ما در دیپلماسی عمومی در تبلیغ خارجی ضعیف هستیم
33 بازدید
تاریخ ارائه : 2/3/2013 3:30:00 PM
موضوع: علوم سیاسی

دیپلماسی اینترنتی

پرسش: 
کاربردهای دیپلماسی وب در عرصه دیپلماسی عمومی چیست؟

این مقاله به بررسی کاربردهای دیپلماسی وب 2.0 در عرصه دیپلماسی عمومی می پردازد. نویسنده، دیپلماسی عمومی و استفاده از شبکه های اجتماعی جدید مثل فیس بوک، تویتر و... برای گسترش دیپلماسی عمومی را بسیار مهم می داند. برای تبیین اهمیت این مساله مثال هایی هم ذکر کرده که از جمله آن ها وقایع پس از انتخابات ریاست جمهوری در ایران است. او معتقد است که انقلاب تویتر در پخش وقایع ایران پس از انتخابات که به زعم نویسنده با سانسور شدید حکومتی مواجه شد بسیار موثر بود. نویسنده به رویکرد دولت اوباما به دیپلماسی عمومی و رسانه های جدید اشاره می کند و در پایان راهکارهایی هم در این زمینه ارائه می دهد. نویسنده اگرچه تلاش می کند تا اهداف دستگاه سیاست خارجی ایالات متحده را مواجهه با کشورهای اقتدارگرا و غیردموکراتیک بنامد، اما از جای جای متن به خوبی روشن است که نویسنده از تاثیرگذاری دیپلماسی وب 2.0 در کشورهای هدف در راستای منافع نامشروع ایالات متحده، ذوق زده است.

کارشناسان دیپلماسی عمومی و ارتباطات استراتژیک در درون حکومت آمریکا در حال بهره برداری از پتانسیل رسانه های اجتماعی جدید برای به دست آوردن قلب ها و افکار در خارج از آمریکا به ویژه در جهان اسلام هستند؛ جایی که جنگ امروزی ایده ها در آنجا وجود دارد. دشمنان آمریکا هم در استفاده از این ابزارهای کم هزینه توسعه که می تواند آن ها را به هزاران یا حتی میلیون ها نفر از طریق دکمه های کامپیوتر یا موبایل وصل کند مهارت دارند. همان طور که مت آرمسترانگ نوشت: «در این عصر اطلاعات جمعی و رسانه ها، هر یک از داوطلبان سیاسی برای ترور افکار دیگران باید دائماً و فوراً بر این دو ابزار یعنی اطلاعات و رسانه نفوذ کند. نادیده گرفتن سودمندی رسانه اجتماعی، معادل واگذار کردن قسمت اصلی در نبرد طولانی برای نفوذ بر افکار سراسر جهان است.»

با این وجود تردیدی وجود ندارد که رقابت مطلوب میان حکومت فدرال و رسانه های جدید، به تفکر استراتژیک، آموزش و تحلیل های مهم نیاز خواهد داشت. حکومت آمریکا در این زمینه کندتر است و در به کارگیری نوآوری تکنولوژیکی خیلی دورتر از بازیگران خصوصی است، در حالی که رسانه های جدید مدرن، به روز، چابک و دائما در حال تغییر بوده و در سطح پرسنل فعال هستند. «شیلا کمپل» چندی پیش به نشنال ژورنال گفت: «برخی آژانس های فدرال هنوز تواناییشان برای ایجاد فیلم های ویدئویی یا وب سایت ها – که علاقه عمومی را جذب و حفظ کنند – را نشان نداده اند.»
در فقدان استراتژی ارتباطات ملی و در فقدان ظرفیت برای ارزیابی تاثیر متفاوت پایگاه های ارتباطی، کارآمدی رسانه های جدید برای دیپلماسی عمومی 2.0 و اهداف ارتباطات استراتژیک، محدود باقی خواهد ماند. اخیراً پتانسیل دستیابی به بیننده های بزرگ وجود دارد اما شکاف هایی نیز در فهم ماهیت دیپلماسی عمومی وجود دارد که باید قبل از این که رسانه های اجتماعی جدید بتوانند به ابزار اصلی تبدیل شوند مورد توجه قرار گیرد و حکومت آمریکا باید علاوه بر ابزارهای سنتی مثل رادیو موج کوتاه، تلویزیون، کتابخانه ها و یا برنامه مبادله دانشجو، با استفاده از دیپلماسی عمومی 2.0 نیز به شنوندگان و افکار عمومی جهانی توجه کند.

تاریخ دیپلماسی اینترنتی
روندی که نتیجه آن برتری رسانه های جدید در حکومت آمریکا بود در اوایل دهه 1990 آغاز گردید؛ وقتی که اینترنت به سرعت به ابزار روزانه در تجارت و منزل تبدیل شد. همچنین رسانه اجتماعی آن لاین در سراسر جهان در دسترس قرار گرفت. برای مثال، استفاده از فیس بوک از سال 2004 شروع شد که تا این اواخر صرفاً یک شبکه اجتماعی در اختیار دانش آموزان دبیرستان و دانشجویان بود. فیس بوک ابزاری بود که در اختیار نوجوانان قرار داشت و به آن ها اجازه می داد فراتر از نظارت والدین حرکت کنند. با این وجود، حالا فیس بوک تبدیل به وسیله آسانی برای ارتباط جمعی در سراسر جهان شده است و توسط نوجوانان، بزرگسالان، حکومت، شهروندان معمولی و تجار و... استفاده می شود.
