زندگی ما در حال حاضر
13 بازدید
تاریخ ارائه : 1/26/2013 10:16:00 AM
موضوع: اخلاق و عرفان
 

با برنامه زندگی کنید

زندگی ما در حال حاضره به دلیل گسترده شدن امکانات نسبت به گذشته و رشد چشمگیر فناوری سرعت زیادی یافته است. به همین دلیل بدون داشتن برنامه ای دقیق در زندگی با مشکلات بسیاری روبه رو خواهیم شد.
برنامه ریزی کنترل زندگی را در دست خودتان قرار می دهد. اگر زندگیتان را به شانس و اقبال واگذار کنید یا اجازه بدهید که دیگران زندگیتان را کنترل کنند، مطمئناً ناامید و دلسرد خواهید شد. در دست گرفتن کنترل زندگیتان تنها راه رسیدن به چیزهایی است که واقعاً می خواهید.
برنامه ریزی دقیق و منسجم به شما آرامش می دهد. همین که بدانید قدم ها و مراحل رسیدن به آنچه از زندگی می خواهید را طی می کنید، به شما احساس آرامش خواهد داد. بدون برنامه، دچار گیجی و سردرگمی خواهید شد که کجا بروید و روزهایتان را چطور بگذرانید.
وقتی تصمیم می گیرید که در زندگی با برنامه پیش بروید، یعنی می خواهید هدفمند زندگی کنید. دیگر زندگی کردنتان، بودن خالی نیست. شما برای خود هدفی دارید و برای رسیدن به آن قدم برمی دارید.
فراموش نکنید که موفقیت تحقق پیش رونده یک هدف ارزشمند است. موفقیت سرنوشت نیست. وقتی هدفی پیش روی خود داشته باشید، با شور و اشتیاق بیشتر زندگی می کنید و برای رسیدن به آن هدف قدم برمی دارید.
هدفمند بودن در زندگی باعث می شود به همان طریقی که دوست دارید زندگی کنید و به کسی نیاز نداشته باشید.
وقتی برنامه ریزی می کنید، بصیرتی در ناخودآگاهتان می کارید و آن بصیرت فرصت های لازم برای رسیدن به موفقیت را برایتان فراهم می آورد.
برنامه ریزی با مشورت افراد آگاه به شما آزادی می دهد. وقتی برای شکل دادن به سرنوشتتان آزادی طلب کنید، واقعاً آزاد خواهید بود.
اهدافتان را مشخص کنید
نخست باید هدف را به دقت تعیین نمود که بدون هدف سراسر زندگی بیهوده خواهد بود، هر برنامه ای تعیین مسیر حرکتی است از یک مبدأ که در آن قرار گرفته ایم به سوی مقصد بدین منظور باید:
- تعیین هدف های فرعی و نزدیک تر یعنی هدف های میان مدت که فرد را به هدف های اصلی مرتبط می سازد.
- خوب است هدف های میانی دقیق و مشخص و قابل ارزیابی و اندازه گیری باشد.
- لازم است از مشاوره اساتید آگاه در تعیین هدف و برنامه ریزی به سوی آنها استفاده شود.
- پس از تعیین هدف های فرعی باید میزان اولویت هر یک را با کدهای یک، دو و سه معین کرد.
- مدت زمان لازم برای رسیدن به هر یک از اهداف را باید معین نمود. بدون تعیین زمان لازم، حتی ساده ترین هدف ها دست نیافتنی می شوند.
- کارها و فعالیت هایی که شما را به هدف هایتان می رساند در برنامه روزانه و هفتگی خود- در زمان معین- قرار دهید، توجه داشته باشید که در برنامه ریزی علاوه بر کارها و فعالیت ها باید به خواسته ها و نیازهای شخصی و خانوادگی خود بنگرید و مدیریت زمان را با رعایت تعادل بین عبادت و تحصیل و کار و زندگی و تفریح و... به دست بگیرید.
- در برنامه ریزی به توانایی و استعداد و ذوق و علاقه و امکاناتی که در اختیار دارید، به دقت توجه کنید.
تمام توانایی خود را در انجام وظایفی که در برنامه مشخص کرده اید، متمرکز کنید. از خویش بر خویش ناظری بگمارید تا بر اجرای وظایف نظارت کند. نظارت و مراقبت فرشتگان الهی، کرام الکاتبین را پیوسته به یاد بیاورید. خود را در محضر پروردگار متعال ببینید و عمر و زمان خویش را امانت او بدانید. در امانت داری بکوشید.
