ نرم عبارتست از تهاجم همه جانبه جهت کسب مطلوب از طریق جاذبه؛ نه از طریق اجبار یا تطمیع. جنگ نرم با ایجاد جاذبیت های کاذب فرهنگی، شخصیتی، ارزش های سیاسی و نهادی مرتبط و همسو بوده و یا برای سیاست های کشور مهاجم مشروعیت ایجاد کرده و آن ها را دارای اعتبار می کند. در جنگ نرم سعی می شود تا بر قلب ها و مغزها غلبه شود و مردم بیش از آنکه مجبور به انجام کاری شوند به همکاری برای پیاده سازی سیاست و اهداف مطمح نظر گرفته می شوند.
کمیسیون 11 سپتامبر  در گزارش پایانی خود تصریح نمود، بعد نرم جنگ علیه  تروریسم در قالب جنگ برای تسخیر قلوب و عقول، باید بعنوان سومین ضلع از مثلث راهبرد و رهیافت نوین دولت ایالات متحده آمریکا برای مقابله با تروریسم لحاظ گردد (درویش، 1388 : 54).
در جنگ نرم علیه کشور یا کشورهای مورد هدف از سه منبع استفاده می شود :
1.    فرهنگ کشور یا کشورهای مهاجم؛
2.    ارزش های سیاسی کشور یا کشورهای مهاجم؛
3.    و بالاخره سیاست خارجی کشور یا کشورهای مهاجم.
فرهنگ  بعنوان شکل دهنده ذهن و رفتار عمومی جامعه است. حرکت جامعه بر اساس فرهنگ آن جامعه است. فرهنگ بعنوان جهت دهنده ی به تصمیم های کلان کشور حتی تصمیم های اقتصادی، سیاسی، مدیریتی و در تولید هم نقش دارد. فرهنگ فرآیندی از آداب و رسوم، خوی ها و خصلت ها و چگونگی روابط حاکم بر مجموعه ها و گروه های انسانی است، ضمن آنکه خود زاییده زندگی اجتماعی انسان هاست، تأثیر شگرف و غیرقابل تردیدی بر چگونگی و ادامه حیات اجتماعی و ملی ملت ها نیز دارد (امیری، 1387 : 16).
راه های انتقال فرهنگ عبارتند از : 1) آموزش و پرورش مستقیم؛ 2) تقلید؛ 3) مبادلات فرهنگی؛ 4) و تحمیل فرهنگ که تحمیل یک نظام فرهنگی یا بخشی از آن می تواند از طریق نفوذ، تهاجم، جنگ، فرهنگ پراکنی و استعمار فرهنگی صورت گیرد (امیری، 1387 : 19-18).
در بعد فرهنگی نیز مواردی از قیبل فرهنگ ها، هنجارها، ارزش ها، هویت، توان سیاسی و ... از جمله مؤلفه هایی هستند که فقدان و یا مخدوش شدن آن ها، در حد زیادی می تواند زمینه ساز تهدیدات نرم داخلی و حتی شکل گیری تهدیدات سخت افزاری و حمله نظامی دشمنان بیگانه را فراهم آورد. تهدید نرم در حوزه فرهنگی از اهمیت خاصی برخوردار است که در قالب نخبه سازی نیز تجلی پیدا می کند (گروه مطالعات امنیت ملی، 1388 : 106-104).
بی تردید مهم ترین راه انتقال فرهنگ همانا آموزش و پرورش  می باشد که خود چند مرحله را شامل می شود. لذا در این مقاله قصد داریم به این بعد اساسی و استراتژیک در جنگ نرم که همانا دیپلماسی عمومی است، بپردازیم. برای این منظور روش توصیفی- اکتشافی همراه با ابزار کتابخانه ای بکار گرفته شده است.
1.    چیستی دیپلماسی عمومی
بسیاری از محققان و صاحبنظران عرصه سیاست بینالملل، دولت آمریکا و آژانس اطلاعاتی ایالات متحده  را بنیانگذار دیپلماسی عمومی در جهان میدانند.
اصطلاح دیپلماسی عمومی نخستین بار در سال 1965 در آمریکا توسط ادموند گولیون ؛ رئیس مدرسه حقوق و دیپلماسی فلچر  در دانشگاه تافتز  بکار گرفته شد و عبارتست از ارتباطات معطوف به منافع ملی یک کشور از طریق ارتباط با مردم خارج از مرزهای جغرافیایی (هادیان و احدی، 1388 : 90).
در فرهنگ واژگان روابط بین الملل سال 1987وزارت امور خارجه ایالات متحده، دیپلماسی عمومی این چنین تعریف شده است :
«دیپلماسی عمومی به برنامه های تحت تکفل دولتی بر می گردد که هدف آن ها مطلع کردن یا تحت تاثیر قرار دادن افکار عمومی در کشورهای دیگر است و وسایل اصلی آن عبارتند از : انتشارات، سینما، مبادلات فرهنگی، رادیو و تلویزیون» ( Public Diplomacy Alumni Association, 2008).