امروز گسترش رسانه های جدید، هسته اصلی نوآوری های دیپلماسی عمومی در زمان «جودیت مک هال»، معاون جدید دیپلماسی عمومی و روابط عمومی وزارت خارجه، است. هنوز تا اندازه ای به علت تازگی این هسته سیاست در دیپلماسی عمومی و تا اندازه ای هم به خاطر پراکندگی گسترش رسانه های جدید در درون آژانس های مختلف حکومتی، اطلاعات کمی جهت تعیین کمیت و تحلیل تاثیر و کارآمدی رسانه های جدید حکومت آمریکا وجود دارد.
دولت نیاز دارد تکنولوژی های در حال پیدایش، به ویژه ظرفیت های فوق العاده اینترنت را جهت مدیریت موثر افکار عمومی تحت کنترل خود در آورد و به کمی بیش از یک دهه قبل برگردد. قدم های اولیه توسط «جوزف دافی»، دبیر آژانس اطلاعات ایالات متحده، در زمان ریاست جمهوری بیل کلینتون برداشته شد؛ دافی جهت پس انداز شدن پول فعالیت های مشخص آژانس اطلاعات ایالات متحده را به پایگاه های کامپیوتری منتقل و برخی آژانس های انتشاراتی پر هزینه را تعطیل کرد. با این وجود، تغییر به شکل جدی در سال 2000 و در پی جذب آژانس اطلاعات ایالات متحده در وزارت خارجه شروع شد، جایی که برنامه های مبادله ای و فرهنگی آژانس های اطلاعات ایالات متحده به برنامه های اطلاعات بین المللی تبدیل گردید و کارمندان وزارت خارجه به متصدیان دیپلماسی عمومی آن تبدیل و در سفارتخانه های آمریکا در این زمینه مشغول شدند.
در سال 2000، «ایرا مگزینر»، تزار اینترنتی رئیس جمهور کلینتون، به مقامات دولت اعلام کرد که ضروری است آمریکا در دیپلماسی عمومی متعهدتر شود. او عنوان کرد: «همان طور که اینترنت سریعاً وارد زندگی روزانه شده، میانگین افرادی که می توانند به اطلاعات دسترسی داشته باشند نیز تقریباً نامحدود است، لذا مسئولیت و تعهد بیشتر در حکومت لازم است».
«سناتور جورج آلن»، رئیس جمهوری خواه گروه کاری فناوری مدرن، ایده مشابهی را در کنفرانس دیپلماسی اینترنتی در سال 2001 مطرح و اینترنت را به عنوان یک نوع مدرن ماشین چاپ گوتنبرگ نامید و از استفاده از اینترنت دفاع کرد؛ چون اعتقاد داشت که اینترنت به خاطر پخش ایده ها، و گسترش آرمان های دمکراتیک در کشورهایی که در گذشته به همه جهان دسترسی نداشتند باعث می شود تا جهانی آزادتر و لیبرال تر داشته باشیم. او عنوان کرد اینترنت برای دیپلماسی ضروری است. اگر چه در سال های 2000 و 2001 عنوان شد که نیاز است تعهد دیپلماتیک آمریکا در مورد اینترنت به سرعت درک شود اما سئوال هایی هم در مورد این که چه چیزهایی باید به صورت آن لاین در اینترنت اعلام شود و چگونه اهداف دیپلماتیک آمریکا به بهترین شکل انجام گردد وجود داشت که جای بحث دارد. همان طور که «ریچارد سالمون»، از نهاد آمریکایی صلح، در سال 2000 بیان کرد، این فرصت برای آمریکا وجود دارد که ایده هایش را تقریباً در مورد هر مساله ای و برای هر کسی منتشر کند. اما سئوال این است که حکومت چه چیزهایی را باید منتشر کند؟ در جواب باید گفت این سئوال هنوز جای بحث دارد.
گزارش سالیانه کمیسیون مشورتی دیپلماسی عمومی در سال 2004 توصیه کرد دولت فعالانه به دنبال روش هایی جهت استفاده از نرم افزارهای در حال تولید جهت گسترش و پخش تحقیقات در اینترنت باشد، اما تقاضاها برای افزایش بودجه در مورد دیپلماسی عمومی هنوز شامل تکنولوژی های تازه تر نمی شود و ابزارهای سنتی تر مثل رادیو را ترجیح می دهد.
این عمل تا سال 2006 که «کاندولیزا رایس» تمایلش مبنی بر ایجاد مکان های واقعی ای که مردم می توانند وارد وب سایت هایی شده و با دیپلمات های آمریکایی چت کنند را اعلام کرد، انجام نشد. بر اساس دیدگاه «کالین گرافی»، معاون رایس در دیپلماسی عمومی، وبلاگ اولیه وزارت خارجه توسط مشاور ارشد حقوقی، «جان بلینگر»، در ژانویه سال 2007 ایجاد شد. نه ماه بعد وزارت خارجه رسما با وبلاگش، Dipnote، به قلمرو وبلاگ در دیپلماسی عمومی وصل شد.