هر روز دقایقی را صرف نوشتن کارهایی که انجام داده اید بنمایید. میزان مطابقت آنها را با برنامه، بسنجید. کارهای خود را بر مبنای اهداف، اولویت ها، ساعات کار مطلوب، و تعادل میان خواسته ها و نیازها ارزیابی کنید. تصمیم بگیرید که فعالیت ها و کارهای خود را هرچه بیشتر به برنامه نزدیک کنید.
راه کارهای بهتر دستیابی به اهداف برنامه را برای خود مشخص کنید. نیت و انگیزه های خود را در انجام کارها ببینید و در خدایی کردن نیت ها و انگیزه ها بکوشید.
در صورت موفقیت نسبی خود را تشویق کنید و در صورت عدم موفقیت و انحراف از برنامه علل درونی و برونی را جست وجو نمایید برای تنبیه خود اقدام مناسبی را در نظر بگیرید.
به منظور دوری از این آفت باید به برنامه ریزی و اولویت بندی کارها پرداخت. در مدیریت زمان، تعیین هدف ها و اولویت های مربوط به کار از مهم ترین امور به شمار می رود، که باتوجه به آن می توان از به دام افتادن در امور جزئی و غیرضروری نجات یافت.
فرد نامنظم علاوه بر اتلاف وقت خود باعث اتلاف زمان دیگران نیز می شود.
فرد تنبل چون اهل کار نیست حتی هدف های قابل دسترسی و آسان را نایافتنی می بیند و به همین دلیل اوقات خود را به بطالت می گذراند.
عوامل تنبلی عبارتند از عوامل گرایشی مانند عدم تمایل به قبول زحمت یا ناراحتی، ترس از شکست، عزت نفس کم، افسردگی، ملالت، خجالت، احساس تقصیر و... و عوامل تردیدی مانند: اطلاعات ناکافی، مشخص نبودن اولویت ها، تردید داشتن، مطمئن نبودن درباره مسئله و ناتوانی در درک اقدام به جا و به موقع، تفکر منفی، هدف های مبهم و... و عوامل محیطی مانند سردرگمی، نبود تشکیلات، سروصدا، فشار کاری بیش از حد و... و عوامل جسمانی مانند: خستگی، استرس، بیماری، ورزش نکردن، بی تحرکی در طول روز، پشت میز نشستن و...
با خودتان صادق باشید
رودربایستی داشتن در حقیقت یک نوع دروغ گویی است. وقتی فردی نمی تواند و یا نمی خواهد کاری را انجام دهد و آن کار را بپذیرد، باعث اتلاف زمان، سرمایه ها و تضییع حقوق دیگران خواهد شد عوامل تعارف بی جا و رودربایستی عبارتند از تمایل به خشنود کردن دیگران، کسب توانایی از تقاضاهای دیگران و بی اطلاعی نسبت به شیوه های نپذیرفتن یعنی «نه» گفتن است.
پرحرفی باعث اتلاف وقت می شود و انسان در آخر می بیند از برنامه خود هم عقب مانده و چیزی به دست نیاورده است. پس بهتر است در جایی که لازم باشد حرف بزنیم و بیهوده گویی نکنیم.
فرصت را از دست ندهید
نگرانی از کارهای مانده و دشواری انجام آنها به مرور زمان، منجر به بیماریهای عصبی و یا بی تفاوتی نسبت به امور می شود و به دنبال آن بی نظمی و عدم تعهد نسبت به مسئولیت ها رخ می دهد و از همه مهم تر فرصت ها از دست می رود. عوامل اهمال کاری عبارتند از: اعتقاد به اینکه من تحت فشار بهتر کار می کنم، ترس از شکست، فقدان علاقه به موضوع درسی یا فردی خاص، عادت به انجام امور ساده و پیش پا افتاده در ابتدا و سپس به تعویق انداختن امور دشوار.
ناآشنایی و بی اعتمادی به توانایی های خود منجر به عدم توانایی در تصمیم گیری و وسواس در عمل می شود جرات لازم برای اجرا از دست می رود. بیشتر زمان افرادی که دارای تصویر منفی از خود هستند به سرزنش خود می گذرد و به علت روحیه منفی در کارها، بی انگیزه بوده و به اتلاف زمان در هر کار می پردازند. فرد باید خود را با میزان توانی که دارد بپذیرد.