از این تعریف چنین بر می آید که دیپلماسی عمومی یک ارتباط دولت- ملتی به صورت مستقیم و یا غیرمستقیم می باشد که هدف از اجرای آن، تأمین حداکثری منافع ملی  در محدوده ای فراتر از مرزهای رسمی یک کشور است. در همین راستا آژانس اطلاعاتی ایالات متحده نیز که در حدود بیش از 40 سال به کار دیپلماسی عمومی پرداخته، هدف از آن را این گونه بیان می کند :
«دیپلماسی عمومی به دنبال تعالی بخشیدن به منافع ملی و امنیت ملی آمریکا از طریق ایجاد تفاهم، اطلاع رسانی و تاثیر گذاردن بر مردم کشورهای خارجی به وسیله ی پخش مناظرات میان شهروندان آمریکایی و سازمان ها و شرکای آن ها در خارج می باشد» ( Public Diplomacy Alumni Association, 2008).
هسته اصلی نظریه دیپلماسی عمومی، ارتباط هدایت شده با افراد خارجی، به منظور تأثیرگذاشتن بر افکار آن ها و سرانجام، تأثیرگذاشتن بر دولت های آن هاست. در همین چارچوب، دیپلماسی عمومی فعالیت هایی را در زمینه های تبادل اطلاعات، آموزش و فرهنگ، با هدف تأثیرگذاری بر دولتی خارجی، از طریق تأثیرگذاردن بر شهروندان آن است (گیلبوآ، 1388 : 81-80).
مارتین منینگ ، کارشناس ارشد اسناد دیپلماسی عمومی وزارت امور خارجه آمریکا، تصریح می کند که از نظر سازمانی، دیپلماسی عمومی شامل برنامه های مرتبط با انتشار کتاب و تشکیل کتابخانه ها، پخش رادیویی و تلویزیونی بین المللی، برنامه های تبادلات آموزشی و فرهنگی، آموزش زبان، نمایشگاه ها و جشنواره های هنری و اعزام هنرمندان نمایشی و اجرایی به خارج از کشور است (درویش، 1384 : 16).
دیپلماسی عمومی کارکردهای مهمی در جهان سیاست امروز بازی می کند. به این معنا که تنها هدف بازسازی وجهه مثبت کشوری در میان مخاطبان نیست بلکه در برخی از موارد می توان حتی با دیپلماسی عمومی و مردمی، ملتی را ضدنظام حاکم و دولت خود شورانید و آنان را همراه سیاست های کلان و حتی خرد خود کرد. این گونه است که ملتی تحت تاثیر دیپلماسی عمومی، خواهان هماهنگی دولت با دولت دیگری می شود که این گونه در میان مردم و ملت محبوبیت یافته است.
برای دست یابی به این مهم، دادن بورسیه های دانشجویی به نخبگان کشورها، ایجاد انجمن های فعال دانشجویی برای مدیریت دانشگاه ها، راه اندازی رسانه هایی برای کشورهای هدف و مخاطب با نشان دادن جنبه های مثبت کشور و مانند آن، می توان یک دیپلماسی عمومی فعالی را پدید آورد.
2.    دیپلماسی عمومی؛ ابزار قدرت نرم آمریکا
دیپلماسی عمومی از منظر ایالات متحده آمریکا برنامه های بوجود آمده توسط یک دولت به منظور اطلاع رسانی و تأثیرگذاری بر افکار عمومی در یک کشور دیگر تعریف شده است. در این تعریف پنج محور نهفته است :
1.    دیپلماسی عمومی بر خلاف دیپلماسی رسمی و سنتی آشکار و علنی است.
2.    مخاطبان دیپلماسی عمومی، گروه های خاص و یا عموم جامعه در بطن یک ملت دیگر هستند؛ در حالی که در دیپلماسی رسمی، مخاطبان دولت ها هستند.
3.    محورها و موضوع های موردنظر در دیپلماسی عمومی در ارتباط با عموم جامعه هدف لحاظ می گردد؛ در حالی که در دیپلماسی رسمی و سنتی، موضوع های در ارتباط با رفتار دولت ها مدنظر قرار می گیرد (درویش، 1384 : 65).
4.    دیپلماسی عمومی شفاف و بسیار گسترده است در صورتی که دیپلماسی دولتی غیرشفاف و بسیار محدود است.
5.    آنچه که در دیپلماسی رسمی به آن توجه می شود به جنس رفتار و نوع عملکرد دولت ها در مواجهه با سایر دولت هاست، در حالی که به موضوعی که در دیپلماسی عمومی توجه می شود نوع رفتار و نگرش مردم است (نیک آئین، 1388 : 366).
در اواخر دهه ی 1930، دولت فرانکلین روزولت با اعتقاد به اینکه حتی وقتی رهبران کشورها حامی آمریکا باشند، هنگامی که مردم و مجلس آن کشور تصویری منفی از آمریکا و سیاست هایش داشته باشند به راحتی نمی توان به نتایج دلخواه رسید، اعلام کرد که امنیت آمریکا نیازمند صحبت با مردم سایر کشورها و جلب حمایت آنان است.
سپس در سال 1963، ادوارد آر. مارو؛ رئیس آژانس اطلاعاتی ایالات متحده در دولت کندی، دیپلماسی عمومی را بعنوان تعاملاتی نه فقط با دولت های خارجی بلکه ابتدا با افراد و سازمان های غیردولتی که اغلب به صورت دیدگاه های اشخاص مختلف علاوه بر دیدگاه دولت بروز می کند، تعریف نمود (نای، 1387 : 194).