در ورودی سایت America.gov که بوسیله دفتر برنامه اطلاعات بین الملل وزارت خارجه در ژانویه سال 2007 به وجود آمد، به دیپلمات های آمریکایی خوشامد گفته شد. America.gov ویژگی های زندگی آمریکایی و همچنین اعمال رئیس جمهور و وزیر خارجه را ارائه می کند و به عنوان پایگاهی برای گروه های رسانه ای مثل وبلاگ ها، تویتر، ویدئو ها، یوتیوب و فیس بوک که استفاده کنندگان در آنجا از طریق ویدئو و چت با هم ارتباط برقرار می کنند عمل می کند. یکی از آخرین تلاش های رسانه ای وزارت خارجه Co.Nx است: یک برنامه وب کنفرانسی که در آن کارشناسان آمریکایی در زمینه های مختلف با حضار خارجی و همچنین با سفرای آمریکا ارتباط برقرار می کنند.

رویکرد اوباما
«باراک اوباما» در ماه های اول ریاست جمهوری خود تعهدش نسبت به استفاده از تکنولوژی قرن بیست و یکمی به عنوان جزء کامل دیپلماسی عمومی را اعلام کرد. همانند استراتژی های به کار گرفته شده در انتخابات ریاست جمهوری سال های گذشته، مجموعه وسیعی از شبکه های اجتماعی و وسایل ارتباطی جهت افزایش افشای اطلاعات و توسعه ایالات متحده مورد توجه قرار گرفتند. پرزیدنت اوباما در روز اول ریاست جمهوری خود، یادداشت حکومت باز و شفاف را امضا کرد که بیان می کرد تکنولوژی های Web 2.0 برای بهره برداری از دانش وسیع امروزی و در ارتباطات فراکشوری ضروری هستند. خیلی زود آشکار شد که دولت هم مایل است از این دانش در سراسر جهان بهره برداری کند.
برای این که آمریکا برای جمعیت خارجی در دسترس تر و قابل عرضه تر باشد اوباما، «جودیت مک هال» را به سمت معاون وزیر خارجه در دیپلماسی عمومی و امور عمومی منصوب کرد. انتخاب مک هال که یک غول ارتباطی بزرگی با 4/1 میلیارد مشترک در 170 کشور و 35 زبان مختلف را شکل داد ثابت کرد که پرزیدنت اوباما برای دیپلماسی عمومی رویاهایی در سر دارد.
وقتی از مک هال در مورد این که چه چیزی این کشف را در بازار جهانی کارآمد ساخت سئوال شد، او پاسخ داد: «نیاز برای درک هدف شنوندگان و انتقال اطلاعات در روش های کاربر پسند.» در 13 می سال 2009 مک هال گفت: »تکنولوژی جدید که به شکل موثر و سازنده ای استفاده شد، می تواند یک تغییر بازی باشد. پیشرفت های ارتباطی فرصت های بی نظیری را مستقیماً برای متعهد کردن مردم بوجود می آورد، آن ها را به یکدیگر متصل می کند و تلاش های دیپلماسی عمومی سنتی اصلی را به شکل برجسته ای افزایش می دهد. آن ها برای انتقال از یک پارادایم قدیمی به مدل جدیدی که ما را به شکل متقابل و سازنده ای با دیگر مردم در سراسر جهان وصل می کند، ایجاد فرصت می کنند که ممکن است در نبود این پیشرفت های ارتباطی بین ما و مردم سراسر جهان، ارتباطی برقرار نشود. ما باید چارچوب نهادی را ایجاد کنیم که بتوانیم از مزایای رسانه های جدید استفاده نمائیم؛ البته با درک این مساله که این ابزارهای جدید باید به دقت مناسب شرایط ویژه شوند و همیشه برای استراتژی های بزرگ تر مورد استفاده قرار گیرند.»
مهم ترین مثال تعهد پرزیدنت اوباما به تکنولوژی به عنوان یک مکانیسم حیاتی دیپلماسی عمومی و به ابتکار مک هال، پخش وسیع سخنرانی پرزیدنت اوباما در قاهره بود. در کوششی برای منتشر کردن خواست پرزیدنت اوباما در سطح وسیع برای بهبود روابط اعراب و آمریکا، آژانس های آمریکا از مجموعه متفاوتی از کاربردهای اینترنت مثل سایت های شبکه های ارتباطی اجتماعی، پادکست ها و وب کست های زنده در وب سایت کاخ سفید استفاده کردند. متن پیام و تویتر بیش از 200 هزار نفر در سراسر جهان را به روز کردند.
تمرکز این سرویس ویژه که به وسیله وزارت خارجه ایجاد شد بر شهروندان دولت های خارجی بود. متن پیام ها به خاطر محدودیت های پخش تبلیغات برای شهروندان آمریکایی به موجب پیمان اسمیت - ماندت در دسترس شهروندان آمریکا نبود. پیامک ها به زبان های عربی، فارسی، اردو و هشت زبان دیگر و مردم بیش از 200 کشور در دسترس بود. نسخه های ترجمه شده سخنرانی اوباما هم به صورت متن و هم ویدئو در فیس بوک، یوتیوب، مای اپیس و همچنین برای اورکات، سایت معروف آسیای جنوبی، در دسترس بود. همچنین کاخ سفید یک بحث بین المللی را در فیس بوک شروع کرد که بیش از 20 میلیون کاربر عرب داشت و به مطالب ارائه شده در American.gov پاسخ می داد.
