دلیل حمایت القاعده از معترضان سوریه چیست؟
26 بازدید
تاریخ ارائه : 2/2/2013 11:51:00 AM
موضوع: علوم سیاسی

دلیل حمایت القاعده از معترضان سوریه چیست؟  
  •  دلیل حمایت القاعده از معترضان سوریه چیست؟
    چهارشنبه 26 بهمن 1390 ساعت 9:48

    القاعده در چند جبهه در حال نبرد است؛ ایالات متحده، اسراییل، اسلام گرایی میانه رو به ویژه حزب عدالت و توسعه ترکیه، اخوان المسلمین و حتی ایران.

    سیدعبدالامیر نبوی
    با اعلام حمایت ایمن الظواهری، رهبر جدید القاعده، این روزها تعابیر و تفاسیر متعددی در خصوص اعلام حمایت القاعده از معترضان سوری ارائه می شود، اما پیش از هرگونه موضع گیری در تحلیل اظهارات الظواهری و ارتباط آن با مبارزان سوریه باید به چند نکته توجه داشت:
    اول اینکه، اسلام گرایی، چه به عنوان یک ایدئولوژی و چه به عنوان یک جنبش، از بدو شکل گیری خود را در رقابت با دو حرکت مدرن غرب گرایی و ملی گرایی عربی دیده است. از این رو همواره تلاش کرده تا با کنار زدن این دو مانع، به زعم خود زمینه را برای استقرار خلافت و یا یک حکومت اسلامی فراهم کند. البته در این میان یک گرایش اسلام گرایانه به دنبال موعظه، تبلیغ و فعالیت های مسالمت جویانۀ سیاسی- اجتماعی بوده است، در حالی که گرایش دیگر که اغلب با عنوان رادیکال شناخته می شود، بیشتر در پی کسب نتیجه برآمده و از هرگونه فعالیتی حتی خشونت آمیز که به حذف این دو رقیب بینجامد، ابا نداشته است. حمایت ایمن الظواهری از فعالیت اسلام گرایان سوریه علیه حکومت بعثی این کشور نیز از این زاویه قابل توجه است.
    باید توجه داشت که القاعده غائب بزرگ در جریانات بهار عربی بوده و نه به عنوان یک سازمان و گروه حضوری داشته، و نه ایدئولوژی آن انگیزه بخش فعالان ضددیکاتوری در کشورهای عربی بوده است. در عین حال، موضع گیری رهبر القاعده به معنای ائتلاف این گروه اسلام گرا با قدرتهای منطقه ای و فرامنطقه ای علیه دولت بشار اسد نیست، چون مشکلات القاعده با عربستان، ترکیه، ایالات متحده آمریکا و یا اتحادیه اروپا هنوز پایان نیافته است. این موضع گیری به طور مشخص علیه یک رقیب ایدئولوژیک به نام پان عربیسم است. بخشی از قدرت این رقیب در سال 2003 و به دنبال حمله به عراق و سرنگونی رژیم بعثی آن کشور از بین رفت و حالا زمینه برای نابودی بخش دیگر این قدرت فراهم آمده است.
    نکته قابل توجه اینجاست که عراق در سال 2003 شاهد نابودی یک دشمن القاعده و قدرت گیری دشمن دیگر آن بود؛ یعنی حکومت بعثی در عراق از بین رفت و نیروهای آمریکایی در کشور مستقر شدند. همچنین توان و نقش دو دشمن دیگر القاعده؛ یعنی شیعیان و کردها، در صحنه عراق بسیار افزایش یافت. در مورد سوریه، اما، به نظر می رسد وضعیت متفاوت است. به عبارت دیگر، رهبری القاعده امیدوار است با نابودی دشمن دیرینه اش (پان عربیسم) در سوریه، اسلام گرایان سلفی قدرت را به دست بگیرند. این قدرت گیری به نوبۀ خود می تواند فضای جدیدی را برای فعالیتهای القاعده فراهم کند و پایگاه دیگری در اختیار این گروه قرار دهد. البته این امیدواری که یک رقیب دیرینه (پان عربیسم) کنار برود شاید به تحقق بپیوندد، ولی بعید است القاعده بتواند بر کمک اسلام گرایان سلفی در سوریه جدید حسابی باز کند، چون می دانیم آنان آشکارا مورد حمایت ترکیه و عربستان هستند و بعید است بعداً اقدامی انجام دهند که به رنجش همراهان و حامیان شان ختم شود.
