خویشاوندی با رهبران و مسئولان جامعه و مسئولیت های مضاعف
14 بازدید
تاریخ ارائه : 1/26/2013 10:26:00 AM
موضوع: اخلاق و عرفان

خویشاوندی با رهبران و مسئولان جامعه و مسئولیت های مضاعف

احسان باقری
اسلام، بهترین و کامل ترین سبک زندگی را به بشر ارایه می کند. از این رو مسایل اجتماعی در آن پررنگ تر است؛ زیرا انسان موجودی اجتماعی است و مسایل اجتماعی وی نیز بیشتر از مسایل فردی او می باشد، بلکه حتی مسایل فردی انسان نیز به شکلی مرتبط با مسایل اجتماعی اوست و تحت تاثیر آن شکل می گیرد؛ چرا که احساسات و عواطف انسانی که خصوصی ترین مسایل فردی و شخصی او را تشکیل می دهد، متاثر از روابط شخصی با والدین، همسر و خانواده است.از آن جایی که مسئولیت ها و نقش های اجتماعی انسان، متاثر از جامعه است و شخصیت و هویت انسانی را شکل می بخشد، نقش رهبران در جامعه نیز پررنگ تر از همه نقش های دیگر اجتماعی است. البته این نقش و در نتیجه نفوذ اجتماعی، مختص به رهبران نیست، بلکه دامنه آن حتی خویشاوند رهبران را نیز دربرمی گیرد. از این رو اسلام افزون بر تبیین شخصیت های رهبران و مسئولیت ها و نقش آنان در جامعه سالم ایمانی و قرآنی، به نقش و مسئولیت های خویشاوندان و مرتبطان با رهبران نیز توجه ویژه نشان داده است.نویسنده در این مطلب با مراجعه به آموزه های قرآنی در خصوص وظایف و مسئولیت های همسران و خویشان پیامبر(ص) به بررسی نقش و مسئولیت خویشاوندان رهبران پرداخته و دیدگاه قرآن را در این زمینه ارایه نموده است.
نفوذ اجتماعی رهبران و خویشاوندان آنان
انسان ها به طور طبیعی، مقلد هستند. تقلیدگرایی ذاتی و طبیعی انسان، آثار بسیار مهمی در زندگی او به جا می گذارد. هرچند که بیشتر مردم از آثار منفی تقلید سخن به میان می آورند و آن راعامل بسیاری از بدبختی ها و بی خردی ها می شمارند؛ اما انتقال فرهنگ ها، سنت ها، دانش ها و تجربیات و مانند آن تنها از طریق تقلید انجام می گیرد. وحدت اجتماعی و بقا و دوام جامعه براساس اصول تقلید است.
انسان ها به سبب کمال گرایی ذاتی و گریز از نقص، انسان های دیگر را الگو و سرمشق زندگی خویش قرار می دهند و از آنان تقلید می کنند؛ زیرا این دیگری یا دیگران مهم، کسانی هستند که از نظر آنان به موفقیت دست یافته اند. از نظر هر فرد انسانی، موفقیت به معنای رسیدن به کمال، دست یابی به خوشبختی و سعادت است؛ هرچند گاه انسان ها در تطبیق مصادیق به خطا و اشتباه می روند و موفقیت را در چیزی می یابند که سعادت و خوشبختی و یا کمال نیست؛ اما ذات کمال گرایی، موجب می شود تا تقلید از دیگران موفق را در برنامه و سبک زندگی خود داشته باشند؛ زیرا این دیگران مهم، کسانی هستند که مسیر موفقیت و کامیابی را شناخته و به آن دست یافته اند.
در همه جوامع، رهبران اجتماعی در جایگاه اصلی دیگران مهم و انسان های موفق و کامل نشسته اند؛ زیرا اینان نخبگانی هستند که با شایستگی تمام در مسیر موفقیت و کامیابی گام برداشته و بدان دست یافته اند. همه افراد جامعه تلاش می کنند تا به مرتبه ای از مقام و منزلت ایشان نزدیک و یا دست یابند. از این رو سبک زندگی آنان را الگو و سرمشق زندگی خویش قرار می دهند و گاه اینان در چنان جایگاهی قرار می گیرند که در اصطلاح از آنان به کاریزما یاد می شود. کاریزما به معنای فرهمندی در حقیقت عبور از دایره انسان های عادی و قرار گرفتن در جایگاه انسان خداست. متاله و خدایی شدن این افراد موجب می شود که نفوذ اجتماعی آنان در جامعه بسیار بیشتر و قوی تر از هر رهبر دیگری باشد، به گونه ای که حکومت ایشان بر جسم ها نیست بلکه بر جان ها و قلوب است؛ چنان که ابزار قدرت ایشان، خشونت و زور و حتی اقتدار و قدرت قانونی نیست، بلکه اقتدار معنوی می باشد.