بر طبق اذعان بسیاری از کارشناسان سیاسی ایالات متحده، یکی از دلایل تفوق آمریکا بر اتحاد جماهیر شوروی در جنگ سرد؛ استفاده هدفمند این دولت از دیپلماسی عمومی بوده است.
چنانکه وزیر سابق امور خارجه آمریکا، جورج شولتز  بعدها نتیجه می گیرد که اگر ایالات متحده فاقد یک برنامه ی فعال و قوی در زمینه دیپلماسی عمومی بود، نمی توانست در این جریان بر شوروی فائق آید (نای، 1387 : 197).
وزارت امور خارجه آمریکا سه هدف استراتژیک را در دیپلماسی عمومی دنبال می کند. شارلوت بیرز، این سه هدف را معرفی ارزش ها و اعتقادات آمریکا؛ نشان دادن فرصت هایی که به برقراری دموکراسی، حاکمیت خوب و بازارهای آزاد منجر می شود و در نهایت حمایت از آموزش جوانان عنوان می کند (درویش، 1388 : 142).
در اثبات نگاه ویژه ایالات متحده به دیپلماسی عمومی سندهای متعددی وجود دارد که یکی از آن ها مربوط به دکترین امنیت ملی آمریکا در سال 2002  می باشد. در این سند تصریح شده است :
«ایالات متحده آمریکا درگیر یک جنگ اندیشه هاست که در این راستا، باید در جهت بکارگیری جامعه بین الملل به بالاترین میزان قدرت دست یابد ... و باید دیپلماسی عمومی مؤثری را برای ترویج جریان آزاد اطلاعات و اندیشه به منظور زنده نگه داشتن امید و الهام آزادی بکار گیرد» (درویش، 1384 : 68-67).
هم چنین در سندی دیگر که مربوط به راهبرد امنیت ملی این کشور در سال 2006  می باشد، در خصوص اهمیت دیپلماسی عمومی برای دستگاه سیاست خارجی این کشور چنین آمده است :
«بنابراین ما صراحتاً، دقیقاً و کاملاً از سیاست ها و ارزش های آمریکا در جهان از طریق تقویت دیپلماسی عمومی خود حمایت می کنیم. این امر مستلزم شرایطی است که عبارتند از :
1.    تعامل با مخاطبان خارجی؛
2.    گسترش فرصت های آموزشی برای آمریکایی ها جهت یادگیری زبان و آشنایی با فرهنگ های خارجی و امکان تحصیل دانشجویان و دانشمندان خارجی در آمریکا؛
3.    ایجاد بستر مناسب برای رساندن پیام نمایندگان خود [در کشورهای دیگر و خارجیانی که مثل ما نسبت به ایجاد یک جهان امن تر و بخشنده تر متعهد هستند] به گوش جهانیان؛
4.    جلب حمایت بخش خصوصی؛
5.    گسترش گفتگو با رهبران و شهروندان مسلمان؛
6.    و مقابله با تبلیغات قبل از آنکه افسانه ها و تحریفات در قلب و ذهن مردم جهان ریشه بدواند» (یزدان فام، 1387 : 284).
فلذا برطبق اسناد مختلف، دیپلماسی عمومی از کانال ها و شیوه های متعددی بهره می برد که اهم آن ها به شرح ذیل است :
الف- فعالیت های اطلاع رسانی:
1- فایل های بی سیم مانند ماهواره ها 2- سخنگویان و کارشناسان 3- متخصصان مقیم 4- برنامه کنفرانس از راه دور 5- چاپ و نشر 6- مراکز مطبوعاتی خارجی 7-مراکز کتاب و منابع اطلاعاتی 8-برنامه های رادیو تلویزیونی بین المللی
ب. مبادلات آموزش فرهنگی:
1-برنامه تبادل دانشجو، استاد و پژوهشگر 2-مبادلات آکادمیک 3-مطالعات ایالات متحده، کمک به تاسیس و حفظ کیفیت برنامه های مطالعاتی پیرامون آمریکا در دانشگاه های خارجی 4-آموزش زبان انگلیسی 5-دیدارهای بین المللی 6-توریسم
ج.خبرپراکنی بین المللی:
1-صدای آمریکا 2-خبرپراکنی های وابسته به صدای آمریکا 3-خدمات فیلم و تلویزیون های بین المللی 4-رادیو مارتی و تلویزیون مارتی 5-رادیو آزادی 6- رادیو فردا.
همچنین وزارت امور خارجه آمریکا در طرح عملکرد اجرایی سال 2004، سه حوزه را برای یازدهمین هدف راهبردی خویش که همانا دیپلماسی عمومی می باشد، مشخص کرده است که عبارتند از :
1.    تبادلات فرهنگی و آموزشی که برای سال 2004 بودجه آن، 316,633,000 دلار تعیین شده است؛
2.    برنامه های اطلاعات بین المللی؛
3.    روابط عمومی (درویش، 1384 : 68)
برای پیشبرد دیپلماسی عمومی بودجه های هنگفتی توسط این وزارتخانه پیشنهاد و اخذ می گردد. بعنوان مثال، در سال 2003، کل بودجه درخواستی برای فعالیت های دیپلماسی عمومی وزارت امور خارجه 595,711,000 بود که از این مبلغ، 247,063,000 دلار برای تبادلات فرهنگی و آموزشی و 287,963,000 دلار برای فعالیت های دیپلماسی عمومی در سفارتخانه ها و کنسولگری های آمریکا لحاظ شده بود (درویش، 1384 : 68).