    با این حال، القاعده روی همسوییِ ایدئولوژیک با اسلام گرایان اخوانی در سوریه حساب باز نموده است و همچنین امیدوار است از فضای متشنج و جنگ داخلی در سوریه برای گسترش اقدامات و پیشبرد اهدافش استفاده کند. به همین دلیل عده ای بر این باورند که هم اکنون بخشی از اقدامات تخریبی توسط القاعده در حال انجام است و این نگرانی وجود دارد که سوریه به عراقی دیگر تبدیل شود.
    آمریکا و القاعده هر دو از خاستگاه و موضعی متفاوت به یک نتیجه مشترک رسیده اند و آن پایان حکومت بشار اسد است؛ آمریکا خواهان روی کارآمدن حکومتی است که نتواند توازن منطقه ای و یا امنیت اسراییل را بر هم بزند؛ در حالی که القاعده خواستار روی کار آمدن حکومتی برای پیگیری اهداف خاص خود است. در این چهارچوب القاعده به دنبال تأسیس یک خلافت اسلامی، ضربه زدن به منافع اسراییل و آمریکا و به ویژه تضعیف مدل حکومتی اسلام گرایان میانه رو است. از یاد نبریم رهبری القاعده مدتهاست که به دلیل عدم رویارویی با اسرائیل، مورد تردید و حتی اتهام افکار عمومی عربی و برخی از اعضای خود است، و وضعیت سوریه جدید می تواند پایگاه جدیدی برای ضربه زدن به منافع اسرائیل در اختیار قرار دهد.
    فراموش نکنیم القاعده در چند جبهه در حال نبرد است؛ ایالات متحده، اسراییل، اسلام گرایی میانه رو به ویژه حزب عدالت و توسعه ترکیه، اخوان المسلمین و حتی ایران. چنان که گفته شد، طبیعتاً آمریکا و القاعده در مورد سوریه هدف مشترکی دارند، اما از موضعی متفاوت و با نتایجی متفاوت. هرچند سلفی های سوریه نیز ممکن است تا حدودی اشتراک منافع با القاعده داشته باشند، اما از سالها پیش؛ یعنی از سال 1982، مورد حمایت مادی و معنوی عربستان هستند. مشکل سلفی ها با حکومت بعثی سوریه از زمان قدرت گیری حافظ اسد شروع شد، زیرا آنان علوی ها را مسلمان نمی دانند. این اختلافات و درگیری ها که صرفا مذهبی نبود و رنگ و بوی طایفه گیری هم داشت، به خصوص از زمان کشتار سال 1982 تشدید شد. در این سال، سرکوب شدید اسلام گرایان در شهرهای حماء، ادلب و حمص؛ یعنی سه شهری که پایگاه اسلام گرایان سلفی بود، رخ داد و گفته می شود طی آن بین 15 تا 40 هزار نفر کشته شدند و بسیاری از آسیب دیدگان هم غیرنظامی بودند، شهر حماء سه هفتۀ در محاصرۀ ارتش قرار داشت و این بحران بالاخره با سرکوب شدید اخوانی ها تمام شد. پس از آن رهبری اخوان در خارج از کشور مستقر شد، و اسلام گرایان سلفی که خود رادیکال بودند، رادیکال تر شده و جدی تر از گذشته علیه حکومت علوی به پا خاستند. بنابراین هرچند سلفی های سوریه ممکن است تا اندازه ای همسویی ایدئولوژیک با القاعده داشته باشند، به نظر می رسد بیشتر تحت تأثیر عربستان، امارات متحده عربی و قطر و ترکیه هستند.
    از طرفی ارتباط بین رهبران اخوان المسلمین و اعضای آنها در داخل سوریه چندان قوی نیست. رهبری اخوان المسلمین سالهاست که خارج از کشور مستقر است و البته در شورای انتقالی نیز حضور دارد اما با این حال بین بدنه و اعضاء ارتباط سازمانی گسترده ای وجود ندارد. از همین روست که اخوان المسلمین اعلام کرده است که به دنبال اجرای مدل ترکیه است ولی معلوم نیست که بدنه بعدها این مدل را بپسندد و آن را بپذیرد. از این رو ممکن است در آینده شاهد شکاف عمده ای بین بدنه و رهبری سلفی ها در سوریه باشیم.

    *پژوهشگر ارشد مرکز پژوهشهای علمی و مطالعات استراتژیک خاورمیانه



    مقاله | سیاسی
    شماره مطلب: 8730
    دفعات دیده شده: 19 | آخرین مشاهده: 38 ثانیه پیش