دراین حالت، نفوذ رهبران و مقام و منزلت آنان دراسوه بودن نیز رنگ و معنایی دیگر به خود می گیرد و بی هیچ شک و تردیدی مردم می کوشند تا سبک زندگی خود را از آنان بگیرند و خود را همانند ایشان سازند.
اگر دربرخی روایات آمده است که «الناس علی دین ملوکهم؛ مردم بر دین و سبک زندگی پادشاهان و رهبران خویش می باشند» (کشف الغمه، ج 2، ص 21)؛ درحق این گروه از رهبران خردمند باید گفت که مردم یک گام فراتر رفته و می کوشند تا خودشان را از همه جهات همانند رهبران خردمند خویش سازند و اینان درحقیقت خدایان زمینی این مردمان هستند و از این دسته رهبران به نام هایی چون سایه خدا و فرزندان خدا و مانند آن یاد می شود. از این رو امیرمومنان (ع) درحق نفوذ بی مانند رهبران می فرماید:الناس بامر ائهم اشبه منهم بابائهم؛ مردم، به دولتمردان خود شبیه ترند تا به پدرانشان. (تحف العقول، ص 208)
پیامبر اسلام (ص) درتاثیر رهبران درهدایت و ضلالت امت اسلام فرمودند:«صنفان من امتی اذا صلحا صلحت امتی و اذا فسدا فسدت امتی» هرگاه دو دسته از امت من فاسد شوند همه فاسد می شوند و اگر صالح شوند در همه اثر گذاشته و همه صالح می شوند.
سؤال کردند آن دو دسته کیانند؟
پیامبر فرمودند:«الفقهاء و الامراء؛ دانشمندان و حاکمان». (بحارالانوار، ج 2، ص 49)
قرآن به این نکته توجه می دهد که خویشاوندان رهبران بویژه رهبران خردمند از نظر تاثیرگذاری درحد رهبران عمل می کنند، بلکه گاه رهبران به خویشاوندان و رفتارهای آنان سنجش می شوند و ارزیابی ها از این طریق انجام می گیرد. بنابر این، رفتار خویشاوندان به ویژه همسران و فرزندان، به معنای بازتاب شخصیت رهبری قلمداد می شود و داوری ها درباره نفوذ حقیقی شخصیت رهبر، براساس شخصیت و رفتارهای خویشاوندان درجه یک، انجام می گیرد.
از این رو بخشی از آموزه های قرآنی به مسائل همسران و فرزندان پیامبران اختصاص یافته است.
در برخی از آیات، از زنانی چون همسر لوط و نوح (تحریم، آیه 10) به عنوان خویشاوندان غیرقابل تقلید و الگوبرداری یاد می شود و در آیاتی دیگر از فرزندانی چون فرزند نوح سخن به میان می آید و درآن خویشاوندی فرزند بدکار و کافر از نوح (ع) نفی می شود. (هود، آیه 46) این نفی برای آن انجام می گیرد تا قضاوت براساس آن انجام نگیرد و مردم، فرزند و همسر رهبری بودن را ملاک و معیار قرار ندهند.
با این همه قرآن به این گرایش طبیعی انسان در تقلید از رهبران به ویژه رهبران خردمند در همه حوزه ها حتی همسر و فرزند توجه دارد. از این رو درآیات سوره احزاب و سوره های دیگر، به نقش حساس، مسئولیت و وظایف ویژه همسران و فرزندان رهبر بزرگی چون پیامبر (ص) اشاره می کند. از این آیات می توان دریافت که همسران و فرزندان رهبران اجتماعی درجامعه اسلامی از چه ویژگی هایی باید برخوردار باشند.