پذیرفتن و پرداختن به کارهای مختلف بیش از حد توان منجر به بیماری های جسمی و روحی می شود. بنابراین هر کس باید باتوجه به توان و ظرفیت خویش قبول مسئولیت نماید.
فرد بی انگیزه، کارایی کمتری خواهد داشت. انگیزه مستقیماً بر میزان وقت، حوصله، خلاقیت و پشتکار و... تاثیر می گذارد. افرادی که فکر می کنند با کار ممتد و بدون استراحت کافی می توانند کار بیشتری انجام دهند در اشتباه هستند زیرا خستگی حالتی است که سبب کم شدن کار بدنی و فکری می شود.
عوامل بی انگیزه بودن عبارتند از: بی میلی و بی علاقگی به کار و مطالعه و خستگی هنگام مطالعه، خستگی اعضای بدن و به دنبال آن خستگی فکری، تشویش، اضطراب، عجله و نگرانی، بی نظمی، بی برنامگی، پرخوری، کم خوابی، ضعف چشم، سطحی مطالعه کردن، تلقین های منفی.
کسی که عادت دارد در هر مورد خود را کوچک بشمارد و در هر کاری با ضعف و بی قدرتی اظهار نظر کند ضعیف بار می آید. عوامل عدم توانایی در تصمیم گیری عبارتند از: روشن نبودن جوانب کار، دو دل بودن، وابستگی به دیگران، ترس از عاقبت کار و...
دیدتان به زندگی را عوض کنید
آنچه که افراد نخبه و موفق هر جامعه را از افراد عادی جدا می کند مسلماً نوع نگرش آنان به زندگی و راههای رسیدن به اهداف خود می باشد. افراد موفق جامعه قدر ثانیه ها و لحظه های عمری را که دارند سپری می کنند و می دانند که بالاخره تمام می شود می دانند، پس برای چگونگی گذراندن آن برنامه ریزی می کنند.
برنامه ریزی یعنی آوردن آینده به زمان حال تا بتوانیم در زمان حال برای آینده خود کاری انجام دهیم. نکته ای که باید به آن توجه داشت این که زمان منتظر ما نمی ماند و به سرعت پیش می رود.
این ما هستیم که باید خود را به او برسانیم، پس هرگونه درنگ چیزی جز ضرر نصیب ما نخواهد کرد. باید توجه داشت که داشتن برنامه فقط به زندگی شخصی و شغلی افراد خاصی محدود نمی شود، همه افراد جامعه می توانند با برنامه ریزی مناسب در حیطه فعالیت های شخصی و شغلی خود موفق تر ظاهر شوند.
یک تاجر اگر با برنامه عمل کند مسلماً ورشکست نخواهد شد. یک مدیر برای موفقیت در کار خود باید حتماً با اصول برنامه ریزی آشنا باشد تا بتواند زمان را برای خود کنترل و مدیریت کرده و در زیر فشارهای کاری و مزاحمهای زمان سر بلند بیرون آمده و در کنار مجموعه خود به اهداف از پیش تعیین شده سازمان خود دست یابد و حتی فعالیت های مجموعه خود را گسترش دهد.
نقش عمده تربیت فرزندان را باتوجه به ارتباط بیشتر، مادر عهده دار است. آنان می توانند با برنامه ریزی مناسب حتی در منزل خود را از روزمرگی نجات دهند. داشتن برنامه به معلمان عزیز این فرصت را می دهد که بتوانند کلاس درس را طبق اهداف کلی و جزیی درس یا فعالیت مورد نظر به پیش برده و فرصت کافی برای خلاقیت و نوآوری در شیوه تدریس خود داشته باشند.
بدون شک همه اینها برای رسیدن به موفقیت است که برای افراد باید مشخص باشد در چه زمینه ای قصد دارند به موفقیت دست یابند.
توانایی هر فرد در تعیین اهداف برنامه ریزی و به کار بردن برنامه ها در جهت رسیدن به آن اهداف مسیر زندگی او را تعیین می کند. تفکر و برنامه ریزی موجب رها شدن نیروی ذهنی شما شده، خلاقیت شما را به تحرک واداشته و انرژی های ذهنی و جسمانی شما را فزونی می بخشد.
باید توجه داشت که عمل بدون برنامه ریزی عامل همه شکست هاست. توانایی شما در برنامه ریزی خوب قبل از انجام عمل، معیاری برای قابلیت های کلی شما است. باید در نظر داشت که وقتی که صرف برنامه ریزی می شود هزینه نیست بلکه سرمایه است.
علیرضا ضیائی