یکی از بخش های مختلف برنامه های این سه حوزه که همانا تبادلات فرهنگی و آموزشی می باشد، عبارت است از :
1.    برنامه فولبرایت  برای تبادل دانشجو، معلم و استاد؛
2.    تبادلات آکادمیک ؛
3.    برنامه تدریس پیرامون ایالات متحده در دانشگاه های خارجی ؛
4.    آموزش زبان انگلیسی ؛
5.    بازدیدکنندگان بین المللی  از آمریکا در قالب برنامه های سه تا چهار هفته ای؛
6.    تبادل اتباع کشورها در قالب برنامه های غیردولتی و غیرانتفاعی ؛
7.    مساعدت به برنامه ها و تقویت نهادهای دموکراتیک ؛
8.    برنامه های هنرهای نمایشی  (درویش، 1384 : 69-68).
در این بین، یکی از وظایف اتاق های فکر  وابسته به نظام سلطه، تغذیه نرم افزاری وزارت خارجه و سایر دستگاه های اطلاعاتی و امنیتی مرتبط با تاکتیک دیپلماسی عمومی است. یکی از این مراکز، مؤسسه بروکینگر  بعنوان مرکز مطالعاتی معتبر برای حزب دموکرات آمریکا می باشد، که در قسمت پایانی گزارش نوامبر 2008 خود تحت عنوان «صداهای آمریکا؛ دیپلماسی عمومی آمریکا برای قرن 21»  با بیان اهمیت اصلاحات ساختاری در این حوزه از استراتژی جنگ نرم ایالات متحده می نویسد :
«دیپلماسی عمومی برای تحقق منافع سیاست خارجی و امنیت ملی آمریکا از اهمیت حیاتی برخوردار است. منابع حتی اگر محدود باشند باید منعکس کننده اولویت ها باشند.
کنگره باید بودجه وزارت امورخارجه را برای دیپلماسی عمومی به نحو چشم گیری افزایش دهد. بخشی از این بودجه باید زمینه افزایش 100 درصدی کارکنان روابط خارجی در ظرف 10 سال آینده را فراهم کند. بخش قابل توجهی از این کارکنان باید بر دیپلماسی عمومی متمرکز شوند» (کریستین، 1388 : 134-133).
بروکینگز در بخش روش های گزارش خود می نویسد :
«تعاملات شخصی و آموزشی از مؤثرترین شیوه هایی است که ما برای برقراری ارتباط با جوامع خارجی در اختیار داریم. این برنامه ها و همچنین بورس های تخصصی برای ارتقای نیروهای مسلح، بهداشت همگانی، اقتصاد و اهداف توسعه مستحق دریافت بودجه بیشتری هستند» (کریستین، 1388 : 138).
در این پژوهش هم چنین در خصوص ارتباطات آموزشی- فرهنگی آمده است :
«دولت ما باید در سطح جهان اعلام کند که آمریکا پذیرای دانشجویان، گردشگران، تاجران، محققان و سایر مهمان های خیرخواه است. این تعهد را باید به طور آشکارا با انواع ویزای کاری دائم و موقت با درآمد بالا نشان دهد» (کریستین، 1388 : 140).
بروکینگز در نهایت در بخش تأثیر دیپلماسی عمومی می افزاید :
«برای بیشینه کردن تأثیر دیپلماسی عمومی، برنامه های آن باید با هدف خاصی، یا توده های مردم را مخاطب قرار دهد یا رهبران فکری را» (کریستین، 1388 : 140).
یکی از نویسندگان غربی به نام ادوارد برمن در کتاب کنترل فرهنگ، این مسئله را تبیین کرده است که برخی مؤسسات به اصطلاح بین المللی، از قبیل بنیاد هنری فورد، بنیاد کارنگی و راکفلر، در قالب تأسیس دانشگاه و مرکز علمی در کشورهای جهان سوم و با عناوین مردم پسندی همچون کمک به رشد و توسعه کشورهای جهان سوم و تربیت معلم و مربی و پرورش استاد و کمک به رشد علمی و آموزشی مردم، در حقیقت بدنبال نفوذ در فرهنگ و ارزش های آنها هستند و می کوشند تا نخبگان علمی آنها را در جهت منافع غرب هدایت کنند (شریفی، 1389 : 117).
یکی از اشخاصی که وارد این حوزه استراتژیک شده است، جوزف نای، تئوریسین قدرت نرم می باشد. وی در صفحه 215 کتاب خود «قدرت نرم» در خصوص کاربست دیپلماسی عمومی برای دانشگاه ها می نویسد :
«توسعه ی یک راهبرد بلندمدت برای افزایش تعاملات فرهنگی و آموزشی، برای ایجاد یک جامعه مدنی غنی تر و بازتر در کشورهای خاورمیانه است. مؤثرترین سخنگویان برای ایالات متحده در این منطقه آمریکایی ها نخواهند بود بلکه افراد بومی که نقاط قوت و ضعف آمریکا را درک کرده اند در این رابطه مؤثرتر خواهند بود.