بر اساس دیدگاه مک هال، سخنرانی پرزیدنت اوباما در غنا در جولای گذشته «مدلی از دیپلماسی عمومی سازنده در قرن 21 بود. من معتقدم که این سخنرانی چیزی را در بر داشت که خانم کلینتون آن را قدرت هوشمند نامید. قسمت اصلی این سخنرانی ابتکار سازنده کاخ سفید بود که رسانه های جدید و قدیم را به هم وصل کرد.» استراتژی اداره رسانه های جدید کاخ سفید یک سرویس متنی در سراسر آفریقا است و از مردم دعوت می کند که سئوالات خود را به انگلیسی یا فرانسوی از رئیس جمهور بپرسند. نزدیک به 16 هزار نفر از 87 کشور این کار را انجام دادند و سئوالاتشان را از رئیس جمهور پرسیدند. سفارت آمریکا در آفریقای جنوبی با یک شبکه اجتماعی که بر مبنای موبایل بنا شده بود همکاری کرد و بیش از 200 هزار سئوال دیگر از سراسر آفریقا را دریافت نمود.

رسانه های جدید و رژیم های مخالف: مطالعه موردی ایران
پشت همه این فعالیت های سراسیمه، بینشی وجود دارد و آن این است که قرن 21 می تواند محیطی رسانه ای باشد. اما رسانه های جدید همانند رسانه های قدیم در مقابل مداخله دولت ها مثل دولت های ایران، برمه، چین یا روسیه برای تحت کنترل درآوردن این رسانه ها به شدت آسیب پذیر هستند. در حالی که رسانه های جدید پتانسیل زیادی برای ایجاد و متعهد کردن نیروهای سیاسی دارند اما وسایلی هستند که تنها از دیدگاه آمریکایی مورد استفاده قرار می گیرند. بعضی از رسانه ها ممکن است توسط دشمنان آمریکا به وجود آیند. «یوگنی موروزف» چندی پیش، توسعه فضاهای دیجیتالی جدید را با گسترش انتخابات آزاد قیاس کرد و گفت هر دو ریسک های مشترکی دارند. گسترش فضاهای دیجیتالی جدید کاملاً امکان پذیر است اما ممکن است ما دوست نداشته باشیم دیگران در این زمینه برنده باشند. به علاوه، حکومت های اقتدارگرا برای کنترل فضای سایبر مهارت بالایی دارند و همانند حکومت های دموکراتیک تلاش می کنند با گروه های آن لاین همفکر اتحادیه هایی را ایجاد نمایند. در نتیجه، دیگر تکنولوژی های جدید مثل موبایل و تکنولوژی های قدیم مثل رادیوهای موج کوتاه نقش مهمی برای مقاومت در مقابل حکومت های اقتدارگرا بازی می کنند.
موضوع موردی در این مورد، انتخابات ژوئن سال گذشته در ایران است، وقتی که پتانسیل انقلابی Web 2.0، واقعاً افکار عمومی را تسخیر کرد. انتخابات و عواقب دراماتیک بعدی آن برای دولت اوباما فرصت منحصر به فردی بوجود آورد تا تلاش های اصلی حکومت آمریکا را صرف استراتژی دیپلماسی عمومی نماید. مثال ایران نشان داد که تکنولوژی Web 2.0 پتانسیل بالایی برای ایفای نقشی شبیه نقشی که ماشین های فاکس در شورش های انسجام گرایانه لهستان در دهه 1980 و نقشی که موبایل در انقلاب نارنجی اوکراین در سال 2005 ایفا کردند، دارد. با این وجود، این پتانسیل تنها زمانی می تواند به رسمیت شناخته شود که بتواند با سیاست رسمی فعال حکومت آمریکا در حمایت از نیروهای دموکراسی و خودمختار همراه شود. رسانه های جدید ممکن است بازی فنی را تغییر دهند اما اگر این پیام از حکومت آمریکا مورد حمایت قوی ارزش ها و دموکراسی آمریکایی قرار نگیرد تاثیر سیاسی کمی خواهد داشت. در ایران، دولت اوباما رویکرد رسمی دراز کردن دست را در قبال تظاهرات عمومی انتخاب کرد.
شهروندان ایرانی به خیابان ها ریختند و پیروزی مجدد احمدی نژاد در انتخابات را مورد تردید قرار دادند و موجی از اعتراض های عمومی در سراسر ایران به راه افتاد. در این اعتراض ها، نقش شبکه های اجتماعی هم در سازماندهی فعالان و هم در به روز کردن آنها بسیار برجسته بود. فضای سایبر معترضان ایرانی را محاصره کرد.
استفاده از ابزارهای شبکه های اجتماعی در به تصویر کشیدن اعتراض های ایرانیان هم یک فرصت و هم یک نقطه ضعف برای Web 2.0 به شمار می رفت. از یک طرف، خبرنگاران شهروند سهم زیادی در ارسال خبرهای فوری به سراسر جهان داشتند. از طرف دیگر خبرنگاران خارجی که حکومت ایران مانع از انجام فعالیتشان شده بود قادر بودند به شلوغی های رخ داده برای ارسال خبرهای شان تکیه کنند. سخت گیری های حکومت ایران در قبال معترضان مستندسازی و در یوتیوب، فیس بوک، فلیکر (Fliker)، در بلاگ ها و ایمیل ها پخش شد. خبرهای رسانه هایی مثل سی ان ان و فاکس نیوز هم در محتوا و هم زمانبندی وقایع بر روزنامه نگاران ایرانی متکی بود. بر این اساس انقلاب تویتر نقش معروفی در میان رسانه های جدید بدست آورد.
