پس هر چه از ناحیه‏ ى غیر آنها باشد، گرچه ممکن است داراى خواص و آثارى هم باشد، لکن حقیقت و محتوایى ندارد و همه باطل و گمراهى است.
28 بازدید
تاریخ ارائه : 2/4/2013 10:00:00 AM
موضوع: اخلاق و عرفان
www.Sadeghin.net

بسم الله الرحمن الرحیم

طریقت و شریعت

(فرازهایی از کتاب سفینة الصادقین)

در اینجا مناسب است این نکته را عرض کنم: کسانى که خود را اهل طریقت شمرده و خانه‏ ى اهل بیت علیهم السلام را عملاً رها کرده، احیانا به دستورات و اعمالى خارج از شرع مقدس عمل مى ‏کنند و اهل شریعت را افرادى مى ‏دانند که از حقایق بى‏ خبرند، آنها کاملاً در اشتباه هستند و در نهایت به گمراهى کشیده خواهند شد.
البته چون هر زحمتى بى‏ مزد نیست و هر عملى اثرى دارد چه بسا دستور العمل‏ هاى خارج از شرع مقدس، آثارى هم داشته باشد و در انسان حرارتى نیز ایجاد کند، لکن هر گرمى و اثرى نشانه‏ ى قرب به خداى متعال نیست.
راه آشنا شدن با حقایق و کسب معارف هیچ‏ گاه از دایره‏ ى شرع مقدس اسلام بیرون نیست، بلکه اصولاً فلسفه‏ ى شریعت و غرض از ارسال پیامبران رسیدن به کمال و درک حقایق و کسب معارف مى‏ باشد، لکن راه آن منحصر به عمل کردن به احکام شرع بوده و صرفا از طریق آل محمد علیهم السلام میسر است و به چیز دیگرى نیاز نمى ‏باشد.
حتى عرفا که عقیده دارند در راه سیر و سلوک نیاز به استاد است، براى این نیست که او دستورى غیر از آنچه در شرع مقدس وارد شده بدهد، بلکه استاد همچون طبیبى که براى هر بیمار داروى خاصى تجویز مى‏ کند او نیز براى تربیت نفوس به هر کس دستور خاصى مناسب نفس و حالات و روحیات او مى‏ دهد، امّا در هر حال، این دستورات و راهنمایى‏ ها در هیچ شرایطى از دایره‏ ى شرع مقدس بیرون نمى باشد.
هم‏چنان که تقلید کردن از فقها که احکام و مسائل شرعى را با تخصصى که در زمینه‏ ى فقه دارند از ادله‏ ى آن استنباط کرده، در اختیار ما قرار مى‏ دهند بدون تردید این پیروى، تبعیت از شرع مقدس محسوب مى‏ شود و به هیچ وجه به معناى پیروى از غیر شرع نیست.
حقیر شب جمعه ‏اى دعاى مجیر را - بنا بر آنچه که مرحوم حاجى نورى در «دار السلام» ذکر نموده - هفت مرتبه به قصد دیدن پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله خواندم. همان شب خوابى دیدم که اشاره به نکاتى در همین زمینه داشت :
وجود شریف پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله را دیدم که به خواندن نماز ظهر مشغول بوده و امیر مؤمنان علیه السلام در طرف چپ، محاذى آن حضرت به آن بزرگوار اقتدا نموده‏ اند. در جانب چپ امیر المؤمنین علیه السلام نیز لوحى نورانى قرار داشت که اسرار ولایت در آن نوشته شده بود. من مى‏ خواستم به جماعت ملحق شوم. یکى از رفقا که در وضو گرفتن وسواس داشت و وضوى خود را بسیار طول مى ‏داد همراه من بود. بنده مقدارى به خاطر او تأمل کردم، ولى دیدم اگر بخواهم صبر کنم تا وضوى او تمام شود به نماز نمى ‏رسم؛ لذا او را رها کرده و از مقابل امیر المؤمنین علیه السلام آمده، و از طرف چپ آن حضرت عبور نمودم. ابتدا خواستم لوح را بخوانم، ولى با خود گفتم: اول نماز بخوانم بهتر است.