میزان زیادی از کارهای لازم برای ایجاد یک جامعه مدنی باز، می تواند از طریق شرکت های تجاری، مؤسسات، دانشگاه ها و سایر سازمان های غیرانتفاعی انجام گیرد. شرکت های تجاری آمریکایی می توانند فناوری هایی برای مدرنیزه کردن سیستم های آموزشی در کشورهای عربی [بخوانید مسلمان] و کنار گذاشتن شیوه های تکراری یادگیری ارائه کنند. دانشگاه های آمریکایی می توانند برنامه های بیشتری برای تعامل با دانشجویان و اساتید دانشگاه های این کشورها در نظر بگیرند. بنیادهای آمریکایی نیز می توانند از گسترش مؤسسات مطالعات آمریکا در کشورهای عربی یا برنامه هایی که تخصص روزنامه نگاران را افزایش می دهد حمایت کنند. دولت می تواند از تدریس زبان انگلیسی حمایت کند و تبادلات دانشجویی را از لحاظ مالی تأمین کند» (نای، 1387 : 215).
بدین ترتیب مشخص می گردد، یکی از شگردهای جنگ نرم که هم اینک در حال اجرا می باشد، آموزش و پرورش افراد و مهره هایی است که منافع غرب و اهداف آن را در جهان اسلام دنبال کنند. استعمارگران مدرن در زمینه تربیت روزنامه نگار، وبلاگ نویس، نویسنده، هنرمند، فیلم ساز و امثال آن، سرمایه گذاری های هنگفتی در جهان اسلام کرده اند. با استفاده از بورس های تحصیلی و برگزاری دوره های کوتاه مدت آموزشی و دعوت به سمینارهای به ظاهر علمی، سعی می کنند مهره های خود را شناسایی کنند و به صورت هدفمند بچینند.
در ادامه مقاله به توضیح مراحل سه گانه این شگرد در جنگ نرم پرداخته می شود.
2-1 : مرحله اول : یارگیری
اولین مرحله، شناسایی و جذب عناصر و مجموعه های استراتژیک می باشد که در همین راستا، پژوهشی با عنوان ایجاد شبکه هایی از مسلمانان میانه رو  از سوی مرکز سیاست عمومی خاورمیانه مؤسسه رند  (وابسته به پنتاگون) و با پشتیبانی مالی بنیاد اسمیت ریچاردسون در 10 فصل تنظیم شده است.
بر طبق این پژوهش، جامعه هدف در یارگیری ، قشرهای زیر می باشند :
«بر اساس مباحث مطرح شده، شرکای عمده آمریکا در جهان اسلام را می توان در 5 گروه عمده طبقه بندی کرد :
1.    دانشگاهیان و روشنفکران مسلمان لیبرال و سکولار  : لیبرال ها به طور عمده به دانشگاه ها و مراکز تحقیقاتی گرایش دارند، زیرا در آنجا می توانند افکار خود را بسط دهند. در صورتی که در نظر بگیریم شبکه های لیبرال و روشنفکران میانه رو در سراسر جهان اسلام وجود دارند، این بخش می تواند سنگ بنای اولیه شبکه ای بین المللی از مسلمانان میانه رو باشد؛
2.    روحانیون میانه رو جوان  : یکی از دلایل موفقیت تندروها در ترویج عقایدشان استفاده از مساجد بعنوان ابزار تبلیغی است؛ در حالی که دانشگاه های لیبرال به راحتی نمی توانند از طریق مساجد با مردم تعامل کنند. بنابراین جنبش مسلمانان میانه رو تا حد زیادی به مشارکت فعال روحانیون میانه رو وابسته است که در این خصوص روحانیون جوان – که رهبران آینده هستند- بیشتر مد نظر قرار دارند؛
3.    فعالان اجتماعی  : این فعالان که به ترویج افکار توسعه یافتگی می پردازند، به طور عمده با خشونت افراط گرایان روبرو می شوند و معمولاً قربانیان فتواها و حملات خشونت بار هستند. این فعالان اغلب نیاز به حفاظت و حمایت دارند که یک شبکه بین المللی می تواند آن را فراهم کند؛
4.    گروه های زنان  : زنان و اقلیت های مذهبی اغلب قربانی اسلام بنیادگرا و تفاسیر شریعت هستند. در برخی کشورها زنان سازماندهی را آغاز کرده اند که بنیاد مهمی در ایجاد جنبش های اصلاح طلب به شمار می رود. صعود گروه های جامعه مدنی زنان فرصت هایی را برای ایجاد شبکه های میانه رو فراهم می کند؛
5.    روزنامه نگاران و نویسندگان میانه رو  : با استفاده از اینترنت و دیگر رسانه های خارج از کنترل دولتی، پیام های تندورانه در جوامع اسلامی در سراسر جهان رسوخ کرده است؛ در حالی که نهادهای رسانه ای مورد حمایت آمریکا، یعنی رادیو سوا و تلویزیون الحره فاقد مهارت لازم برای بیان نگرانی ها و موضوعات محلی هستند و نمی توانند به گسترش رسانه های محلی میانه رو کمک کنند. برای مقابله با گرایش های تندورانه در رسانه های مسلمانان، ضروری است که از برنامه های تلویزیونی و رادیویی و سایت های اینترنتی میانه رو محلی حمایت شود. (معاونت پژوهشی ابرار معاصر، 1387 : 44-13)
فلذا بر اساس این پژوهش، اقشار 5گانه فوق جزء گروه های هدف جهت یارگیری و وابسته سازی به حساب می آیند.