ملاک های برتری
خداوند در آیات قرآنی، پیش از اینکه به شخص و نقش افراد درخانواده و جامعه توجه کند، به ارزیابی شخصیت می پردازد و جایگاه افراد را براساس شخصیت آنان مشخص می کند. هرچند که ارتباطاتی چون همسری و فرزندی برای افراد نوعی شخصیت اجتماعی ایجاد می کند، ولی آنچه اصل و اساس برای داوری و ارزیابی است، نوع دیگر ارتباطات است که شخص با خداوند ایجاد می کند.
براین پایه، ملاک های برتری هر انسانی می بایست درارتباط با خداوند و میزان نزدیکی و دوری از او تبیین گردد. به سخن دیگر، میزان رنگ و صبغه خدایی گرفتن (بقره، آیه 138) یا متاله و خدایی شدن، معیار اصلی در سنجش برتری انسان و مقام و منزلت او برای رهبری و الگو قراردادن در جامعه است.
خداوند برای تبیین این معنا به اشکال گوناگون با بیان ملاک های فرعی می کوشد تا ملاک ها و معیارهای گوناگونی برای سنجش در اختیار افراد جامعه قرارگیرد.
در آیات گوناگون، تقوا مهمترین ملاک برای میزان سنجش ارتباط افراد با خدا معرفی می شود؛ زیرا نخستین بروز و ظهور رنگ خدایی گرفتن انسان، پرهیز از هر آن چیزی است که از نظر عقل و شرع، ناپسند و زشت دانسته شده است. براین اساس، ملاک برتری و کرامت انسان، تقوا معرفی می شود. (حجرات، آیه13)
خداوند درباره خویشاوندان رهبری جامعه، ملاک برتری و کرامت ایشان را، تقوا دانسته و بر آن تأکید ویژه کرده است. (احزاب، آیه32) بنابراین، برای شناسایی میزان ارتباط شخص با رهبری می بایست به همسری و فرزندی او توجه نکرد، بلکه به میزان شباهت اخلاقی او با رهبری توجه داشت. پس هر کسی که تقوای کامل تری داشته باشد، به رهبری جامعه نزدیک تر و قابل الگوبرداری است.
از دیگر راههای شناسایی که قرآن برای میزان ارتباط خویشان با رهبر معرفی می کند، ایمان (تحریم، آیات3و 4)، خضوع و قنوت در برابر خدا (همان)، عبادت و بندگی (همان)، توبه و انابه به درگاه خداوند (همان) و تسلیم در برابر خداست. (همان)
بروز و ظهور این ایمان و بندگی را می توان در اطاعت و عمل به فرمان های خدا و پیامبر(ص)، فرمانبرداری خاضعانه از خدا و پیامبر(همان) و اعمال عبادی ظاهری هم چون نماز و روزه داری و مانند (همان) آن جست وجو کرد.بنابراین، برای شناخت میزان درستی و راستی شخصیت خویشاوندان رهبری، جهت الگوبرداری، می بایست به دو حوزه ایمان و عمل صالح آنان توجه کرد. (تحریم، آیات 3و 4؛ احزاب، آیات28 و 31) پس هر کسی در ایمان و عمل صالح به کمال و تمامیت نزدیک تر باشد، در خویشاوندی واقعی و حقیقی به پیامبر(ص) نزدیک تر است. از این رو خداوند هرگونه خویشاوندی واقعی را از پسر نوح نفی می کند و او را از اهل و خویشان آن حضرت(ع) خارج می داند. (هود، آیه46)
وظایف و مسئولیت های خویشان
چنان که گفته شد، انسان ها به طور طبیعی به خویشاوندان به ویژه همسران و فرزندان رهبری توجه ویژه ای مبذول می دارند. لذا خویشاوندان رهبری از جایگاه خاصی برخوردار شده و مقام و منزلت و نفوذ اجتماعی خاصی نیز پیدا می کنند.
خویشاوندی با رهبران موجب می شود تا این افراد از شخصیت و کرامت و نفوذ رهبری سود برند و دارای نفوذ و کرامتی گردند. همین معنا را می توان درباره همسران پیامبر(ص) از آیات30 تا 32 سوره احزاب به دست آورد. (المیزان، ج16، ص308) از این رو خداوند به همسران و خویشان پیامبر(ص) توصیه می کند تا به موقعیت و جایگاه اجتماعی خویش که از طریق نسبت به پیامبر(ص) به دست آورند، توجه داشته و برخی از مسایل را مراعات کنند.