نقطه ضعف این بود که گزارش های نادرست به آسانی پخش شدند و حکومت ایران استراتژی سانسور را اتخاذ کرد که به خوبی در این زمینه عمل کرد و به سرعت آن را انجام داد. بعد از موج اولیه فعالیت اینترنت، دولت در سراسر کشور سرویس اینترنت را قطع کرد و متعاقباً به تدریج این سرویس را وصل کرد اما کنترلش بر فعالیت وب را افزایش داد. همچنین حکومت ایران موبایل ها و ماهواره ها را نیز قطع کرد. از زمانی که حکومت ایران نقش رادیو و تلویزیون را پذیرفت بر همه انتشارات و روزنامه ها نظارت کرده است و بر پخش اطلاعات کنترل شدیدی دارد.
علی رغم پیشرفت فنی، دولت اوباما رویکرد عدم مداخله را در قبال تحولات ایران انتخاب کرد و پیشنهاد حمایت از معترضان و در نتیجه نفوذ در نتایج انتخابات را رد کرد. همه این ها به معنی این است که اوباما پتانسیل رویکرد فنی اش به دیپلماسی عمومی را به رسمیت نشناخت.

رسانه های جدید و حکومت آمریکا: تحلیل خطر
با وجودی که آژانس های آمریکایی شروع به استفاده از تکنولوژی های شبکه اجتماعی برای مجموعه ای از فعالیت هایشان کردند و در حالی که استفاده از این شبکه ها با رشدی سریع روبه رو است، تا سپتامبر سال 2009، هیچ راهبرد رسمی ای برای تضمین استفاده از رسانه اجتماعی وجود نداشت. اما در سپتامبر این راهبرد توسط شورای فدرال مدیران ارشد اطلاعات منتشر شد. این سند مایل است که میان کارمندان و شرکاء هر آژانس فدرال که از رسانه اجتماعی استفاده می کند و میان دیگر آژانس ها و عموم مردم ارتباط برقرار کند. بنابراین، این سند در جهت استفاده حکومت آمریکا از رسانه های اجتماعی برای اهداف دیپلماسی عمومی نیست اما نزدیک ترین سند به حکومت است که یک سیاست رسانه اجتماعی را ایجاد می کند.
امنیتی ترین ریسک این است که این فعالیت ها در همه وزارتخانه ها از وزارت خارجه تا دفاع، از FBI تا وزارت دادگستری مشترک است. این راهبرد نشان می دهد که رسانه اجتماعی در مقابل تنوعی از حملات سایبر شامل Spear Phishing (که طی آن گروهی از کاربران را به انجام یک عمل مثل بازکردن یک سند یا کلیک کردن روی یک لینک متقاعد می کند و از این طریق ویروس وارد کامپیوتر آن کاربر می کند) آسیب پذیر است. نوع دیگر حمله، مهندسی اجتماعی (Social-engineering)، است که معمولاً بر افراد و بهره برداری از اطلاعات شخصی که در وب سایت های رسانه اجتماعی ایجاد می شود تمرکز دارد. در نوع دیگری از حمله یک کاربر ممکن است سهواً به فیس بوک شما دسترسی داشته باشد و یا این که یک نرم افزار غیرمجاز را به کامپیوترش دانلود کند. در حال حاضر همچنین تکنولوژی های وب برای تکنیک های جدید حمله کنندگان به وب، باز هستند.
چالش های امنیتی اولین موضوعی هستند که راهبردهای رسمی بر آن ها متمرکزند. راهبردها عبارتند از این که هر آژانس باید به تکنولوژی رسانه اجتماعی متعهد باشد و باید مقررات مربوط به استفاده از این تکنولوژی را به رسمیت بشناسد. صفحه 19 این راهبرد عبارت است از این که «در نهایت، در حالی که مصادره account یک رسانه خصوصی ممکن است رنجش آور، پرهزینه یا شرمسار کننده باشد، یک account مصادره شده از یک کاربر فدرال یا یک account فدرال ممکن است معانی جدی تری داشته باشد. نامه ها، صداها و پیام های غیر رسمی ممکن است توسط مردم به عنوان پیام های رسمی دیده شوند یا ممکن است جهت پخش ویروس به وسیله تحریک کاربر به کلیک کردن لینک ها یا دانلود عملکردهای ناخواسته استفاده شود.»

شبکه اجتماعی فدرال: چقدر موثر است؟
شبکه های اجتماعی شامل سایت های مثل فیس بوک، تویتر، مای اسپیس، و دیگر ابزارها با هر شبکه وسیع خانوادگی، دوستانه و همکار ارتباط برقرار می کند. چندین سایت شبکه اجتماعی معروف مورد استفاده حکومت آمریکا وجود دارد که ضرورتاً در همان روش عمل می کند. فیس بوک سایتی است که اعضای آن یک پروفایل شخصی ایجاد کرده، با فهرستی از دوستان ارتباط برقرار می کنند و به گروه های اینترنتی وصل هستند، در مورد باغبانی خانگی و یا در حمایت از یک کاندیدای سیاسی ویژه صحبت می کنند (به عبارت دیگر در مورد هر چیزی صحبت می کنند). هر کسی می تواند یک پروفایل شخصی ایجاد کند یا یک گروه را ایجاد کند: دقیقاً همان چیزی که سازمان های حکومتی از سفارتخانه های آمریکا تا FBI می خواهند آن را انجام دهند. در ماه آوریل، اداره خدمات عمومی آمریکا با فیس بوک (همچنین چندین سایت دیگر مثل یوتیوب وFlickr) به توافق رسیدند روشی را برای آژانس های فدرال جهت استفاده از وب سایت های شبکه اجتماعی مشخص کنند که مبتنی بر توافق برای خدمات ویژه به آژانس های فدرال است. از آن به بعد، آژانس های حکومتی در استفاده از فیس بوک آزاد بوده اند. پنج فیس بوک حکومتی اصلی از دید مردم عبارتند از: 1- کاخ سفید، 2- نیروی تفنگداران دریایی، 3- ارتش آمریکا، 4- مراکز کنترل بیماری آمریکا و 5- وزارت خارجه.