ارتباط با رهبران آینده هر کشوری و تربیت آنها در راستای مقاصد جهانی سازی مبتنی بر ارزش های امریکایی، به قدری برای ایالات متحده حایز اهمیت است که زمانی کالین پاول وزیر امورخارجه وقت امریکا نیز گفته بود :
«من فکر می کنم برای کشور ما هیچ دارایی با ارزشمندتر از دوستی رهبران آینده جهان که در اینجا تحصیل کرده اند، نیست» (نای، 1387 : 101). 
در همین راستا، همچنین کمیته خطر جاری  در بند 9 گزارش خود تحت عنوان ایران- آمریکا؛ رهیافت جدید  ذیل پروژه دلتا با پیشنهاد راهکاری برای مقابله با  جمهوری اسلامی در این خصوص می نویسد :
«دعوت فعالان جوان ایرانی به خارج، برای شرکت در سمینارهای کوچک هم، اقدام مهمی است. این کار در صربستان، فیلیپین، اندونزی و شیلی و کشورهای دیگر جواب داده است. این افراد باید از سوی مقامات آمریکایی انتخاب شوند، نه نهادهای ایرانی» (مرسلی، 1389 : 35).
از شاخص های مورد نظر جهت یارگیری و انتخاب این افراد می توان به جوان بودن، مؤثر بودن، بازگشت حتمی به ایران، تحصیلات عالی، ارتباط با نهادها و مراکز دولتی، افراد دارای عدم سوءسابقه سیاسی و ... اشاره کرد.
2-2 : مرحله دوم : نخبه پروری
پس از بیان اهمیت مرحله اول ارتباطات آموزشی- فرهنگی در دیپلماسی عمومی که همانا یارگیری و تعیین راهبرد عملیاتی ساختن آن بود، مرحله دوم نخبه پروری  و وابسته سازی  می باشد که این امر نیز در دیگر پژوهش ها و اسناد مهم ایالات متحده آمریکا وجود دارد.
آنچه که به دانشجویان جذب شده آموزش داده می شود، عبارتند از :
1-    بهترین نوع حکومت موجود در جهان توسط غربی ها ایجاد شده است (لیبرالیسم آمریکا، اروپا)؛
2-    قبول ارزش های ایجاد شده غربی و شیوه آنان تنها راه رستگاری است؛
3-    نحوه زندگی  غربیان، بهترین نوع موجود زندگی است و دلیل آن این است که بقیه دنیا از آنها تبعیت می کنند یا مشتاق آن هستند. (انصاری، 1388 : 12)
4-    نحوه تأسیس، توسعه و تقویت نهادها و سازمان های غیردولتی ؛
5-    بسترسازی برای نافرمانی مدنی  و مبارزات خشونت پرهیز ؛
6-    چگونگی ارتباط مستمر و مؤثر یا افراد و سازمان های مورد نظر در آمریکا؛
7-    اشاعه و ترویج واژه های موردپسند مانند دموکراسی، مشارکت، جامعه مدنی، توسعه سیاسی، کثرت گرایی (پلورالیسم)، جامعه باز، استحاله و توافق و همکاری.
بعبارت دیگر هرآنچه که سعی در نفوذ و بسط شان در جوامع هدف دارند، به این دسته از افراد آموزش می دهند.
در همین راستا، جوزف نای معتقد است، عقیده ها و ارزش های آمریکا از طریق دانشجویانی که همه ساله از دانشگاه های آنجا فارغ التحصیل می شوند و به کشورهایشان باز می گردند، صادر می شود. (نای، 1387)
این پژوهشگر معاصر هم چنین می نویسد :
«دانشجویان بین المللی معمولاً با درک بهتری از ارزش ها و نهادهای آمریکایی به خانه باز می گردند، و همانطور که توسط یکی از گروه های آموزشی بین المللی بیان شده : میلیون ها نفری که در طول سال ها در ایالات متحده تحصیل کرده اند گنجینه ای از حسن نیت را برای کشورمان تشکیل می دهند. بسیاری از دانشجویان پیشین، هم اکنون در موقعیت هایی قرار گرفته اند که می توانند در نتایج سیاست هایی که برای ما مهم است، تأثیر گذارند» (نای، 1387 : 101).
بر طبق پژوهش مذکور بنگاه رند، آنچه که آمریکا بایستی پس از شناسایی و جذب این گروه ها و افراد به اجرا در آورد، عبارتند از :
1.    آموزش دموکراتیک  : که شامل استفاده از آن دسته متون اسلامی در امر آموزش است که از ارزش های دموکراتیک حمایت می کند؛
2.    رسانه ها  : که شامل حمایت از رسانه های میانه رو در برابر رسانه های ضدغربی و ضددموکراتیک در جهان اسلام است؛
3.    برابری جنسیتی  : که شامل دفاع از حقوق زنان و تقویت برابری جنسیتی بعنوان جزء اصلی پروژه توانمندسازی مسلمانان میانه رو می شود؛
4.    هواداری سیاسی  : که شامل مشارکت مسلمانان میانه رو در سیاست طرفداری و تبلیغی اسلام گرایان می شود» (معاونت پژوهشی ابرار معاصر، 1387 : 44-13).