از مهم ترین وظایف و مسئولیت هایی که می بایست خویشاوندان رهبران به سبب وابستگی به رهبری مراعات کنند، اموری است که مردم به آن توجه دارند؛ زیرا مردم همه رفتارها و افکار و نیات خویشاوندان رهبری را همچون خود رهبر زیر نظر دارند. این توجه حتی گاهی اوقات تشدید می شود؛ زیرا افکار و رفتار خویشاوندان را بازتاب نفوذ شخص و شخصیت واقعی رهبری می دانند؛ چرا که به تصورآنان اگر شخصیتی به ویژه فرهمند و دانا و خردمند اگر تأثیرگذار باشد، می بایست نخست در خویشان وی تأثیر بگذارد.
برخی از دانشمندان اسلامی یکی از ملاک های تشخیص شخصیت واقعی یک عالم اسلامی را شیوه برخورد همسر و فرزندان دانسته و بر این گفته تأکید دارند که اگر زنی به شوهرش اقتدا در نماز می کند، می توان او را عادل دانست؛ زیرا همسر، نزدیک ترین شخص به این عالم است و او از همه زیر و بم همسرش آگاه است. اگر در نماز اقتدا کرد، می بایست شوهری عادل و خوب باشد و گرنه باید در عدالت فرد تشکیک کرد.
خویشاوندان، ابزار تشخیص حقانیت
بنابراین، خویشاوندان، نخستین ابزار تشخیص حقانیت دانسته می شوند. پس لازم است که خویشان رهبری به گونه ای عمل کنند که در داوری مردم خطا و اشتباهی پدید نیاید. البته این وظایف اختصاص به خویشاوندان رهبری ندارد، اما حساسیت مردم و جامعه نسبت به خویشان رهبری موجب می شود تا تأکید خاصی صورت گیرد و از ایشان خواسته شود تا در انجام و مراعات اموری، توجه بیشتر داشته باشند؛ چون زیر ذره بین دقیق و توجه جدی مردم قرار دارند و هرگونه رفتاری از نظر جامعه برجسته و بزرگ می نماید.
از این رو خداوند از وظایف همسران پیامبر(ص) را اموری چون اجتناب از خودنمایی و خودآرایی های دوران جاهلیت بیان می کند؛ زیرا عدم تغییر در رفتار ظاهری خود بیانگر عدم نفوذ شخصیت پیامبر(ص) خواهد بود و رفتارهای جاهلی به معنای عدم تأثیرپذیری از رفتارهای قرآنی و آموزه های وحیانی است. (احزاب، آیه32 و 33) بنابراین، اگر خویشان رهبری هنوز بر رفتارهای جاهلی باقی مانده باشند، جامعه ایشان را الگوی رفتاری خود قرار می دهد و تأثیرات دعوت و تبلیغ پیامبر(ص) و رهبری برای تغییر رفتاری جامعه کاهش می یابد و بلکه ابتر می ماند.
در همین رابطه اجتناب از رفتارهای تحریک آمیز جنسی به عنوان وظیفه دیگری برای خویشان رهبری، بیان می شود؛ زیرا مسایل جنسی، ریشه بسیاری از ناهنجاری های اجتماعی است. تصحیح و اصلاح رفتار جنسی به عنوان مهم ترین وظیفه مورد تأکید قرار می گیرد.(همان)
شرایط حضور خویشان در اجتماع به شدت مورد توجه است؛ از این رو همه شرایط حضور به گونه ای بیان می شود که کمترین تبعات سوء و بیشترین آثار مثبت را به همراه داشته باشد. خداوند از نوع گفتار تا پوشش و محدوده و مقدار و دیگر شرایط حضور خویشاوندان رهبری را در جامعه بیان می کند؛ چراکه احتمال تقلید و نیز سوء استفاده در همه این امور وجود دارد و خویشان رهبری می بایست در این امور رفتار خود را به بهترین شکل اصلاح نمایند.
در آیات قرآنی، از حفظ عفاف و حجاب و گفتار نیکو و پسندیده گرفته تا حفظ اسرار رهبری و پرهیز از سوءاستفاده دشمنان با ماندن در خانه ها سخن به میان آمده است. (احزاب، آیات32 تا 34؛ تحریم، آیات3و4)
خانه نشینی همسران رهبری از آن روست که حضور ایشان در جامعه همواره با سوءاستفاده هایی از سوی برخی افراد همراه خواهد بود. هر عضوی از اعضای خانواده رهبری اگر دریابد که حضور وی موجب سوءاستفاده دیگران و ضربه به روابط سالم امت و امام می شود، می بایست از حضور خود در اجتماع بکاهد یا آن را محدود یا مخفی سازد.