پست های تویتر، صفحات فیس بوک و دیگر وب ها ترکیبی از بیشتر یا کمتر سایت های رسمی هستند که اغلب بر اساس صلاحدید کاربران درون آژانس مدیریت می شوند. گه گاهی، همانند مورد وزارت دفاع، آژانس های سطح پائین تری در درون وزارتخانه در حال به چالش کشیدن سیاست ها هستند. اگر چه سربازان در شبکه های ارتش، اجازه دارند از فیس بوک و تویتر جهت به روز شدن و ارسال عکس به دوستان و... استفاده کنند و نیروی تفنگداران دریایی همین سایت ها را در شبکه شان قدغن کردند اما مشکلات استفاده از این رسانه ها را هم ذکر کرده اند.
FBI یک مثال عالی از خطراتی که سایت هایی مثل فیس بوک برای آژانس های حکومتی ایجاد می کنند را فراهم کرد. به این دلیل که هر کسی می تواند یک گروه ایجاد کند، نه تنها در گروه حرفه ای FBI بلکه در فهرست های گروه های فیس بوک در مورد FBI جستجو کند، اما چندین گروه رسمی جستجو با مهری مشابه یا عیناً همانند FBI که به طور کامل وابسته به FBI نیستند هم وجود دارد. برای مقابله با این نوع از خطرات، حکومت باید فهرست رسمی و قابل دسترسی از صفحات شبکه اجتماعی که توسط آژانس های حکومت آمریکا در حال استفاده هستند را منتشر کند.
سفارتخانه های آمریکا پتانسیل وب سایت های اجتماعی برای آسان کردن دیپلماسی عمومی را درک کرده اند. سفارتخانه ها در پاکستان و اندونزی صفحات فیس بوک دارند و اطلاعات را در مورد ایالات متحده و فرهنگ آمریکایی به مردم 13 تا 26 ساله ارائه می دهند؛ هر چند که میزان موفقیت به شدت متفاوت است. سفارت آمریکا در اندونزی در دسامبر سال گذشته به اغراق گفت که 19640 هوادار دارد. این وب سایت مهر رسمی حکومت آمریکا را با خود و یک نگاه حرفه ای دارد که اهداف دیپلماتیکش را اجرا می کند. در مقابل، سفارت آمریکا در پاکستان 539 هوادار فیس بوکی دارد و با مشکلات بیشتری جهت این که خود را به عنوان یک گروه رسمی معرفی کند، روبه رو است، این سایت هیچ مهر رسمی، و هیچ آدرس ایمیلی از وزارت خارجه ندارد و یک دیدگاه خانگی غیرجدی دارد. این امر ابهام های جدی در مورد راهبرد سیاسی رسمی حکومت آمریکا در استفاده از شبکه های اجتماعی آن لاین را برجسته می کند.
چالش های پیش روی حکومت آمریکا برای کنترل رسانه های اجتماعی متعدد هستند. در حالی که ضروری است حکومت پیام هماهنگی داشته باشد، ماهیت اصلی رسانه اجتماعی کنترل آن را هم مشکل می سازد و هم تا حدی نامطلوب. محتوای سایت های شبکه اجتماعی باید هم جالب و هم مربوط به افرادی باشد که ماهیت تعاملات اجتماعی هستند نه اطلاعات رسمی.
از طرف دیگر، فقدان مقررات مشخص خطرات جدی ای را به آژانس ها وارد می کند که می تواند در زمینه های حساسی مثل دفاع و دیپلماسی مشکل ساز باشد. برای این که مقررات در حکومت موثر باشند حکومت باید راهبردهای سیاسی ای ایجاد کند بدون این که احساس صمیمی اش را نسبت به شبکه های اجتماعی از بین ببرد. موقعیت های برجسته این رسانه ها به خاطر تازگی و غیر قابل کنترل بودنشان اجازه می دهد که مردم به طور شخصی از این رسانه ها استفاده کنند.
در نهایت، دسترسی به اینترنت به شکلی وسیع در برخی از نقاط جهان امکان پذیر نیست؛ لذا لازم است ایالات متحده در قبال این مناطق متعهد شود. اگر چه 75 درصد جمعیت آمریکا به اینترنت دسترسی دارند اما تنها 4/17 درصد مردم آسیا و 4/5 درصد مردم آفریقا به اینترنت دسترسی دارند. در برخی مناطق جهان رادیوهای موج کوتاه و تلویزیون هنوز خیلی بهتر از رسانه های جدید عمل می کنند. تا آنجایی که به تکنولوژی مربوط است، جهان در حال پیشرفت با سرعتی ناهمگون است. به این معنی که یک استراتژی ملی باید براساس تحلیل های هوشمند و ارزیابی از کارآیی نسبی پایگاه ها در بخشی مختلفی از جهان بنا شود. برخی ملاحظات برای دستیابی به موفقیت در زمینه دیپلماسی عمومی امروزی مهم هستند.