جوزف نای در این خصوص با ذکر تاریخچه مبادلات دانشگاهی و تماس های فرهنگی عالی می افزاید :
«مبادلات علمی و دانشگاهی نیز نقش مهمی را در افزایش قدرت نرم آمریکا ایفا می کند. بسیاری از همین دانشمندانی که در مبادلات شرکت داشتند از هدایت کنندگان جریان حقوق بشر و آزادی خواهی در اتحاد جماهیر شوروی شدند. از سال 1950 نهادهای علمی مختلف شروع به فعالیت کردند. بنیاد فورد، انجمن دانشمندان و انجمن تحقیقات علوم اجتماعی با 110 دانشگاه و دانشکده آمریکایی در زمینه مبادله دانشجو و استاد همکاری می کردند» (نای، 1387 : 103-102).
تئوریسین قدرت نرم هم چنین با استناد به صحبت یکی از مقامات ارشد شوروی سابق در این خصوص می نویسد:
«الگ کالوگین یکی از مقامات بلندپایه کا گ ب، گفته بود که با نگاهی به گذشته و قبل از سال 1997 می توان دریافت که مبادلات دانشگاهی برای اتحاد جماهیر شوروی همانند اسب تروا بود. این مبادلات نقش بزرگی را در فرسایش سیستم شوروی ایفا کردند و در طول سال ها مردم را بیشتر و بیشتر آلوده می کردند» (نای، 1387 : 104-101).
بر اساس آمار ارائه شده به کمیته فرعی آژانس بین المللی توسعه از سال 1963، 80 هزار نفر از 80 کشور جهان آموزش دیده و به کشور خود بازگشته اند که همه این افراد از وزراء، معاونین، مدیران کل ادارات دولتی، قضات و وکلای مجلس، رؤسای بانک های ملی و مشابه آن هستند که بی تردید به منزله کانال های ارتباطی مستمر و محور تماس بوده اند (انصاری، 1388 : 12).
در همین راستا معاون سابق دیپلماسی عمومی وزارت خارجه آمریکا؛ شارلوت بیرز اظهار می کند که این تعاملات 200 نفر از وزرای فعلی و سابق در کشورهای مختلف را شامل می شود و این یعنی نیمی از رهبران ائتلاف جهانی علیه تروریسم. او می گوید که این کار بهترین خرید حکومت آمریکا بوده است (نای، 1387 : 197).
جوزف نای در کتاب خود به نام تعدادی از این رهبران تربیت شده در آمریکا مانند انور سادات (سومین رئیس جمهور مصر که در به رسمیت شناختن رژیم صهیونیستی در قرارداد کمپ دیوید اقدام کرد)، هلموت اشمیت (صدراعظم آلمان غربی از سال 1974 تا 1982) و ماگارت تاچر (رهبر سابق حزب محافظه کار و نخست وزیر پادشاهی متحد بریتانیای کبیر از سال 1979 تا 1990) نیز اشاره می کند که در پیشبرد اهداف و مقاصد آمریکایی در کشورهای متبوع خود بسیار مفید بوده اند.
2-3 : مرحله سوم : شبکه سازی
مرحله سوم و نهایی این نوع از ارتباطات در جنگ نرم دیپلماسی عمومی، شبکه سازی  از عناصر و نیروهای تربیت شده می باشد که پس از طی این بخش، وابستگی کامل علمی- فرهنگی نهادینه گشته است. البته معادل اقتصادی این تکنیک را می توان در شاخه سازی شرکت های هرمی در نظر گرفت.
به نظر نویسندگان کتاب ساخت شبکه های مسلمانان میانه رو، فعالیت های شبکه سازی گروه های به اصطلاح میانه رو در جوامع مسلمان باید سه سطح را شامل شود :
1.    تقویت شبکه های موجود همسو با اهداف و برنامه های غرب؛
2.    شناسایی شبکه های بالقوه و فراهم کردن زمینه رشد آنها که می توانند در خدمت غرب و اهداف غرب باشند؛
3.    تبلیغ و ترویج کثرت گرایی و تسامح و تساهل که به صورت غیرمستقیم در خدمت شبکه سازی و ایجاد زمینه برای رشد و پیدایش شبکه های متعدد اجتماعی در جهان اسلام قرار گیرد.
بدون شک، شبکه سازی یکی از فرآیندهای اصلی در طراحی و مدیریت موفق استراتژی براندازی نرم به شمار می آید، چرا که عناصر این شبکه مرتبط و متصل به یکدیگر اقدام نموده، هر کدام سعی در تأثیرگذاری بر بخشی از جامعه را برعهده داشته و نتیجه آن این است که از عملیات های موازی و بی هدف جلوگیری بعمل می آید.