اطاعت خویشان رهبری از او در همه امور از فرایضی چون نماز و زکات (همان) گرفته تا امور اجتماعی چون حجاب و نحوه برخورد و سخن گفتن با مردم، می بایست به گونه ای باشد که آنان الگوهای رهبری قلمداد شوند و در همان مسیر جامعه سازی رهبری انجام گیرد و در تقویت بنیان های رهبری و نفوذ اجتماعی آن مؤثر واقع شود. (همان)
به سخن دیگر، مجاز بودن فعالیت خویشاوندان نزدیک رهبری در فعالیت های اجتماعی و حضور و ورود آنان به این عرصه ها می بایست با رعایت تمامی ضوابط اخلاقی، اجتماعی، امنیتی ومانند آن باشد. (احزاب، آیه 53 و آیات پیشین)
باید توجه داشت که خطاها و اشتباهات خویشاوندان وبستگان رهبران و مسئولان همواره از سوی مردم بزرگ دیده می شود، از این رو، مجازات دنیوی و اخروی نسبت به رفتارهای آنان نیز تشدید می شود. براین اساس هرگونه خطای فاحش، تمرد از رهبری، افشای اسرار خانوادگی یا مربوط به نظام اسلامی، با تشدید مجازات دردنیا مانند طلاق و درآخرت به عنوان گناه بزرگ با آتش دوزخ مواجه خواهد بود. (احزاب، آیات 32 تا 34؛ تحریم، آیات 3 و 4)
خداوند در آیه 28 سوره احزاب حتی مناسب دانسته که خویشاوندان رهبری از امکانات رفاهی و تزیینات مادی دنیوی نسبت به توده های مردم محروم باشند؛ زیرا گرایش به مادیات و ظواهر دنیوی از سوی خویشان رهبری، خود مهم ترین عامل برای مسابقه امت برای کسب مادیات و فراموشی آخرت می شود. اگر شاهزادگان از درخت مادیات، میوه ای برگیرند، امت به پیروی از ایشان درخت مادیات را درخانه دل خویش بکارند و خدا را فراموش کنند. اگر بهره مندی از دنیا درحد متعادل برای توده های مردم خوب است، برای خویشاوندان رهبری بد است. (نگاه کنید: المیزان، ج 16، ص 307، ذیل آیه 28 سوره احزاب)
خداوند در آیات 28 و 29 سوره احزاب به همسران پیامبر (ص) این اختیار را می دهد تا میان زندگی ساده و بدون تجملات یا طلاق، یکی را برگزینند؛ زیرا انتساب به رهبری اجازه نمی دهد تا دراین موقعیت از زندگی رفاهی و تجملاتی برخوردار باشند و هرگونه گرایش به تجملات و خروج از ساده زیستی از سوی آنان درحقیقت مخالفت با رهبری و خروج از دایره اطاعت از آن است.
کاخ نشینی و رفتارهای زشت و زننده جاهلی و گرایش به ناهنجاری ها و زشتکاری ها، درخور و شان خویشان رهبری نیست؛ بنابر این اگر اصلاح را نمی پذیرند از رهبری می بایست جدا شوند. پس اگر همسر هستند با طلاق و اگرفرزند هستند با اعلام جدایی چون فرزند نوح از اهل و اهلیت خویشی با رهبری، این معنا به ملت فهمانده شود.
آنچه بیان شد تنها گوشه ای از مسئولیت های خویشاوندی با رهبری بویژه رهبری دینی است.
البته این رهبری اختصاص به رهبری کلان ندارد، بلکه تمام مسئولان عالی رتبه و دون پایه جامعه را دربرمی گیرد و هرکسی درهر جامعه کوچک چون روستا که از مقام رهبری دینی و یا مردمی برخوردار می باشد، می بایست این نکات را رعایت کند و خویشان رهبری مانند عالمی در روستا باید همواره خود را به عنوان الگو درجامعه بشناسند و رفتاری درخور و شایسته رهبری داشته باشند.