تکنولوژی موبایل: یک ابزار امید بخش برای حکومت
تویتر: تویتر یکی از 50 سایت معروف در وب است که به طور میانگین هر ماه 55 میلیون کاربر دارد. کاربران (افراد، آژانس های حکومتی و یا گروه های خصوصی) می توانند یک Account بسازند و پیام هایی با بیش از 140 کاراکتر به دیگر مشترکین تویتر بفرستند. تویتر Dipnote وزارت خارجه 8986 پیرو دارد که کاربران تویتر برای دریافت پیام های Dipnote ثبت نام می کنند. Tweet ها که معمولا به صورت پیامک در موبایل ها دریافت می شوند، اغلب پیروان را به حجم بیشتری از پیام ها در وب سایت تویتر هدایت می کنند. آژانس های حکومتی قادر هستند که به سرعت account های تویتر را نصب کنند و اطلاعات را در شکل وسیعی برای اعضای علاقمند در دسترس قرار دهند. برای مثال، مدیریت دارو و غذا، مسایل مربوط به غذا را از طریق تویتر یاد آوری کردند و تویتر وزارت خارجه(Dipnote) و تویتر کاخ سفید (USAtweet) در این زمینه اعلام خطر کردند و آن را به وب های مربوطه لینک دادند. از زمانی که تویتر به موبایل تکیه کرد، به شکل وسیعی در دسترس 78 میلیون کاربر موبایل در پاکستان (3/44 درصد جمعیت) و 5/10 میلیون کاربر در افغانستان (23 درصد جمعیت که پیش بینی شد تا 2011 به 72 درصد برسد) قرار گرفت.
تویتر، آشکارا ابزار مهمی برای برقراری ارتباط در وضعیتی که سریعاً به وجود آمده، است و به این دلیل پتانسیل مهمی به عنوان یک ابزار دیپلماسی عمومی دارد. تویتر یک ابزار اصلی در شکلی ایده آل برای پخش اطلاعاتی است که دیگران در آن مورد چیز زیادی ندارند و یا هیچ وسیله ای برای مخابره ندارند. از جنبه بالا به پائین، به نظر می رسد تویتر امید بخش ترین ابزار برای نظارت و آماده باش سریع است و به مقامات اجازه می دهد که به رخدادهای به وجود آمده واکنش نشان دهند. نمونه این امر در ایران در طول وقایع بعد از انتخابات و سخت گیری های حکومت ایران نشان داده شد. سخنگوی وزارت خارجه، «یان کلی»، تویتر را یک ابزار حیاتی برای قدرت گرفتن شهروندان در زمینه انتخابات ایران نامید. این ابزار به شکل وسیعی توسط پرسنل باراک اوباما برای سازماندهی و بسیج پایگاهایش در طول مبارزه انتخابات ریاست جمهوری سال 2008 استفاده شد.
با این وجود به نظر می رسد که استفاده از تویتر توسط حکومت جهت آگاه کردن مردم از سیاست ها، دستور العمل ها و فعالیت هایش، ایده استفاده متوسط از تویتر را تغییر داد.

متن اس ام اس موبایل
اس ام اس، پیام متنی کوتاهی است که توسط موبایل فرستاده می شود. وزارت خارجه، دیپلماسی متن اس ام اسی را آزمایش کرد. قبل از سخنرانی سیاسی پرزیدنت اوباما در پایتخت غنا، وزارت خارجه از آفریقایی ها خواست که سئوال هایشان را به صورت متن اس ام اس از رئیس جمهور بپرسند و در هنگام سخنرانی اش صحبت اس ام اسی را ارسال کنند. دعوت ها برای فرستادن پیام اس ام اسی در صفحات وب سفارتخانه و در America.gov قرار گرفتند. آفریقایی ها تشویق شدند که سئوالاتشان را به انگلیسی یا فرانسوی بفرستند و شماره انتخابی اس ام اسی را دریافت کنند که نکات مهم سخنرانی رئیس جمهور در آن بود. این واقعیت است که نوشتن متن برای کاربران نسبتاً گران است شاید به این دلیل که دامنه آن محدود است.

X-Life Game
یکی از تلاش های بیشتر غیرعادی که به عنوان بخشی از دیپلماسی عمومی رسانه های جدید وزارت خارجه آغاز شد بازی های موبایل X-Life هستند. براساس دیدگاه ایجادکنندگان این بازی، ابتدا دو بازی در خاورمیانه اجرا می شود و به مردم جوان آنجا اجازه می دهد که پویایی و طراوت زندگی آمریکایی با ارزش های اساسی ای که آمریکایی ها گرامی می دارند مثل تساهل، آزادی، احترام به تفاوت های مذهبی و فرهنگی را تجربه کنند. این بازی ها یک درس تاریخ آمریکایی در درون یک بازی ویدئویی برای موبایل را پوشش می دهد. از زمانی که در اوایل سال 2009 این بازی ها ارائه شدند حدود 2000 متقاضی برای این بازی ثبت نام کردند و پنج ملیت اول کاربران عبارتند از مصر، اندونزی، ایالات متحده آمریکا، لبنان و اردن.