در محل ایستادن به نماز مردد شدم که پشت سر کدام‏ یک از آن دو بزرگوار بایستم. بالاخره سجاده‏ ى خود را پشت سر پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله انداخته و اقتدا کردم. و چون یک رکعت دیر به نماز رسیده بودم نماز آنان زودتر تمام شد و در حالى که من مشغول اتمام نماز بودم به سمت قبله تشریف بردند. و از خواب بیدار شدم.
گرچه نماز خواندن در طرف راست امام جماعت فضیلت بیشترى دارد ولى گاهى در خواب مى‏ خواهند نکات دیگرى را به انسان تفهیم کنند.
جانب چپ جاى قرار گرفتن قلب انسان است؛ لذا اسرار ولایت که به منزله‏ ى حقیقت و باطن امیر المؤمنین علیه السلام مى‏ باشد در آن سمت قرار داشت.
خود حضرت امیر علیه السلام نیز به منزله‏ ى قلب و باطن نبى اکرم صلی الله علیه و آله مى ‏باشند. کسى که مى خواهد به ولایت و اسرار آن - که اصل حقیقت است - برسد ناگزیر باید از طریق پیروى شریعت ( یعنى دستوراتى که پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله آورده ‏اند ) سلوک کند. شاید معناى اینکه حقیر پشت سر پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله به نماز ایستادم با اینکه پشت سر امیر المؤمنین علیه السلام هم مى‏ توانستم بایستم، اشاره به همین معنا داشته باشد.
مطلبى که باید همیشه به آن توجه داشته باشیم این است که شریعت و طریقت از یکدیگر جدا نیست، بلکه طریقت از شریعت اتخاذ مى‏ شود و اگر طبق آن سلوک شود انسان را به حقیقت مى‏ رساند. راه صحیح همان است که محمد و آل محمد علیهم السلام نشان داده ‏اند و سلوک صحیح که نتیجه‏ بخش و قرب آور باشد منحصر به این است که به آنان تمسک جسته و از ارواح شریف آن بزرگواران استمداد بجوییم.
آنان سرچشمه ‏ى فیض الهى هستند و معانى را هم در واقع خود آن سروران افاضه مى‏ کنند؛ زیرا آنان روح کلى و نفس کلى و ما نفوس جزئى هستیم، و همیشه فرع باید از اصل خویش استفاده کند. پس هر چه از ناحیه‏ ى غیر آنها باشد، گرچه ممکن است داراى خواص و آثارى هم باشد، لکن حقیقت و محتوایى ندارد و همه باطل و گمراهى است.
روزى دستور العملى را که در کتاب غیر معتبرى دیده بودم و مشتمل بر آیاتى از قرآن بود انجام دادم. همان شب در خواب دیدم کیسه‏ اى پر از جواهرات دارم و به من گفته شد: اینها مصنوعى است! جواهراتى خوب است که معدنى باشد. پس از بیدار شدن فهمیدم مصنوعى بودن جواهرات به خاطر این بوده که آن دستور العمل مأثور نبوده است.
بار دیگر ختمى را که مرحوم نهاوندى در یکى از کتب خود ذکر کرده مشغول شدم. بعد از آن در خواب دیدم در مسیرى حرکت مى‏ کنم که راه آن از میان باغ ‏هاى مردم مى ‏گذرد و من از روى دیوار باغ‏ها یکى پس از دیگرى عبور مى‏ نمایم. از شخصى پرسیدم: چرا راه این‏ گونه است؟ گفت: شما خودتان به خاطر اینکه کرایه‏ ى ماشین ندهید از بى‏ راهه آمده ‏اید.
پس از بیدار شدن متوجه شدم چون این ختم از اهل بیت علیهم السلام نرسیده و مستند به روایت نیست استفاده ‏ى از آن به منزله‏ ى رفتن از بى‏ راهه مى ‏باشد.
اگر از مسیرى که آنان تعیین فرموده و به ما نشان داده ‏اند حرکت نکنیم، هر چند ممکن است داراى آثارى باشد و در مسیر نیز سرسبزى و خرمى مشاهده کنیم، لکن بى‏ راهه است. و روشن است که عاقبت بى ‏راهه رفتن وصول به مقصود نخواهد بود.

تمام حقوق مادی و معنوی این سایت محفوظ است