جمع بندی
در این مقاله با بررسی و تحلیل دیپلماسی عمومی به عنوان یکی از راهبردها در جنگ نرم، ارتباطات آموزشی- فرهنگی و تبادلات آکادمیک کشف و تبیین گردید. در همین راستا نویسنده به منظور بالا بردن اعتبار و روایی مقاله از منابع متعدد داخلی و گزارش ها و اسناد معتبر خارجی استفاده نموده است. این وسواس باوجود طاقت فرسا شدن جمع آوری داده ها، بدین خاطر انجام شد که هیچ کس نتواند مقاله را به جهت استفاده از منابع و تحلیل های صرفاً ایرانی به علت گرایش های ضدآمریکایی آن جهت دار معرفی نماید. در این مقاله پیگیری پروژه دیپلماسی عمومی در قالب جنگ نرم از زبان مسئولان ارشد وزارت خارجه ایالات متحده و استراتژیست های آمریکایی، اسناد سالانه امنیت ملی این دولت و مجریان داخلی آن ها ثابت شده است.
در این چارچوب، هدف اصلی و استراتژی قالب در آمریکا با توجه به گرایش ها و عملکرد این دولت از اتخاذ راهبرد جنگ نرم، استحاله و فروپاشی نظام جمهوری اسلامی از درون می باشد.
این نتیجه گیری از آنجا بدست می آید که بررسی های انجام شده در مقاله حاضر نشان می دهد، استکبار جهانی به رهبری ایالات متحده درصدد یارگیری، نخبه پروری و شبکه سازی برای استفاده از آنان در درون ایران است. فلذا اگر دشمنان و بدخواهان با این حرکت پیچیده و مرموز، شرایط مساعدی در جامعه بیابند یا بعبارت دیگر، بتوانند شرایط را مساعد کرده و در همه قشرهای مردم بویژه نخبگان، جوانان و دانشجویان اثر بگذارند و فرهنگ انقلابی و اسلامی تضعیف شود، هیچ ضمانتی برای بقای انقلاب نخواهد بود. به همان دلیلی که رواج فرهنگ انقلابی موجب حرکت در جامعه و پیروزی انقلاب اسلامی شد، به همان دلیل، رواج فرهنگ دیگر نیز موجب شکست انقلاب و فروپاشی نظام برآمده از آن خواهد شد.

کتابنامه :
امیری، ابوالفضل (1387)، تهدید نرم : تهاجم فرهنگی، ناتوی فرهنگی، تهران : پگاه، چاپ دوم.
انصاری، حسن (1388)، «آموزش در آن سوی مرزها»، روزنامه کیهان، شنبه 24 اسفند، شماره 19436.
درویش، رضاداد (1381)، کتاب آمریکا (6) : ویژه دیپلماسی عمومی در آمریکا، تهران : مؤسسه فرهنگی مطالعات و تحقیقات بین المللی ابرار معاصر تهران.
شریفی، احمد حسین (1389)، جنگ نرم، قم : انتشارات مؤسسه آموزشی و پژوهشی امام خمینی (ره).
کریستین، لرد (1388)، «دیپلماسی عمومی آمریکا»، ترجمه محمد فرجیان. فصلنامه مطالعات سیاسی معاونت سیاسی ساعس ناجا، سال سوم، شماره اول و دوم.
گروه مطالعاتی امنیت ملی (1388)، تهدید نرم و راهبردهای مقابله، تهران : دانشگاه عالی دفاع ملی.
گیلبوآ، ایتان (1388)، ارتباطات جهانی و سیاست خارجی. ترجمه حسام الدین آشنا و محمدصادق اسماعیلی، تهران : دانشگاه امام صادق (ع).
مرسلی، فاطمه (1389)، تهاجم خاموش : واکاوی پروژه جنگ نرم برضد انقلاب اسلامی، تهران : معاونت فرهنگی نهاد نمایندگی مقام معظم رهبری در دانشگاه ها.
معاونت پژوهشی مؤسسه فرهنگی مطالعات و تحقیقات بین المللی ابرار معاصر تهران (1387)، جنگ نرم (5) : براندازی نرم در کشورهای مدل، تهران : مؤسسه فرهنگی مطالعات و تحقیقات بین المللی ابرار معاصر تهران.
میلسن، ژان (1388)، دیپلماسی عمومی نوین : کاربرد قدرت نرم در روابط بین الملل، ترجمه رضا کلهر و سید محسن روحانی، تهران : دانشگاه امام صادق (ع) و دبیرخانه همایش عملیات روانی، چاپ دوم.
نای، جوزف (1387)، قدرت نرم : ابزارهای موفقیت در سیاست بین الملل، ترجمه سید محسن روحانی و مهدی ذوالفقاری، تهران : دانشگاه امام صادق (ع)، چاپ دوم.
نیک آئین، احسان اله (1388)، «دیپلماسی عمومی؛ رویکردی نو در عرصه روابط بین الملل»، فصلنامه سیاست خارجی، سال بیست و سوم، شماره دوم.
هادیان، ناصر؛ احدی، افسانه (1388)، «جایگاه مفهومی دیپلماسی عمومی»، فصلنامه بین المللی روابط خارجی، سال اول، شماره سوم.
یزدان فام، محمود (1387)، راهبرد امنیت ملی آمریکا، تهران : پژوهشکده مطالعات راهبردی.
Public Diplomacy Alumni Association (2008). "What is Public Diplomacy?". = at: http://www.publicdiplomacy.org/1.htm