نوآوری های تکنولوژیکی از قبیل X-Life تیترهای اول را تسخیر می کنند، اما از سوی دیگر خطر بزرگ اتلاف را نیز به مالیات دهندگان و وزارت خارجه تحمیل می نمایند. هر مقایسه سریع و تحلیل هزینه - سود ارزیابی شده نشان می دهد که این برنامه ها بسیار پرهزینه هستند. برای اجرای این رسانه های جدید، وزارت خارجه یک کمپانی راه اندازی تکنولوژی را ایجاد کرد که MetroStar Systems نام دارد و 75 نفر را برای ایجاد و حفظ X-Life به کار گرفت. این تلاش اخیراً تنها 2000 بازیگر را جذب کرد که 20 درصد آن ها در آمریکا هستند. در مقابل، راه اندازی صفحه فیس بوک وزارت خارجه رایگان است و تنها به دو کارمند برای به روز کردن محتوای آن نیاز است و 23786 هوادار در سراسر جهان تا 27 اکتبر داشته است.

نتیجه گیری
حکومت آمریکا، رسانه های سنتی و عموم مردم اغلب رسانه های جدید را به عنوان یک ابزار جادویی می بینند که حاکی از یک انقلاب در روش حکومت آمریکا است که دیپلماسی عمومی را ایجاد می کند. ممکن است واقعاً این یک تغییر بازی باشد که مک هال در مورد آن صحبت کرد. رسانه های جدید امکان دسترسی به جمعیتی که در گذشته غیر قابل دسترسی بودند را فراهم می کنند. با این وجود، مزیت، توانمندی های، محدودیت ها و خطراتی که هر ابزار رسانه ای دارد باید به درستی درک و باید از مزایای نسبی این تکنولوژی ها عاقلانه استفاده شود. لذا برای این که ایالات متحده بتواند استراتژی و تاکتیک های دیپلماسی عمومی را افزایش دهد به شدت نیاز به یک استراتژی ملی ارتباطات دارد.
در کنگره، جودیت مک هال در مورد نیاز به یک استراتژی صحبت کرد. برای مثال، در حالی که تویتر در فراهم کردن اطلاعات کوچک بهنگام عالی است، اما برای به روز کردن روتین، وسیله ای خسته کننده و ناکارآمد به شمار می رود. حکومت آمریکا باید آژانس هایی را که در ارتباطات فرامرزی متعهد هستند با راهبردها و معیارهای مشخص ایجاد کند. حکومت باید بداند که رسانه های جدیدی وجود دارند که ابزارهای آسیب پذیری هستند و رسانه های دیگری هستند که به صورت عجیبی وقت و منابع مالیاتی را به هدر می دهند.
کنگره و دولت باید:
1- یک استراتژی ارتباطات ملی ایجاد کنند که به صورت مشخص توسط معاون وزیر در دیپلماسی عمومی ارائه شود. دولت از کنگره خواسته بود که تا 31 دسامبر سال 2009 یک استراتژی تدوین کند. اگر دیپلماسی عمومی یک ابزار موثر پیشرفت برای حکومت آمریکا باشد، این استراتژی بخشی از یک جعبه ابزار و نیز یک تلاش سنجیده برای هماهنگ کردن پیام ها خواهد بود.
2- تنظیم راهبردهای وسیع حکومتی برای این که متقاعد کنند رسانه های جدید دارای پیام هستند. همچنین فراهم کردن استانداردهای لازم برای استفاده از رسانه اجتماعی، تضمین کند که صفحات وب حکومت می تواند به رسمیت شناخته شود بدون این که درخواست رسانه مخصوصی از شنوندگانش را از بین ببرد. تحلیل مناسب از روشی که آژانس های حکومتی از رسانه اجتماعی استفاده می کنند نیازمند حضور در اینترنت است. Web 2.0 یک وسیله چسبناک نیست بلکه مجموعه ای از ابزارهای متفاوت و متمم است که باید همان طور که به صورت جمعی ارزیابی می شوند به صورت فردی هم ارزیابی شوند.
3- یک سازمان تحقیقاتی شبه حکومتی یا غیردولتی ایجاد کنند که بتواند سودمندی دیپلماسی عمومی و ارتباطات استراتژیک آمریکا را برای خارجیان توجیه کند. یک موسسه تحلیل افکار خارجی، سودمندی رسانه جدید در دستیابی به شنوند گان تعیین شده در سراسر جهان را آنالیز خواهد کرد که بر اساس قابلیت دسترسی به تکنولوژی، میزان کنترل توسط جریان های اطلاعاتی حکومت های غیردموکراتیک و فرهنگ محلی متفاوت خواهند بود. وقتی به لحاظ استراتژیک، سایت های شبکه اجتماعی به کار گرفته شدند آشکارا این پتانسیل را در اختیار دیپلماسی عمومی آمریکا قرار می دهد که شنوندگان جوان تر و آگاه تر در سراسر جهان را جذب کند. همچنین سایت های شبکه اجتماعی می تواند از نظر هزینه سودمند باشد و با هزینه نسبتاً پائینی اجرا گردد. با این وجود هیچ چیز نمی تواند جایگزین ارتباط شخص با شخص شود و افراد می توانند فرهنگ آمریکایی را در معرض نمایش قرار دهند. به علاوه، پیشرفت تکنولوژیکی نابرابر جهانی به این معنی است که انواعی از رسانه ها نسبت به پخش پیام آمریکایی انتقادی باقی خواهند ماند. با این وجود، دیپلماسی عمومی Web2.0 به عنوان بخشی آشکار و سنجیده از استراتژی ارتباطات حکومت آمریکا می تواند همچنان یک ابزار با ارزش باشد.